دوشنبه , ۲۳ تیر ۱۳۹۹
فوری
خانه / مذهبی / قرآن کریم / سوره غافر

سوره غافر

سُوۡرَةُ المؤمن / غَافر

.
بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان

حم (١)

حم (از اسرار خدا و رسول است). (۱)

تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (٢)

نزول اين كتاب آسمانى (قرآن) از جانب خداى مقتدر داناست. (۲)

غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ (٣)

خدايى كه بخشنده گناه و پذيرنده توبه (بندگان با ايمان) و منتقم سخت (از مردم ظالم بى‏ايمان) و صاحب رحمت و نعمت است، جز او هيچ خدايى نيست، بازگشت همه به سوى اوست. (۳)

مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ (٤)

و (بدان اى رسول كه) در آيات خدا كسى به (انكار و) جدل جز مردم كافر برنخيزد پس تو از اينكه كافران بر شهر و ديارها مسلط و متصرّفند دل نبازى (كه اگر به آنها مهلتى داديم موقع انتقام خواهد رسيد). (۴)

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالأحْزَابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ (٥)

(اگر امت تو را تكذيب كردند غم مدار كه) پيش از اينان هم قوم نوح و طوايف بعد از نوح نيز (پيغمبران را) تكذيب كردند و هر امتى همّت گماشت كه پيغمبر خود را دستگير (و هلاك) گرداند و جدل و گفتار باطل به كار گرفت تا برهان حق را پايمال سازد، من هم آنها را (به كيفر كفر) گرفتم و چگونه عقوبت سخت كردم! (۵)

وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ (٦)

و همين گونه وعده خداى تو بر (عقاب و كيفر) كافران (امتت) محقق و حتم است كه آنها همه اهل دوزخ هستند. (۶)

الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (٧)

فرشتگانى كه عرش (با عظمت الهى) را بر دوش گرفته و آنان كه پيرامون عرشند به تسبيح و ستايش حق مشغولند، هم خود به خدا ايمان دارند و هم براى اهل ايمان از خدا آمرزش و مغفرت مى‏طلبند كه اى پروردگارى كه علم و رحمت بى‏منتهايت همه اهل عالم را فرا گرفته است، گناه آنان كه توبه كردند و راه (رضاى) تو را پيمودند ببخش و آنان را از عذاب دوزخ محفوظ دار. (۷)

رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (٨)

پروردگارا، تو آنها را به بهشت عدنى كه وعده‏شان فرمودى با پدران (و مادران) صالح و هم جفت و فرزندانشان و اصل گردان، كه همانا تويى خداى با حكمت و اقتدار. (۸)

وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (٩)

و هم آن مؤمنان را از ارتكاب اعمال زشت نگاه دار، كه هر كه را تو از زشتكارى امروز محفوظ دارى در حقّ او رحمت و عنايت بسيار فرموده‏اى و آن به حقيقت رستگارى بزرگ (از بلايا و فيروزى عظيم در آخرت) خواهد بود. (۹)

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِنْ مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الإيمَانِ فَتَكْفُرُونَ (١٠)

آنان كه كافر شدند (چون به دوزخ در افتند و از فرط خشم دشمن جان خود شوند) به آنها خطاب شود كه خشم و قهر خدا بسيار از خشم شما بر خود سخت‏تر است چرا كه شما را به ايمان دعوت مى‏كردند و شما كافر مى‏شديد. (۱۰)

قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ (١١)

در آن حال كافران گويند: پروردگارا، تو ما را دو بار بميراندى و باز زنده كردى (يك بار در دنيا ميراندى و در قبور و عالم برزخ زنده كردى، دوم بار در قبور ميراندى و به قيامت زنده كردى) تا ما به گناهان خود اعتراف كرديم، آيا اينك ما را راهى هست كه از اين عذاب دوزخ بيرون آييم؟ (۱۱)

ذَلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ (١٢)

(به آنها گويند) اين عذاب براى آن است كه شما چون خدا به يكتايى ياد مى‏شد به او كافر مى‏شديد و اگر بر او شريك مى‏گرفتند ايمان مى‏آورديد، پس اينك حكم (عفو و عقوبت شما) با خداى متعال بزرگوار است. (۱۲)

هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلا مَنْ يُنِيبُ (١٣)

اوست خدايى كه به شما آيات (قدرت) خود را (در عالم آفاق و انفس) پديدار مى‏سازد و از آسمان (به وسيله برف و باران) بر شما روزى مى‏فرستد، و متذكر اين معنى نشوند مگر كسانى كه دايم رو به درگاه خدا آرند. (۱۳)

فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (١٤)

پس خدا را بخوانيد در حالى كه دين را براى او خالص كرده باشيد هر چند كافران نخواهند. (۱۴)

رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ (١٥)

كه او داراى شئون و مراتب رفيع و صاحب عرش (عظيم) است، روح (همان فرشته جان بخش) را از امر خود بر هر كه از بندگانش بخواهد مى‏فرستد تا خلق را از روز ملاقات (ثواب و عقاب) بترساند. (۱۵)يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ (١٦)

آن روزى كه همه خلق پديدار شوند (و نيك و بدشان آشكار گردد) كه هيچ كرده آنها بر خدا پنهان نباشد. در آن روز سلطنت عالم با كيست؟ با خداى يكتاى بس قاهر منتقم است. (۱۶)

الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (١٧)

آن روز هر نفسى به آنچه كرده جزا خواهد يافت، آن روز بر هيچ كس ستم نخواهد شد كه خدا (ى عادل) حساب خلق به يك لحظه مى‏كند. (۱۷)

وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلا شَفِيعٍ يُطَاعُ (١٨)

و (اى رسول) امت را از روز نزديك (قيامت) بترسان كه (از هول و ترس) آن روز جانها به گلو مى‏رسد و از بيم آن حزن و خشم خود فرو مى‏برند و ستمكاران را هيچ يار گرم و دلسوز و ياورى كه شفاعتش پذيرفته شود نخواهد بود. (۱۸)

يَعْلَمُ خَائِنَةَ الأعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ (١٩)

و خدا بر نگاه خيانت چشم خلق و انديشه‏هاى نهانى دلها (ى مردم) آگاه است. (۱۹)

وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (٢٠)

و خدا به حق حكم مى‏كند و غير او آنچه را به خدايى مى‏خوانند هيچ حكم (و اثرى) در جهان نتوانند داشت، خداست كه (دعاى خلق را) شنوا و (به احوال بندگان) بيناست. (۲۰)

أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَاقٍ (٢١)

آيا (مردم) در روى زمين سير و سفر نكردند تا عاقبت كار پيشينيانشان را ببينند كه آنها با آنكه بسيار از اينان قوى‏تر و آثار وجوديشان در روى زمين بيشتر بود سرانجام خدا به كيفر گناهانشان بگرفت (و همه را هلاك ساخت) و از (قهر و انتقام) خدا هيچ كس نگهدارشان نبود. (۲۱)

ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٢٢)

اين هلاكت پيشينيان بدين سبب بود كه پيمبرانشان با آيات و ادلّه روشن به سوى آنها مى‏آمدند و آنان (از جهل و عناد) كافر شدند، خدا هم آنان را (به عقوبت) گرفت، كه خدا بسيار مقتدر و سخت كيفر است. (۲۲)

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِينٍ (٢٣)

و همانا موسى را با آيات و معجزات و حجّت آشكار فرستاديم. (۲۳)

إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ (٢٤)

به سوى فرعون و هامان و قارون، آنها گفتند: او ساحر بسيار دروغگويى است. (۲۴)

فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءَهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلا فِي ضَلالٍ (٢٥)

و آن گاه كه او از جانب ما به صدق و حقيقت به سوى آنان آمد (فرعون و قومش به مردم) گفتند: برويد پسران آنان كه به موسى ايمان آوردند بكشيد و زنانشان را زنده گذاريد (تا ضعيف و نابود شوند. و ما بالعكس آنها را قوى كرديم) آرى مكر و تدبير كافران جز در ضلالت (و خسرانشان) به كار نيايد. (۲۵)

وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الأرْضِ الْفَسَادَ (٢٦)

و فرعون (به درباريانش) گفت: بگذاريد تا من موسى را به قتل رسانم و او خداى خود را به يارى طلبد، مى‏ترسم كه آيين شما را تغيير دهد و در زمين فتنه و فسادى برانگيزد. (۲۶)

وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ (٢٧)

و موسى گفت: من به خداى آفريننده من و شما (و همه عالم) از شرّ هر (كافر) متكبرى كه به روز حساب ايمان نمى‏آورد پناه مى‏برم. (۲۷)

وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَإِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِنْ يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ (٢٨)

و مرد با ايمانى از آل فرعون كه ايمانش را پنهان مى‏داشت (با فرعونيان) گفت: آيا مردى را به جرم اينكه مى‏گويد: پروردگار من خداست مى‏كشيد، در صورتى كه با معجزه و ادلّه روشن از جانب خدايتان براى (هدايت) شما آمده است؟! اگر او دروغگوست گناه دروغش بر خود اوست و ليكن اگر راستگو باشد از وعده‏هاى او بعضى به شما برسد (و همه هلاك خواهيد شد) كه خدا البته مردم مسرف (ستمكار) و دروغگو را هرگز هدايت نخواهد كرد. (۲۸)

يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الأرْضِ فَمَنْ يَنْصُرُنَا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءَنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلا سَبِيلَ الرَّشَادِ (٢٩)

اى قوم، امروز ملك و سلطنت و چيرگى بر زمين (مصر) با شماست، ليكن اگر قهر و انتقام خدا بر ما برسد كيست كه ما را از آن نجات تواند داد؟ فرعون باز گفت: جز آن كه رأى (به قتل موسى) دادم رأى ديگر نمى‏دهم (و جز اين صلاح نمى‏دانم) و شما را جز به راه صواب دلالت نمى‏كنم. (۲۹)

وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الأحْزَابِ (٣٠)

باز همان شخص با ايمان (به فرعونيان) گفت: اى قوم، من بر شما مى‏ترسم از روزى مانند روز سخت احزاب (و امم پيشين). (۳۰)

مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعِبَادِ (٣١)

مثل روزگار ناگوار قوم نوح و عاد و ثمود و امم بعد از اينان (كه همه به كيفر كفر و عصيان هلاك شدند) و خدا هيچ اراده ظلم در حق بندگان نكند (و هلاك آنها به سوء اختيار خود است). (۳۱)

وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ (٣٢)

و اى قوم، من بر شما از (عذاب) روز قيامت كه خلق (از سختى آن به فرياد آيند و) يكديگر را بخوانند سخت مى‏ترسم. (۳۲)

يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ (٣٣)

روزى كه (از عذاب آن) به پشت بگريزيد و هيچ از (قهر) خدا پناهى نيابيد. و هر كه را خدا در گمراهى واگذارد ديگر براى او راهنمايى نيست. (۳۳)

وَلَقَدْ جَاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جَاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ (٣٤)

و از اين پيش يوسف (كنعان) به سوى شما (مصريان) با معجزات و ادلّه روشن (به رسالت) آمد و دايم از آياتى كه براى شما آورد در شك و ريب بمانديد تا آنكه يوسف از دنيا برفت، گفتيد كه ديگر خدا پس از يوسف هرگز رسولى نمى‏فرستد. بلى اين چنين خدا مردم مسرف (ستمگرى) را كه (در آيات خدا و معجزات رسل) در شك و ريبند به گمراهى و خذلان خود وا مى‏گذارد. (۳۴)

الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ (٣٥)

آنان كه در آيات خدا بى‏هيچ حجت و برهان به جدال و انكار برمى‏خيزند اين كار، سخت خدا (و رسول) و اهل ايمان را به خشم و غضب آرد. بلى اين گونه خدا بر دل هر متكبر خود كامه‏اى مهر (شقاوت) مى‏زند (كه با سعادت خود دشمن مى‏شود). (۳۵)

وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَبْلُغُ الأسْبَابَ (٣٦)

