دوشنبه , ۷ مهر ۱۳۹۹
فوری
خانه / مذهبی / قرآن کریم / سوره الفرقان

سوره الفرقان

سُوۡرَةُ الفُرقان

.
بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ

‏ به نام خداوند بخشنده مهربان .

  تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً ‏(۱)

‏ والا مقام و جاويد كسي است كه فرقان ، ( يعني جدا سازنده حق از باطل ) را بر بنده خود ( محمّد ) نازل كرده است ، تا اين كه جهانيان را ( بدان ) بيم دهد ( و آن را به گوش ايشان برساند ) . ‏

‏ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً ‏(۲)

‏ آن كسي كه حكومت و مالكيّت آسمانها و زمين از آن او است ، و فرزندي ( براي خود ) برنگزيده است ، و در حكومت و مالكيّت انبازي نداشته‌است ، و همه چيز را آفريده است و آن را دقيقاً اندازه‌گيري و كاملاً برآورد كرده است . ‏

‏ وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرّاً وَلَا نَفْعاً وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُوراً (۳)‏

‏ ( مشركان ) سواي خدا ، معبودهائي را برگرفته‌اند ( و به پرستش اصنام و كواكب و اشخاصي پرداخته‌اند ) كه چيزي را نمي‌آفرينند و بلكه خودشان آفريده‌هائي بيش نيستند ، و مالك سود و زياني براي خود نبوده ، و بر مرگ و زندگي و رستاخيز اختيار و تواني ندارند . ‏

‏ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْماً وَزُوراً ‏(۴)

‏ كافران مي‌گويند : اين ( قرآن ) دروغي بيش نيست كه خود ( محمّد ) آن را از پيش خود به هم بافته است و گروهي او را در اين كار ياري داده‌اند . آنان واقعاً ( با بيان اين سخن ) ستم و بهتان بزرگي را مرتكب شده‌اند . ‏

‏ وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلاً ‏(۵)

‏ ( درباره قرآن نيز ) مي‌گويند : افسانه‌هاي پيشينيان است كه ( از ديگران ) خواسته است آن را برايش بنويسند ، و چنين افسانه‌هائي سحرگاهان و شامگاهان بر او خوانده مي‌شود ( تا آنها را حفظ كند و به خاطر سپارد ) . ‏

‏ قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً ‏(۶)

‏ بگو : قرآن را كسي فرو فرستاده است كه راز آسمانها و زمين را مي‌داند ( و گوشه‌اي از اين راز را به عنوان معجزه در قرآن گنجانده است تا دليل بر وحي الهي باشد و انسانها نتوانند حتّي سوره‌اي همچون سوره‌هاي قرآن را بسازند و ارائه دهند ) . بي‌گمان خدا آمرزگار و مهربان است ( و سركشان و بزهكاراني را مي‌بخشد كه برگردند و از دروغگوئيها و پلشتيها دست بكشند ) . ‏

‏ وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً ‏(۷)

‏ ( محمّد را نيز مسخره مي‌كنند ) و مي‌گويند : اين چه پيغمبري است‌ ؟ ! او غذا مي‌خورد ، و در بازارها راه مي‌رود ، ( نه شيوه فرشتگان دارد ، و نه روش شاهان . او امتيازي بر ديگران ندارد ، چرا كه همچون افراد عادي نياز به تغذيه دارد ، و در بازارها براي كسب و تجارت و خريد نيازمنديهاي خود رفت و آمد مي‌كند ) . چرا لااقل فرشته‌اي به سوي او فرستاده نشده است تا ( به عنوان گواه صدق دعوتش ) همراه او مردم را بيم بدهد ( و در امر تبليغ رسالت او را ياري نمايد و ما هم ايمان بياوريم ) . ‏

‏ أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلاً مَّسْحُوراً ‏(۸)

‏ يا اين كه گنجي ( از آسمان ) به سوي او انداخته شود ( تا از آن خرج و انفاق كند ) و يا اين كه باغي داشته باشد كه از ( ميوه‌هاي ) آن بخورد ( و امرار معاش كند ) . ستمگران ( كفرپيشه ) مي‌گويند : شما جز از يك انسان ديوانه پيروي نمي‌كنيد . ‏

‏ انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلاً ‏(۹)

‏ ( اي پيغمبر ! ) ببين چگونه براي تو مثلها مي‌زنند ( و گاهي تو را جادو شده ، و گاهي ديوانه ، و زماني دروغگو ، و وقتي تعليم‌ديده بيگانگان غير عرب مي‌نامند ، و بدين وسيله از راه راست و طريقه مباحثات و محاجات درست بدر مي‌روند ) و گمراه مي‌شوند و نمي‌توانند ( به سوي جاده حقيقت و بيان حجّت ) راهي پيدا كنند ( و بر يك سخن ماندگار بمانند ، و هر زمان قولي و هر لحظه نقلي دارند ) . ‏

