دوشنبه , ۷ مهر ۱۳۹۹
فوری
خانه / مذهبی / قرآن کریم / سوره القمر

سوره القمر

سُوۡرَةُ القَمَر

.
بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان 

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ (١)

آن ساعت (قيامت يا قيام رسول حق) نزديك آمد و ماه آسمان شكافته شد (اين آيه راجع به شقّ القمر است كه كفّار از رسول اكرم درخواست كردند). (۱)

وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ (٢)

و اگر كافران، بزرگ آيت و معجزى (چون شكافتن ماه) هم ببينند باز اعراض كرده و گويند كه اين سحرى نيرومند و كامل است. (۲)

وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ (٣)

و آنها (رسول حق را) تكذيب كرده و پيرو هواى نفس باطل خود شدند و هر (حق و باطل) امرى را عاقبت (در بهشت يا دوزخ) مقرّى خواهد بود. (۳)

وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الأنْبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ (٤)

و اخبارى كه مايه عبرت و انزجار از معصيت است كاملا به مردم رسيد. (۴)

حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ (٥)

(قرآن) حكمت بالغه خداست و (اگر از آن پند نگيريد) ديگر از اين پس هيچ اندرز و پند (شما را) سودى نخواهد بخشيد. (۵)

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُو الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُكُرٍ (٦)

پس روى از كافران بگردان (تا) روزى كه ندا كننده‏اى (چون اسرافيل، خلق را) به عالمى حيرت آور و قيامتى هول‏انگيز دعوت كند. (۶)

خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الأجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ (٧)

كه (از هول آن) كافران به خوارى چشم بر هم نهند و سر از قبرها بر آورده مانند ملخ به عرصه محشر منتشر شوند. (۷)

مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ (٨)

در آن حال منادى محشر را ناچار به سرعت اجابت كنند، كافران با هم گويند: اين روز همان روز سخت است (كه ما انكار مى‏كرديم). (۸)

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ (٩)

پيش از اينان هم قوم نوح بنده ما نوح را تكذيب كردند و گفتند: او مردى ديوانه است، و (با زجر و ستم بسيار كه از آنها كشيد از دعوت به حق) بازداشته شد. (۹)

فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ (١٠)

تا آنكه به درگاه خدايش دعا كرد كه من سخت مغلوب قوم شده‏ام تو مرا يارى فرما. (۱۰)

فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ (١١)

ما هم درهاى آسمان گشوديم و سيلابى از آسمان فرو ريختيم. (۱۱)

وَفَجَّرْنَا الأرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ (١٢)

و در زمين چشمه‏ها جارى ساختيم تا آب آسمان و زمين با هم به طوفانى كه مقدّر حتمى بود اجتماع يافت. (۱۲)

وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ (١٣)

و نوح را در كشتى محكم اساس برنشانديم. (۱۳)

تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاءً لِمَنْ كَانَ كُفِرَ (١٤)

كه آن كشتى با نظر و حفظ و عنايت ما روان مى‏گشت (و چنين كرديم) تا به نوح كه مورد كفر و انكار قوم قرار گرفت پاداش دهيم. (۱۴)

وَلَقَدْ تَرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (١٥)

و آن كشتى را محفوظ داشتيم تا آيت عبرت خلق شود، آيا كسى هست كه از آن پند گيرد؟ (۱۵)

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ (١٦)

پس (اى بدكاران عالم بنگريد كه) سختى عذاب و تنبيه من چگونه بود! (۱۶)

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (١٧)

و ما قرآن را براى وعظ و اندرز بر فهم آسان كرديم آيا كسى هست كه از آن پند گيرد؟ (۱۷)

كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ (١٨)

قوم عاد نيز (پيغمبرشان هود را) تكذيب كردند، پس باز بنگريد كه عذاب و تنبيه من چگونه سخت بود! (۱۸)

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ (١٩)

ما بر هلاك آنها تند بادى در روز نحسى پايدار فرستاديم. (۱۹)

تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ (٢٠)

كه آن باد مردم را از جا بر مى‏كند چنان كه ساق درخت خرما از ريشه افكنند. (۲۰)

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ (٢١)

پس باز بنگريد كه عذاب و تنبيه من چگونه سخت بود! (۲۱)

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (٢٢)

و ما قرآن را براى وعظ و اندرز بر فهم آسان كرديم آيا كسى هست كه از آن پند گيرد؟ (۲۲)

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ (٢٣)

قوم ثمود هم آيات حق را تكذيب كردند. (۲۳)

فَقَالُوا أَبَشَرًا مِنَّا وَاحِدًا نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَفِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ (٢٤)

و گفتند: آيا سزد كه ما يك بشرى از جنس خودمان را پيروى كنيم؟ در اين صورت به گمراهى و جنون سخت در افتاده‏ايم. (۲۴)

أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ (٢٥)

آيا بين ما افراد بشر تنها بر او وحى رسيد؟! (چنين نيست) بلكه او مرد دروغگوى بى‏باك و خودپسندى است. (۲۵)

سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَنِ الْكَذَّابُ الأشِرُ (٢٦)

اين منكران به زودى فرداى قيامت كاملا معلومشان شود كه دروغگوى بى‏باك و خودپسند كيست. (۲۶)

إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ (٢٧)

ما (به صالح گفتيم كه) براى امتحان آنها ناقه را (به درخواست آنها از سنگ) بيرون مى‏فرستيم و تو مراقب حالشان باش و (بر آزارشان) صبر پيشه گير. (۲۷)

وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ (٢٨)

و به آنها خبر ده كه نوشيدن آب چشمه بين آنها و ناقه تقسيم شده (كه يك روز سهم ناقه و روزى براى آنهاست) و هر يك بر سهم خود حاضر آيند. (۲۸)

فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ (٢٩)

آن قوم شقى صاحب و رئيس خود را خواندند تا مجهز شد و ناقه را پى كرد. (۲۹)

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ (٣٠)

پس (باز بنگريد كه) عذاب و تنبيه من چگونه سخت بود! (۳۰)

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ (٣١)

ما بر هلاك آنها يك صيحه (عذاب آسمانى) فرستاديم و همه مانند گياه خشك و خرد شدند. (۳۱)

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (٣٢)

و ما قرآن را براى وعظ و اندرز بر فهم آسان كرديم آيا كسى هست كه از آن پند گيرد؟ (۳۲)

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ (٣٣)

قوم لوط نيز آيات و رسول حق را تكذيب كردند. (۳۳)

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلا آلَ لُوطٍ نَجَّيْنَاهُمْ بِسَحَرٍ (٣٤)

ما هم جز خانواده لوط كه به وقت سحر نجاتشان داديم همه آنان را به سنگباران هلاك نابود كرديم. (۳۴)

نِعْمَةً مِنْ عِنْدِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ (٣٥)

نجات اهل بيت لوط هم به نعمت و لطف ما بود، بلى ما چنين شكرگزاران را پاداش مى‏دهيم. (۳۵)

وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ (٣٦)

لوط آن قوم را از قهر و مؤاخذه ما ترسانيد باز آنها در آيات ما شك و انكار كردند. (۳۶)

وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ (٣٧)

و قوم از او مهمانانش را (كه فرشتگانى زيبا بودند، بر سوء قصد) طلبيدند، ما هم چشم آنها را بى‏نور و نابينا كرديم (و گفتيم كه) اينك عذاب قهر و انتقام مرا بچشيد. (۳۷)

وَلَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً عَذَابٌ مُسْتَقِرٌّ (٣٨)

و شبى به صبحگاه رسيد كه (مرگ آمد و) عذاب دايم (دوزخ) گريبانشان گرفت. (۳۸)

فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ (٣٩)

(و گفتيم) اينك عذاب قهر و انتقام مرا بچشيد. (۳۹)

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (٤٠)

و ما قرآن را براى وعظ و اندرز بر فهم آسان كرديم آيا كسى هست كه از آن پند گيرد؟ (۴۰)

وَلَقَدْ جَاءَ آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ (٤١)

و بر ارشاد فرعونيان هم رسول و آيات الهى آمد. (۴۱)

كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ (٤٢)

آنها همه آيات ما را تكذيب كردند، ما هم به قهر و اقتدار خود از آنها سخت مؤاخذه كرديم. (۴۲)

أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولَئِكُمْ أَمْ لَكُمْ بَرَاءَةٌ فِي الزُّبُرِ (٤٣)

آيا كفار شما (مكّيان) بهتر (و قوى‏تر) از آن امم گذشته‏اند يا شما را برائت و امانى در كتب (آسمانى از عذاب خدا) هست؟ (۴۳)

أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ (٤٤)

بلكه مى‏گويند: ما با هم مجتمع و بسياريم و پيروزيم. (۴۴)

سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ (٤٥)

به زودى آن جماعت (در جنگ بدر) شكست خورده و به جنگ پشت كنند. (۴۵)

بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ (٤٦)

بلكه ساعت قيامت وعده‏گاه آنهاست و آن روزى بسيار سخت‏تر و ناگوارتر (از روز بدر) است. (۴۶)

إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ (٤٧)

البته بدكاران عالم (در دنيا) به گمراهى و (در آخرت) در آتش سوزان دوزخند. (۴۷)

يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ (٤٨)

روزى كه آنها را به رو در آتش دوزخ كشند (و گويند) اينك الم جهنم را بچشيد! (۴۸)

إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ (٤٩)

ما هر چه آفريديم به اندازه آفريديم. (۴۹)

وَمَا أَمْرُنَا إِلا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ (٥٠)

و فرمان ما (در همه عالم) يكى است (و هيچ تبديل‏پذير نيست چه در امر ايجاد و چه در كار معاد، و در سرعت) به مانند چشم به هم زدنى انجام يابد. (۵۰)

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ (٥١)

و ما بسيارى از پيشينيان امثال شما را هلاك كرديم آيا كسى هست كه از آن پند و عبرت گيرد؟ (۵۱)

وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ (٥٢)

و هر عملى كه كردند در كتابنامه عملشان ثبت است. (۵۲)

وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ (٥٣)

و هر امر كوچك و بزرگ (در آنجا) نگاشته است. (۵۳)

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ (٥٤)

محققا اهل تقوا در باغها و كنار نهرها (ى بهشت ابد) منزل گزينند. (۵۴)

فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ (٥٥)

در منزلگاه صدق و حقيقت نزد خداوند عزّت و سلطنت جاودانى متنعّمند. (۵۵)

درباره ادمین

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

مطالعه دیگر مطالب

Ziyarat Ashora dengan terjemahan Bahasa Indonesia

Ziyarat dari Imam Hosein Damai besertanya pada hari dia menjadi syahid yang dikenal sebagai ziyarat Ashora

terjemahan surat al kauthar

بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ به نام خداى بخشاينده مهربان إِنَّآ أَعۡطَيۡنَـٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ (١)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image