و فرعون (به وزيرش) گفت: اى هامان، براى من كاخى بلند پايه (آسمان خراش) بنياد كن تا شايد به درها راه يابم. (۳۶)

أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لأظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلا فِي تَبَابٍ (٣٧)

به درهاى آسمانها و بر خداى موسى آگاه شوم (و از صدق و كذب موسى تحقيقى كنم) و من هنوز موسى را دروغگوى مى‏پندارم. و اين چنين در نظر جاهلانه فرعون عمل زشتش زيبا نمود و راه حق (و خدا پرستى) بر او مسدود شد، و مكر و تدبير فرعون جز بر زيان و هلاكش به كار نيامد. (۳۷)

وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ (٣٨)

و باز همان شخص مؤمن گفت: اى قوم، مرا پيروى كنيد تا شما را به راه حق و صواب دلالت كنم. (۳۸)

يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ (٣٩)

اى قوم، اين زندگانى (فانى) دنيا متاع ناچيزى بيش نيست و سراى آخرت منزلگاه ابدى (و حيات جاودانى) است. (۳۹)

مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزَى إِلا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ (٤٠)

(و بدانيد كه) هر كس كار بدى (در دنيا) كرده (آنجا) الّا به مثل آن مجازات نشود، و هر كه از مرد و زن عمل صالح به جا آورده در صورتى كه با ايمان باشند آنان در بهشت جاودان داخل شوند و آنجا از رزق بى‏حساب (و نعمت بى‏شمار) برخوردار گردند. (۴۰

وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ (٤١)

و اى قوم، چرا من شما را به راه نجات (و طريق بهشت) دعوت مى‏كنم و شما مرا به سوى آتش دوزخ مى‏خوانيد؟ (۴۱)

تَدْعُونَنِي لأكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ (٤٢)

شما مرا دعوت مى‏كنيد كه به خدا كافر شوم و از بى‏دانشى بتى را كه در جهان هيچ مؤثر نمى‏دانم شريك خدا قرار دهم، و من شما را به سوى خداى مقتدر بسيار با بخشش و آمرزش مى‏خوانم. (۴۲)

لا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلا فِي الآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ (٤٣)

بى‏شك آنچه شما مرا به سوى او مى‏خوانيد (از بتها و فراعنه و معبودان باطل) آن هيچ دعوتى (و اثر سودمندى) در دنيا و آخرت ندارد و محققا (بدانيد كه در قيامت) بازگشت ما به سوى خداست و البته مسرفان (ستمكاران فاسق در آنجا) همه اهل آتش دوزخند. (۴۳)

فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ (٤٤)

پس به زودى گفتارم را (هنگام پاداش عمل) متذكر مى‏شويد و من كار خود به خدا وامى‏گذارم، كه او كاملا بر احوال بندگان بيناست. (۴۴)

فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ (٤٥)

(قوم به جاى آنكه پند مؤمن آل فرعون را بشنوند قصد آزارش كردند) پس خدا از شر و مكر فرعونيان او را محفوظ داشت و عذاب سخت آل فرعون را فرا گرفت (و همه به درياى هلاك غرق شدند). (۴۵)

النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ (٤٦)

(اينك كه در عالم برزخند) آنها صبح و شام بر آتش دوزخ عرضه مى‏شوند، و چون روز قيامت بر پا شود (خطاب آيد كه) فرعونيان را به سخت‏ترين عذاب (جهنم) وارد كنيد. (۴۶)

وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِنَ النَّارِ (٤٧)

و (ياد آر) وقتى كه در آتش دوزخ با هم به احتجاج و مجادله برآيند، ضعيفان ملّت به پيشوايان گردنكش خود مى‏گويند: ما (در دنيا) پيروى شما كرديم (كه گمراه شديم) آيا مى‏توانيد امروز شما هم به عوض آن از آتش عذاب ما بكاهيد؟ (۴۷)

قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ (٤٨)

پيشوايان متكبر پاسخ دهند كه ما و شما همه بايد در آتش دوزخ (يكسان معذّب) باشيم، كه خدا ميان بندگان البته (به عدل) حكم فرموده است. (۴۸)

وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِنَ الْعَذَابِ (٤٩)

و اهل دوزخ به خازنان جهنم گويند: از خداى خود بخواهيد كه روزى عذاب ما را تخفيف دهد. (۴۹)

قَالُوا أَوَ لَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلا فِي ضَلالٍ (٥٠)

آنها پاسخ دهند كه آيا پيغمبران شما با معجزات و ادلّه روشن براى (هدايت) شما نيامدند؟ دوزخيان گويند: آرى آمدند (ما پيروى آنان نكرديم و بدين روز سياه افتاديم). پس خازنان جهنّم گويند: اينك هر چه مى‏خواهيد دعا (و ناله) كنيد، كه دعاى كافران جز در ضلالت (و زيان) نخواهد بود. (۵۰)

إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأشْهَادُ (٥١)

ما (كه خداى تواناييم) البته رسولان خود و اهل ايمان را هم در دنيا ظفر و نصرت مى‏دهيم و هم روز قيامت كه گواهان (اعمال نيك و بد) به شهادت برخيزند (مؤمنان را به مقامات بهشتى پاداش مى‏دهيم). (۵۱)

يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ (٥٢)

در آن روز ستمكاران را (پشيمانى و) عذرخواهى سود ندهد و بر آنها خشم و لعن و منزلگاه بد (جهنّم) مهيّاست. (۵۲)

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ (٥٣)

و همانا ما به موسى مقام هدايت عطا كرديم و بنى اسرائيل (قوم او) را وارث كتاب (بزرگ تورات) گردانيديم. (۵۳)

هُدًى وَذِكْرَى لأولِي الألْبَابِ (٥٤)

تا آن قوم هدايت يابند و خردمندان پند گيرند. (۵۴)

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإبْكَارِ (٥٥)

پس (اى رسول ما، بر آزار امت) صبر كن كه البته وعده (ثواب و عقاب) خدا حق است و بر گناه خود از خدا آمرزش طلب كن (يعنى بر گناه امت نادان از درگاه خدا آمرزش خواه) و صبح و شام به تسبيح و ذكر و ستايش پروردگار خود پرداز. (۵۵)

إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلا كِبْرٌ مَا هُمْ بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (٥٦)

آنان كه در آيات خدا بى‏هيچ حجت و برهان كه آنان را آمده باشد راه انكار و جدل پيمايند جز تكبر و نخوت (و قصد رياست) چيزى در دل ندارند كه به آرزوى دل هم آخر نخواهند رسيد، پس تو (از شر و فتنه آنها) پناه به درگاه خدا بر، كه خدا شنوا و بيناست. (۵۶)

لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (٥٧)

البته خلقت آسمانها و زمين بسيار بزرگتر و مهمتر از خلقت بشر است و ليكن اكثر مردم اين معنا را درك نمى‏كنند. (۵۷)

وَمَا يَسْتَوِي الأعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلا الْمُسِيءُ قَلِيلا مَا تَتَذَكَّرُونَ (٥٨)

و هرگز (جاهل) نابينا و شخص (عالم) بينا يكسان نيستند و هم آنان كه ايمان آورده و نيكوكار شدند (نزد خدا) با (كافران) بدكردار مساوى (در درجات آخرت) نيستند، ليكن بسيار كم اين حقيقت را متذكر مى‏شويد. (۵۸)

إِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ (٥٩)

البته ساعت قيامت بى‏هيچ شك مى‏آيد و ليكن بيشتر مردم (تا ساعت مرگ به آن) ايمان نمى‏آورند. (۵۹)

وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ (٦٠)

و خداى شما فرمود كه مرا با (خلوص دل) بخوانيد تا دعاى شما مستجاب كنم. آنان كه از (دعا و) عبادت من اعراض و سركشى كنند زود با ذلت و خوارى در دوزخ شوند. (۶۰)

اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ (٦١)

خداست آن كه شب تار را براى آسايش و استراحت شما قرار داده و روز را (براى كسب و كار شما به چراغ خورشيد) روشن گردانيد، كه خدا را در حق مردمان فضل و احسان است و ليكن اكثر مردم شكر (نعمتش) به جا نمى‏آرند. (۶۱)

ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ (٦٢)

همان خدا پروردگار شما آفريننده همه موجودات عالم است، جز او هيچ خدايى نيست، پس (اى بندگان) از درگاه يگانه معبود حق به كجا بازگردانيده (و فريفته معبودان باطل) مى‏شويد؟ (۶۲)

كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ (٦٣)

آنان كه آيات (و رسل) الهى را انكار كردند هم اين گونه (از بندگى حق) باز گردانيده (و مغرور معبودان باطل) مى‏شوند. (۶۳)

اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ (٦٤)

خداست آن كه زمين را آرامگاه شما قرار داد و آسمان را (كاخى رفيع) برافراشت و شما را به نيكوترين صورتها بيافريد و از غذاهاى لذيذ خوش به شما روزى داد، اين خدا پروردگار شماست، زهى برتر و بزرگوار است خداى يكتا پروردگار عالميان. (۶۴)

هُوَ الْحَيُّ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (٦٥)

او خداى زنده ابد است، جز او هيچ خدايى نيست، پس تنها او را بخوانيد و به اخلاص در دين بنده او باشيد، كه ستايش و سپاس مخصوص خداى يكتا آفريدگار عالميان است. (۶۵)

قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءَنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِنْ رَبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ (٦٦)

(اى رسول ما، بت پرستان را) بگو كه مرا از پرستش معبودان باطلى كه شما به جاى خدا مى‏پرستيد البته منع كرده‏اند چرا كه بر من از خداى خود (به وحى) آيات و ادلّه روشنى آمده است و من مأمورم كه تنها تسليم امر خداى عالميان باشم. (۶۶)

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (٦٧)

اوست خدايى كه شما را از خاك (ناچيز) بيافريد و سپس از قطره آب نطفه و آن گاه از خون بسته علقه، پس شما را (از رحم مادر) طفلى بيرون آورد تا آنكه به سنّ رشد و كمال برسيد و باز پيرى سالخورده شويد و برخى از شما پيش از سنّ پيرى وفات كنند و تا همه به اجلى معين برسيد و (اين چنين كرديم تا) مگر (قدرت خدا را) تعقّل كنيد. (۶۷)

هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (٦٨)

اوست خدايى كه (خلائق را) زنده مى‏كند و مى‏ميراند و چون به خلقت چيزى حكم نافذ و مشيّت كاملش تعلّق گيرد به محض اينكه گويد: موجود باش، بى‏درنگ موجود مى‏شود. (۶۸)

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ (٦٩)

آيا كسانى را كه در آيات ما راه جدال و انكار پيمودند نديدى كه چگونه (از حق) بازگردانيده شوند؟ (۶۹)

الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (٧٠)

آنان كه كتاب ما را و احكامى كه رسولان خود را بر ابلاغ آن فرستاديم تكذيب كردند به زودى (كيفر كردارشان را) خواهند دانست. (۷۰)

إِذِ الأغْلالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ (٧١)

آن گاه كه گردنهاشان با غل و زنجيرها (ى آتشين) بسته شود و كشيده شوند. (۷۱)

فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ (٧٢)

در حميم دوزخ (و آب گرم و عفن جهنم)، سپس در آتش سوخته و افروخته شوند. (۷۲)

ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ تُشْرِكُونَ (٧٣)

آن گاه به آنها گويند: كجا رفتند معبودان باطلى كه شريك خدا مى‏شمرديد، (۷۳)

مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُو مِنْ قَبْلُ شَيْئًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ (٧٤)

و از خدا روى مى‏گردانيديد؟ آن مشركان جواب گويند: آن بتها همه از نظر ما محو و نابود شدند، بلكه ما از اين پيش چيزى را به خدايى نمى‏خوانديم. خدا اين گونه مردم كافر (مشرك) را گمراه مى‏گرداند (يعنى از رحمت خود محروم مى‏كند). (۷۴)

ذَلِكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الأرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ (٧٥)