‏ تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُوراً ‏(۱۰)

‏ بزرگوار خداوندي است كه اگر بخواهد براي تو بهتر از آن ( چيزهائي كه آنان پيشنهاد مي‌كنند ) مي‌سازد ، باغهائي را ( در دنيا برايت پديدار مي‌نمايد ) كه در زير ( قصر و قصور و درختان ) آنها رودبارها و جويبارها روان باشد ، و براي تو كاخهاي مجلّلي مي‌سازد ( و در اختيارت قرار مي‌دهد كه ايشان در خواب هم نديده باشند ) . ‏

‏ بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً ‏(۱۱)

‏ ( اين حرفهائي را كه مي‌زنند همه بهانه است ) . واقع قضيّه اين است كه آنان قيامت را دروغ مي‌دانند ، و ما براي كسي كه قيامت را دروغ بداند آتش شعله‌ور و سوزاني را آماده كرده‌ايم . ‏

‏ إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظاً وَزَفِيراً ‏(۱۲)

‏ هنگامي كه ( اين آتش فروزان دوزخ ) ايشان را از دور مي‌بيند ( و آنان چشمشان بدان مي‌افتد ) صداي خشم‌آلود و جوش و خروش آن را مي‌شنوند . ‏

‏ وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُوراً ‏(۱۳)

‏ هنگامي كه ايشان ، با غُل و زنجير ، به مكان تنگي از آتش دوزخ افكنده مي‌شوند ، در آنجا ( واويلا سر مي‌دهند و ) مرگ را به فرياد مي‌خوانند ( و آرزوي نابودي مي‌كنند ) . ‏

‏ لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً وَاحِداً وَادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً ‏(۱۴)

‏ امروز يك بار نه ، بلكه بارها و بارها مرگ را به آرزو بخواهيد و فريادش داريد ( ولي بدانيد كه ديگر مرگي وجود ندارد ، و خلاص از عذاب و نجات از عقابي كه پيوسته رو به افزايش است ، غير ممكن است ) . ‏

‏ قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيراً ‏(۱۵)

‏ ( اي پيغمبر ! بديشان ) بگو : آيا اين ( سرنوشت دردناك ) بهتر است ، يا بهشت جاويداني كه به پرهيزگاران وعده داده شده است‌؟ ( بهشتي كه برابر وعده الهي توسّط انبياء ) هم پاداش ( اعمال دنيوي ) آنان است و هم جايگاه و قرارگاه ( سرمدي ) ايشان . ‏

‏ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْداً مَسْؤُولاً ‏(۱۶)

‏ ( همان بهشتي كه ) هرچه بخواهند ، در آنجا موجود و براي آنان فراهم است ، و براي هميشه در آنجا خواهند ماند . اين نعمتها وعده خدا بوده است ، وعده‌اي كه ( مؤمنان برابر رهنمود يزدان در كتابهاي آسماني ) تحقّق آن را از خدا خواسته‌اند . ‏

‏ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ‏(۱۷)

‏ ( براي اندرز مردمان يادآور شو ) روزي را كه خداوند همه مشركان را ( براي حساب و كتاب ) به همراه همه كساني كه ( همچون عيسي و عُزَير و فرشتگان ، در دنيا ) بجز خدا مي‌پرستيدند ، گرد مي‌آورد و ( به پرستش شدگان ) مي‌گويد : آيا شما اين بندگان مرا گمراه كرده‌ايد ( و بديشان دستور داده‌ايد كه شما را پرستش نمايند ) يا اين كه خودشان گمراه گشته‌اند ( و به اختيار خود شما را پرستش نموده‌اند ؟ ) . ‏

‏ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْماً بُوراً ‏(۱۸)

‏ آنان ( در پاسخ ) مي‌گويند : تو منزّه و به دور ( از آن چيزهائي ) هستي ( كه مشركان به تو نسبت مي‌دهند ) . ما ( انسانها ) را نرسد كه جز تو سرپرستاني براي خود برگزينيم ( و سواي تو را بپرستيم ) ، وليكن ( سبب كفر و انحرافشان اين است كه ) آنان و پدران و نياكانشان را ( از نعمتها و لذائذ دنيا ) برخوردار نموده‌اي ، تا آنجا كه ياد ( تو و سپاس تو ) را فراموش كرده‌اند ( و به جاي شكر نعمت ، در شهوات و كامجوئيها فرو رفته‌اند ) و مردمان تباهي شده‌اند و هلاك گشته‌اند . ‏

