جمعه , ۱۳ تیر ۱۳۹۹
فوری
خانه / مذهبی / قرآن کریم / سوره المنافقون

سوره المنافقون

سُوۡرَةُ المنَافِقون

.
بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان

إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (١)

(اى رسول ما) چون منافقان رياكار نزد تو آيند گويند كه ما به يقين و حقيقت گواهى مى‏دهيم كه تو رسول خدايى و خدا مى‏داند كه تو رسول اويى و خدا هم گواهى مى‏دهد كه منافقان سخن دروغ مى‏گويند. (۱)

اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (٢)

قسمهاى (دروغ) خود را سپر جان خويش (و مايه فريب خلق) قرار داده‏اند و بدين وسيله راه خدا را (به روى خلق) بسته‏اند، آنان آنچه مى‏كنند بسيار بد مى‏كنند. (۲)

ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ (٣)

اين (نفاق و بدكاريشان) براى آن است كه آنها (به زبان) ايمان آوردند و سپس (به دل) كافر شدند، پس مُهر (قهر و ظلمت) بر دلهاشان نهاده شد تا هيچ (از حقايق ايمان) درك نكنند. (۳)

وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (٤)

تو چون آن منافقان را مشاهده كنى ظاهر و وجود جسمانى آنها (به آراستگى فريبنده) تو را به شگفت آرد و اگر سخن گويند (بس خوش‏گفتار و چرب زبانند) به سخن‏هاشان گوش فرا خواهى داد (ولى از باطن و درون) گويى كه چوبى خشك تكيه كرده بر ديوارند (و هيچ عقل و ايمان و معرفت ندارند. و چون در باطن نادرست و بد انديشند) هر صدايى بشنوند بر زيان خويش پندارند. دشمنان به حقيقت اينان هستند، از ايشان بر حذر باش، خدايشان بكشد، (از حق) به كجا بازگردانيده مى‏شوند؟ (۴)

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ (٥)

و هر گاه به آنها گويند: بياييد تا رسول خدا براى شما (از حق) آمرزش طلبد سر بپيچند و بنگرى كه با تكبر و نخوت (از حق) روى مى‏گردانند. (۵)

 

سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (٦)

(اى رسول) تو (از خدا) بر آنان آمرزش بخواهى يا نخواهى به حالشان يكسان است خدا هرگز آنها را نمى‏بخشد كه همانا قوم نابكار فاسق را خدا هيچ وقت (به راه سعادت) هدايت نخواهد كرد. (۶)

هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ (٧)

اينها همان مردم بد خواهند كه مى‏گويند: بر اصحاب رسول خدا انفاق مال مكنيد تا (از گِردش) پراكنده شوند در صورتى كه خدا را گنجهاى آسمانها و زمين است ليكن منافقان درك آن نمى‏كنند. (۷)

يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الأعَزُّ مِنْهَا الأذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ (٨)

آنها (پنهانى با هم) مى‏گويند: اگر به مدينه مراجعت كرديم البته اربابان عزّت و ثروت، مسلمانان ذليل فقير را از شهر بيرون كنند، و حال آنكه عزّت مخصوص خدا و رسول و اهل ايمان است (و ذلّت خاصّ كافران) و ليكن منافقان از اين معنى آگه نيستند. (۸)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (٩)

الا اى اهل ايمان، مبادا هرگز مال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل سازند، و البته كسانى كه به امور دنيا از ياد خدا غافل شوند آنها به حقيقت زيانكاران عالمند. (۹)

وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ (١٠)

و از آنچه روزى شما كرديم (در راه خدا) انفاق كنيد پيش از آنكه مرگ بر يكى از شما فرا رسد و در آن حال (به حسرت) بگويد: پروردگارا، چرا اجل مرا اندكى تأخير نينداختى تا صدقه و احسان بسيار كنم و از نكوكاران شوم؟! (۱۰)

وَلَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (١١)

و خدا هرگز اجل هيچ كس را از وقتش كه فرا رسد تأخير نيفكند و خدا به هر چه كنيد آگاه است. (۱۱)

درباره ادمین

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image