اين قهر و عذاب شما كافران بدين سبب است كه در دنيا از پى تفريح و هوسرانى باطل بوديد و دايم به نشاط و شهوت پرستى سرگرم شديد. (۷۵)

ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ (٧٦)

اينك (به كيفر كفرتان) به درهاى دوزخ درآييد كه آنجا جاودان معذّب خواهيد بود، كه متكبران را (كه سر از فرمان حق كشيدند در آخرت) بسيار منزلگاه بدى است. (۷۶)

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ (٧٧)

پس (اى رسول، چند روزى بر آزار كافران امت) صبر كن كه البته وعده (ثواب و عقاب) خدا حق است، كه اگر آنها را در حيات تو و مقابل چشم تو به بعضى از وعده‏هاى خود كه به آنها مى‏داديم (به شمشير تو) عقوبت كنيم يا چنانچه تو را قبض روح كنيم باز رجوع آنها به سوى ماست (و در قيامت به كيفر اعمالشان مى‏رسانيم). (۷۷)

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلا مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ (٧٨)

و همانا ما رسولان بسيارى پيش از تو فرستاديم كه احوال بعضى را بر تو حكايت كرديم و برخى را نكرديم و هيچ رسولى جز به امر خدا نشايد معجز و آيتى (براى امت) بياورد، و چون فرمان خدا (بر غلبه حقّ و محو باطل) فرا رسد آن روز (بر همه) به حق حكم كنند و آنجا كافران مبطل زيانكار شوند. (۷۸)

اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ (٧٩)

خداست آن كه براى شما آدميان چهار پايان را آفريد تا بر بعضى سوار شويد و از برخى تغذيه كنيد. (۷۹)

وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ (٨٠)

و نيز نفع بسيار ديگر از آنها ببريد و (از سوارى و باربرى و شيار زمين) حوائج و اغراضى كه در دل داريد با آنها (در سفر و حضر) انجام دهيد و بر آنها (در خاك) و بر كشتى‏ها (در آب) سوار مى‏شويد. (۸۰

وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنْكِرُونَ (٨١)

و خدا آيات (قدرت و رحمت) خود را به شما ارائه دهد، پس كدام يك از آيات الهى را انكار توانيد كرد؟ (۸۱)

أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (٨٢)

آيا اين مردم در زمين به سير و سفر نرفتند تا عاقبت حال پيشينيانشان را كه از اينها بسيار بيشتر و قوى‏تر و مؤثرتر در زمين بودند مشاهده كنند؟ (كه چگونه همه هلاك شدند) و آنچه اندوختند آنها را (از مرگ و هلاكت) حفظ و حمايت نكرد. (۸۲)

فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (٨٣)

پس آن گاه كه رسولانشان با معجزات و ادلّه روشن به سوى آنها آمدند آن مردم (نادان) به دانش و عقايد باطل خود شاد و مغرور شدند و وعده عذابى كه مسخره مى‏كردند همه را فرا گرفت. (۸۳)

فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ (٨٤)

و چون شدت قهر و عذاب ما را به چشم ديدند در آن حال (از كفر و شرك پشيمان شده و) گفتند: ما به خداى يكتا ايمان آورديم و به همه بتهايى كه شريك خدا مى‏گرفتيم كافر شديم. (۸۴)

فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ (٨٥)

اما ايمانشان پس از ديدن مرگ و مشاهده عذاب ما بر آنها هيچ سودى نبخشيد. سنّت خدا (و حكمت الهى از ازل) چنين در ميان بندگان حكمفرما بوده (كه رسول و كتاب به امر و نهى و وعده ثواب و عقاب و نجات مؤمنان و هلاك كافران بفرستد تا خلق به اطاعت و عصيان امتحان شوند) و آنجا كافران زيانكار شدند. (۸۵)

درباره ادمین

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

مطالعه دیگر مطالب

Ziyarat Ashora with English translation

متن زیارت عاشورا و در خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر تو اى فرزند امیر مؤ منان و فرزند آقاى اوصیاء

کیفیت خواندن نماز آیات در استفتائات رهبری

کیفیت خواندن نماز آیات در استفتائات رهبری، آیت الله خامنه ای به چند صورت می …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image