‏ فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفاً وَلَا نَصْراً وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَاباً كَبِيراً ‏(۱۹)

‏ ( به پرستش‌كنندگان مشرك گفته مي‌شود : شما كه مي‌گفتيد اينان شما را از راه منحرف و گمراه كرده‌اند و به عبادت خود خوانده‌اند ! هم اينك ) ايشان سخنان شما را تكذيب مي‌كنند و نادرست مي‌دانند . لذا نه مي‌توانيد ( عذاب الهي را ) از خود به دور داريد ، و نه مي‌توانيد ( خويشتن را ) ياري دهيد و ( يا از ديگران ) ياري ببينيد . ( بندگان جملگي بايد بدانند كه ) هركس از شما ( با كفر و عصيان ، همچون اينان ) ستم كند ، عذاب بزرگي را بدو مي‌چشانيم . ‏

‏ وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيراً ‏(۲۰)

‏ ما هيچ يك از پيغمبران را پيش از تو نفرستاده‌ايم مگر اين كه ( همه آنان از جنس بشر بوده‌اند و ) غذا مي‌خورده‌اند و در بازارها ( براي معامله و تهيّه نيازمنديهاي‌خود ) راه مي‌رفته‌اند . ما برخي از شما را وسيله امتحان برخي ديگر كرده‌ايم ( و اغنياء را با فقراء ، تندرستان را با بيماران ، پيغمبران را با كافران و مشركان ، و برعكس مي‌آزمائيم ) . آيا شكيبائي مي‌ورزيد ؟ ( تا از عهده امتحان الهي بدر آئيد و پاداش بزرگ او را دريافت نمائيد ؟ شكيبائي كنيد ، چرا كه شكيبائي ركن اصلي پيروزي است ) . خداي تو بينا است ( و همه‌چيز را مي‌بيند و همگان را در برابر اعمالشان پاداش مي‌دهد )

‏ وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوّاً كَبِيراً ‏(۲۱)

‏ آنان كه اميدي به ملاقات ما ( در روز رستاخيز نداشته و قيامت را قبول ) ندارند مي‌گويند : چرا فرشتگان به پيش ما نمي‌آيند ( تا بر صدق رسالت تو گواهي دهند ؟ ) يا چرا پروردگار خود را نمي‌بينيم ( تا خودش در برابرمان ظاهر و به ما بگويد كه او تو را فرستاده است‌ ؟ ) واقعاً آنان خويشتن را بزرگ پنداشته‌اند ( و از حدّ خود بسي پا را فراتر ) و در ظلم و طغيان سخت سركشي نموده‌اند . ‏

‏ يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَى يَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْراً مَّحْجُوراً ‏(۲۲)

‏ روزي فرشتگان را مي‌بينند و در آن روز مژده و نويدي براي بزهكاران در ميان نخواهد بود ( و بلكه روزي است كه از ترس فرياد برمي‌آورند و ) مي‌گويند : پناه ! ! امان ! ! ‏

‏ وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُوراً ‏(۲۳)

‏ ما به سراغ تمام اعمالي كه ( به ظاهر نيك بوده و در دنيا ) آنان انجام داده‌اند مي‌رويم و همه را همچون ذرّات غبار پراكنده در هوا مي‌سازيم ( و ايشان را از اجر و پاداش آن محروم مي‌كنيم . چرا كه نداشتن ايمان ، موجب محو و نابودي احسان ، و بي‌اعتبار شدن اعمال خوب انسان مي‌گردد ) . ‏

‏ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُّسْتَقَرّاً وَأَحْسَنُ مَقِيلاً ‏(۲۴)

‏ بهشتيان در آن روز ، جايگاه و استراحتگاهشان بهتر و نيكوتر است . . . ‏

‏ وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلاً ‏(۲۵)

‏ ( يادآور شو ) روزي را كه آسمانِ ( كره زمين در آن روز ، بر اثر انفجارات كواكب و سيّارات ) به وسيله ابر ( حاصل از گرد و غبار غليظ كرات ) پاره‌پاره ( و لكه‌لكه ) مي‌گردد . و فرشتگان تندتند و پياپي فرو فرستاده مي‌شوند ( تا نامه اعمال را به دست مردمان برسانند ، و به هنگام حسابرسي و دادگاهي بر آنان گواهي دهند ) .

‏ الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْماً عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيراً ‏‏﴿۲۶﴾

‏ در آن روز حكومت واقعي و ملك حقيقي ، از آن خداوند مهربان است ( و مملكت جهان ، به صورت ظاهر و باطن و حقيقي و مجازي ، در دست يزدان است ) ، و آن روز براي كافران روز سختي خواهد بود . ‏

‏ وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً ‏﴿۲۷﴾

‏ و در آن روز ستمكار ( كفرپيشه ) هر دو دست خويش را ( از شدّت حسرت و ندامت ) به دندان مي‌گزد و مي‌گويد : اي كاش ! با رسول خدا راه ( بهشت را ) برمي‌گزيدم ( و با قافله انبياء به سوي خوشبختي جاويدان و رضاي يزدان سبحان حركت مي‌كردم . اي واي ! من ، بر خود چه كردم‌ ؟ ) . ‏

‏ يَا وَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِيلاً ‏﴿۲۸﴾

‏ اي واي ! كاش من فلاني را به دوستي نمي‌گرفتم . ‏

‏ لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولاً ‏﴿۲۹﴾

‏ بعد از آن كه قرآن ( براي بيداري و آگاهي ) به دستم رسيده بود ، مرا گمراه ( و از حق منحرف و منصرف ) كرد . ( آري ! اين چنين ) شيطان انسان را ( به رسوائي مي‌كشد و ) خوارِ خوار مي‌دارد . ‏

‏ وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً ‏﴿۳۰﴾

‏ و پيغمبر ( شكوه‌كنان از كيفيّت برخورد مردمان با قرآن ) عرض مي‌كند ، پروردگارا ! قوم من اين قرآن را ( كه وسيله سعادت دو جهان بود ) رها و از آن دوري كرده‌اند ( و از ترتيل و تدبّر و عمل بدان غافل شده‌اند ) . ‏

‏ وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِياً وَنَصِيراً ‏﴿۳۱﴾

‏ اين گونه ( كه تو اي پيغمبر ! با موضعگيري و عداوت سرسختانه اين گروه روبرو شده‌اي ، همه پيغمبران در چنين شرايطي قرار داشته‌اند ، و ) براي هر پيغمبري گروهي از بزهكاران را دشمن ساخته‌ايم ( كه با او به مبارزه پرداخته و با مكتب و دعوتش مخالفت ورزيده‌اند . امّا بدان كه حق هميشه پيروز است ، و تو هم تنها و بدون ياور نيستي ، و خدا تو را به راه پيروزي بر آنان راهنمائي مي‌كند و ياريت مي‌دهد ) و همين بس كه خداي تو راهنما و ياور باشد . ‏

‏ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلاً ‏﴿۳۲﴾

‏ كافران مي‌گويند : چرا قرآن بر او يكجا نازل نمي‌شود ؟ ( و چرا آيات آن تدريجاً و با فواصل مختلف زماني نازل مي‌گردد ؟ ) . همين گونه ( ما قرآن را به صورت آيات جداگانه و بخش‌بخش مي‌فرستيم ) تا دل تو را ( با اُنس بدان و حفظ آن ) پابرجا و استوار بداريم ، و آن را قسمت به قسمت و آرام آرام ( توسّط جبريل ، بر تو ) فرو مي‌خوانيم ( تا آن را با دقّت بياموزي و كم‌كم به خاطر سپاري ) . ‏

‏ وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيراً ‏﴿۳۳﴾

‏ ( اين كافران ) هيچ مثالي را ( به عنوان اعتراض از قرآن و رخنه از رسالت و دعوت تو ) به ميان نمي‌كشند ، مگر اين كه ما پاسخ راست و درست را ، و بهترين وجه و زيباترين تبيين و تفسير را به تو مي‌نمايانيم ( و بدين وسيله اعتراضات واهي ايشان را پاسخ داده و باطل مي‌گردانيم ) . ‏

‏ الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ سَبِيلاً ‏﴿۳۴﴾

‏ كساني كه كشان‌كشان بر رخساره‌هايشان به سوي دوزخ برده مي‌شوند و در آن گرد آورده مي‌شوند ، آنان بدترين جايگاه و منحرف‌ترين راه را دارند . ‏

‏ وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيراً ‏﴿۳۵﴾

‏ ما به موسي كتاب ( تورات ) عطاء كرديم ( و او را موظّف به تبليغ احكام آن نموديم ) و برادرش هارون را همراه و مددكار او ساختيم ( تا وي را در كار مهمّ رسالت و برنامه سنگين مبارزه با فرعون و فرعونيان كمك و ياري نمايد ) . ‏

‏ فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيراً ‏﴿۳۶﴾

‏ گفتيم : هر دو نفر به سوي مردماني برويد كه آيات ما را تكذيب كرده‌اند ( و نشانه‌هاي خدا را كه در آفاق و انفس پخش است ناديده گرفته‌اند و تعليمات انبياي پيشين را پشت گوش انداخته‌اند . موسي و هارون به پيش فرعون و فرعونيان رفتند و آنان آن دو را تكذيب كردند ) پس ما ايشان را به شدّت هلاك و نابود كرديم . ‏

‏ وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَاباً أَلِيماً ‏﴿۳۷﴾

‏ ( قبل از موسي نيز چنين كرديم ) و قوم نوح را غرق نموديم و ايشان را عبرت مردمان ساختيم ، بدان گاه كه پيغمبران را تكذيب كردند . ما براي ستمگران عذاب دردناكي فراهم ساخته‌ايم . ‏

‏ وَعَاداً وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُوناً بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيراً ‏﴿۳۸﴾

‏ و عاد و ثمود و اصحاب الرّس و ملّتها و اقوام بسيار ديگري را كه در اين ميان بودند ( هلاك ساختيم ) . ‏

‏ وَكُلّاً ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلّاً تَبَّرْنَا تَتْبِيراً ‏﴿۳۹﴾

‏ ( ولي ما هرگز غافلگيرانه آنان را مجازات نكرديم و بلكه ) براي همه آنان مثلها زديم ( و پندها و اندرزها گفتيم . امّا به خود نيامدند و اندرز نپذيرفتند ) و ما جملگي ايشان را سخت هلاك و نابود كرديم . ‏

‏ وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُوراً ‏﴿۴۰﴾

‏ ( قريشيان در سفرهاي خود به شام ) از كنار شهري كه باران شر و بدبختي ( سنگباران ) بر سر اهالي آنجا در گرفته بود گذشته‌اند ( و صحنه‌هاي گويا و تابلوهاي زنده سرنوشت دردناكِ آلودگان و بزهكاران را ديده‌اند ) . مگر آنها را نديده‌اند ؟ ! ( آري ! اين صحنه‌ها را ديده‌اند ، ولي درس عبرت نگرفته‌اند . چرا كه آنان كافر بوده و اصلاً به رستاخيز معتقد نيستند ) و به معاد دل نمي‌بندند .

‏ وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولاً ‏﴿۴۱﴾

‏ هنگامي كه تو را مي‌بينند ، تنها به استهزاء و تمسخرت مي‌گيرند ،  ( و شوخي‌كنان برخي به برخي مي‌گويند : ) اين است آن كسي كه خدا او را به عنوان پيغمبر فرستاده است‌ ؟ !  ( تا ما عقلاء و كبراء از او پيروي كنيم و به دنبالش راه بيفتيم‌ ؟ ! ) . ‏

إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلاً﴿۴۲﴾

‏ اگر ما استقامت و پايداري بر ( پرستش ) خدايان خود نكنيم ، بيم آن مي‌رود كه ( اين مرد ما را گمراه سازد ، و با حسن بيان و قوّت حجّت خويش ) ما را از معبودهايمان منصرف كند ( و به سوي يكتاپرستي متمايل نمايد ، و در نتيجه منحرفمان گرداند . مشركان در روز قيامت ) هنگامي كه عذاب ( خدا ) را ديدند ، خواهند دانست كه چه كسي گمراه و منحرف است .  ( آيا تو بيراهه مي‌روي ، يا اين كه ايشان كژراهه مي‌روند ) . ‏

‏ أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً ‏﴿۴۳﴾

‏ به من بگو ببينم ، آيا كسي كه هوي و هوس خود را معبود خويش مي‌كند ( و آرزوپرستي را جايگزين خداپرستي مي‌سازد ، تا آنجا كه سنگهاي بي‌جاني را برمي‌گزيند و به دلخواه مي‌پرستد ) آيا تو وكيل او خواهي بود ؟  ( و مي‌تواني او را از هواپرستي به خداپرستي برگرداني ، و از ضلالت به هدايت بكشاني‌ ؟ ! ) . ‏

‏ أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً ‏﴿۴۴﴾

‏ آيا گمان مي‌بري كه بيشتر آنان ( چنان كه بايد ) مي‌شنوند يا مي‌فهمند ؟ !  ( نه ! آنان تفكّر و تعقّل ندارند ) . ايشان همچون چهارپايان هستند ، و بلكه گمراه‌تر . ‏

أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلاً‏﴿۴۵﴾

‏ مگر نمي‌بيني كه پروردگارت چگونه سايه را گسترانيده است‌ ؟  ( و شامل همه كره زمين به طور متناوب كرده است ، و با نظام ويژه نور و ظلمت ، زندگي را براي انسانها و جانداران و گياهان ممكن و آسان ساخته است‌ ؟ ! ) و همچنين خورشيد را دالّ بر اين سايه گسترده كرده است‌ ؟ اگر خدا مي‌خواست سايه را ساكن مي‌كرد ( و با استقرار دائم ظلمت ، توازن حرارت را به هم مي‌زد ، و حيات را از گستره زمين برمي‌چيد ) . ‏

‏ ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضاً يَسِيراً ‏﴿۴۶﴾

‏ سپس ما آن سايه را آهسته جمع كرده و برمي‌چينيم ( و اين برچيدن تدريجي بيشترين فائده را براي موجودات دارد ) . ‏

‏ وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاساً وَالنَّوْمَ سُبَاتاً وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُوراً ‏﴿۴۷﴾

‏ اين خدا است كه براي شما شب را ( همچون ) پوشش ، و خواب را ( مايه ) آرامش و آسايش ، و روز را ( هنگام ) بيداري ( و جنبش و تلاش و كوشش ) نموده است . ‏

‏ وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُوراً ‏﴿۴۸﴾

‏ خدا كسي است كه بادها را به عنوان مژده‌رسانهاي پيش قراول باران رحمت خود وزان مي‌كند . . . و اين ما هستيم كه از آسمان آب پاك و پاك كننده ( محيط و چرك و كثافت ) را نازل مي‌گردانيم . ‏

‏ لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَاماً وَأَنَاسِيَّ كَثِيراً ‏﴿۴۹﴾

‏ تا با آن آب سرزمين مرده ( و خشكيده را با روياندن گياهان ، سرسبز و ) زنده گردانيم ، و آن را براي نوشيدن در اختيار مخلوقاتي كه آفريده‌ايم ، از جمله چهارپايان زياد و مردمان فراوان ، قرار دهيم . ‏

‏ وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً ‏﴿۵۰﴾

‏ ما قرآن را به صورتهاي گوناگون ( در قالب الفاظ زيبا و جمله‌هاي مؤثّر و گيرا و شيوه‌هاي دلربا ) در ميان مردمان بيان داشته‌ايم تا آنان ( خداي خود را ) ياد كنند و پند گيرند ، امّا بسياري از مردم جز كفر و ناسپاسي ( در برابر آن از خود ) نشان نمي‌دهند .

وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيرًا (٥١)

‏ اگر ما مي‌خواستيم در هر شهر و روستائي ،  ( پيغمبر ) بيم‌رساني را برمي‌انگيختيم .  ( ولي صلاح امتها و ملّتها در اين نمي‌باشد ) . ‏

فَلا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا (٥٢)

‏ پس ( در تبليغ رسالت و دعوت به حق ، استوار و كوشا باش و ) از كافران اطاعت مكن ( و به دنبال هوسها و خرافات ايشان مرو ) و با ( اسلحه ) قرآن با آنان جهاد بزرگ ( و همه جانبه تبليغاتي ) را بياغاز . ‏

وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَحْجُورًا (٥٣)

‏ خدا كسي است كه دو دريا را در كنار هم روان‌مي‌سازد ( و بر اثر وزن مخصوص ، يعني تفاوت درجه غلظت آب شور و شيرين ، آميزه همديگر نمي‌شوند و ) اين يكي شيرينِ شيرين است ، و آن ديگر شورِ شور ! خداوند در ميان آن دو حاجز و مانعي ايجاد كرده‌است كه آنها را كاملاً از هم جدا ساخته است . ‏

وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا (٥٤)

‏ خدا است كه از آب ( مَني ) انسانها را آفريده است و ايشان را به ( دو گروه ) ذُكور و إناث تبديل كرده است ، و پروردگار تو همواره ( بر انجام هر چه بخواهد ) توانا بوده و هست . ‏

وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنْفَعُهُمْ وَلا يَضُرُّهُمْ وَكَانَ الْكَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِيرًا (٥٥)

‏ مشركان معبودهائي جز خدا را پرستش مي‌كنند كه نه سودي به آنان مي‌رسانند و نه زياني . كافران پيوسته در راه سركشي از پروردگارشان همديگر را پشتيباني مي‌كنند . ‏

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا (٥٦)

‏ ما تو را جز به عنوان بشارت دهنده ( مؤمنان به بهشت ) و بيم دهنده ( كافران به دوزخ ، به سوي مردم ) نفرستاده‌ايم . ‏

قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا (٥٧)

‏ بگو : من در برابر ابلاغ اين آئين هيچ گونه پاداشي از شما مطالبه نمي‌كنم . تنها پاداش من اين است كه كسي – اگر خواست‌ – راه به سوي پروردگارش در پيش گيرد ( و در مسيري كه منتهي به رضا و رحمت و پاداش فراوان يزدان است گام بردارد ) . ‏

وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا (٥٨)

‏ و ( در همه امور ) بر خداوندي تكيه كن كه هميشه زنده است و هرگز نمي‌ميرد ، و حمد و ثناي او را به جاي آور ( و بدان تو عهده دار ايمان يا كفر مردمان نيستي و خدا همگان را مي‌پايد ) و همين كافي است كه خداوند از گناهان بندگانش آگاه است ( و هيچ گونه گناهي از ديد او مخفي نمي‌ماند ) . ‏

الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا (٥٩)

‏ آن كسي‌كه آسمانها و زمين را و همه چيزهاي ميان آن دو را در شش دوره آفريده است ، و آن گاه بر تخت ( فرماندهي و اراده امور جهان ) نشسته است ( و كار و بار كائنات را با دست قدرت خود چرخانده است و پيوسته مراقب احوال و اوضاع عالم بوده است ) . او داراي رحمت فراوان و فراگير است ( و رحمت عام وي همه موجودات را دربر گرفته است و مطيع و عاصي و مؤمن و كافر بر اين خوان يغما نشسته‌اند اگر مي‌خواهي از ادوار آفرينش هستي باخبر گردي ) پس از شخص بسيار آگاه و فرزانه بپرس . ‏

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا (٦٠)

‏ هنگامي كه به كافران گفته مي‌شود : براي خداوند رحمان ( كه سراسر وجود شما غرق رحمت او است ، كرنش ببريد و ) سجده كنيد .  ( از روي كبر و غرور و از سر استهزاء و تمسخر ) مي‌گويند : رحمان چه چيز است‌ ؟  ( ما كه او را نمي‌شناسيم تا برايش سجده برده و پرستش كنيم ) . آيا ما براي چيزي سجده كنيم ( و پرستش نمائيم ) كه تو به ما دستور مي‌دهي‌ ؟  ( مگر ما به سخن تو گوش مي‌دهيم و فرمان تو را مي‌پذيريم‌ ؟ ! امر به سجده در آن بيماردلان اثر معكوس مي‌گذارد ) و بر نفرت و گريز ايشان ( از پذيرش ايمان ) مي‌افزايد . ‏

تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُنِيرًا (٦١)

‏ پاينده و بزرگوار خداي رحماني است كه در آسمان برجهائي را به وجود آورده‌است و در آن ، چراغ ( فروزان خورشيد ) و ماه تابان را ايجاد نموده است . ‏

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا (٦٢)

‏ خداي رحمان كسي است كه شب و روز را ( به طور متناوب ) جايگزين يكديگر مي‌سازد ، براي ( عبرت ) انساني كه بخواهد به ياد خدا باشد ( و فطرت خداشناسي را در خود بيدار نگاه دارد ) يا بخواهد ( نعمتهاي بي‌شمار آفريدگارش را ) سپاسگزاري كند ( و با زنده نگاه داشتن روح شكرگزاري ، بر الطاف و انعام خدا در حق خود بيفزايد ) . ‏

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلامًا (٦٣)

‏ و بندگان ( خوب خداي ) رحمان كسانيند كه آرام ( و بدون غرور و تكبّر ) روي زمين راه مي‌روند ( و تواضع در حركات و سكنات ايشان و حتي در راه رفتن آنان آشكار است ) ، و هنگامي كه نادانان ايشان را مخاطب ( دشنامها و بد و بيراههاي خود ) قرار مي‌دهند ، از آنان روي مي‌گردانند و به ترك ايشان مي‌گويند . ‏

وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا (٦٤)

‏ و كسانيند كه ( بخش قابل ملاحظه‌اي از شب ، و گاهي تمام ) شب را با سجده و قيام به روز مي‌آورند ( و با عبادت و نماز سپري مي‌كنند ) . ‏

وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا (٦٥)

‏ و كسانيند كه پيوسته مي‌گويند : پروردگارا ! عذاب دوزخ را از ما به دور دار . چرا كه عذاب آن ( گريبانگير هر كس كه شد از او ) جدا نمي‌گردد ( و تا ابد ملازم وي مي‌شود ) . ‏

إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا (٦٦)

‏ بي‌گمان دوزخ بدترين قرارگاه و جايگاه است . ‏

وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا (٦٧)

‏ و كسانيند كه به هنگام خرج كردن ( مال براي خود و خانواده ) نه زياده‌روي مي‌كنند و نه سختگيري ، و بلكه در ميان اين دو ( يعني اسراف و بخل ، حد ) ميانه‌روي و اعتدال را رعايت مي‌كنند . ‏

وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلا بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا (٦٨)

‏ و كسانيند كه با الله ، معبود ديگري را به فرياد نمي‌خوانند و پرستش نمي‌نمايند ، و انساني را كه خداوند خونش را حرام كرده است ، به قتل نمي‌رسانند مگر به حق ، و زنا نمي‌كنند . چرا كه هر كس ( يكي از ) اين ( كارهاي ناشايست شرك و قتل و زنا ) را انجام دهد ، كيفر آن را مي‌بيند . ‏

يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا (٦٩)

‏ ( كسي كه مرتكب يكي از كارهاي زشت و پلشت شرك و قتل و زنا شود ) عذاب او در قيامت مضاعف مي‌گردد ، و خوار و ذليل ، جاودانه در عذاب مي‌ماند . ‏

إِلا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (٧٠)

‏ ‏ مگر كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد ، كه خداوند ( گناهان چنين كساني را مي‌بخشد و ) بديها و گناهان ( گذشته ) ايشان را به خوبيها و نيكيها تبديل مي‌كند ، و خداوند آمرزنده و مهربان است ( و نه تنها كه سيّئات را مي‌بخشد ، بلكه آنها را تبديل به حسنات مي‌نمايد ) . ‏ ‏

وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا (٧١)

‏ ( آخر ) كسي كه توبه كند و كار شايسته انجام دهد ، كاملاً به سوي خدا باز مي‌گردد ( و تبديل سيّئات به حسنات تعجّبي ندارد . زيرا كار خدا بي‌مثال ، و پاداش خدا بي‌حساب و درياي مهرش بي‌كران است ) . ‏

وَالَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا (٧٢)

‏ و ( بندگان خداي رحمان ) كسانيند كه بر باطل گواهي نمي‌دهند ، و هنگامي كه كارهاي ياوه و سخنان پوچي را ببينند و بشنوند ، بزرگوارانه ( از شركت در بيهوده‌كاري و ياوه‌سرائي كناره‌گيري مي‌كنند و از آنها ) مي‌گذرند . ‏

وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا (٧٣)

‏ و كسانيند هنگامي كه به وسيله آيات پروردگارشان پند داده شدند همسان كران و نابينايان بر آن فرو نمي‌افتند ( و غافل‌وار بدان گوش فرا نمي‌دهند . بلكه با گوش دل مي‌شنوند و با چشم عقل بدان مي‌نگرند ، و درسها و اندرزهاي قرآني را آويزه گوش جان مي‌كنند و نيروي ايمان خود را بدان تقويت مي‌سازند ) . ‏

وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا (٧٤)

‏ و كسانيند كه مي‌گويند : پروردگارا ! همسران و فرزنداني به ما عطاء فرما ( كه به سبب انجام طاعات و عبادات و ديگر كارهاي پسنديده ، مايه سرور ما و ) باعث روشني چشمانمان گردند ، و ما را پيشواي پرهيزگاران گردان ( به گونه‌اي كه در صالحات و حسنات به ما اقتداء و از ما پيروي نمايند ) . ‏

أُولَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلامًا (٧٥)

‏ به اينان بالاترين درجات و عالي‌ترين منزلگاههاي بهشت داده مي‌شود در برابر صبر و استقامتشان ( بر انجام طاعات و دوري از منكرات ) ، و در آن ( جايگاههاي والاي بهشت ، از هر سو ) بدانان درود و سلام گفته مي‌شود . ‏

خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا (٧٦)

‏ در آنجاها جاودانه مي‌مانند . چه قرارگاه خوب و چه جايگاه زيبائي ! ! ‏

قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا (٧٧)

‏ بگو : اگر عبادت و دعايتان نباشد ، پرورگار من اعتنائي به شما ندارد ( و برايتان كوچك‌ترين ارزشي قائل نيست . چرا كه نعمتهاي والاي بهشت را بندگان خوب خدا در پرتو پرستش او به دست خواهند آورد ) . امّا شما ( كفّار ، رسالت آسماني را ) تكذيب مي‌كنيد و ( نتيجه بد ) آن ملازم شما خواهد شد ( و سزاي كفر و عصيان خود را خواهيد ديد )

درباره ادمین

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

مطالعه دیگر مطالب

Ziyarat Ashora dengan terjemahan Bahasa Indonesia

Ziyarat dari Imam Hosein Damai besertanya pada hari dia menjadi syahid yang dikenal sebagai ziyarat Ashora

terjemahan surat al kauthar

بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ به نام خداى بخشاينده مهربان إِنَّآ أَعۡطَيۡنَـٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ (١)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image