جمعه , ۱۳ تیر ۱۳۹۹
فوری
خانه / مذهبی / قرآن کریم / سوره الطور

سوره الطور

سُوۡرَةُ الطُّور

.
بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان

وَالطُّورِ (١)

قسم به طور سينا. (۱)

وَكِتَابٍ مَسْطُورٍ (٢)

قسم به كتاب مسطور (قرآن). (۲)

فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ (٣)

كه در صحيفه‏اى گشوده فرستاد. (۳)

وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ (٤)

قسم به بيت المعمور (كعبه اهل زمين يا مسجد ملايك آسمان). (۴)

وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ (٥)

قسم به طاق بلند آسمان. (۵)

وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ (٦)

قسم به درياى آتش فروزان (كه خدا روز قيامت دريا را آتش سازد و بر دوزخيان فرو ريزد). (۶)

إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِعٌ (٧)

قسم به اين امور كه البته عذاب خداى تو واقع خواهد شد. (۷)

مَا لَهُ مِنْ دَافِعٍ (٨)

هيچ كس دافع آن نخواهد بود. (۸)

يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاءُ مَوْرًا (٩)

روزى كه آسمان سخت جنبش كند. (۹)

وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا (١٠)

و كوه‏ها تند به گردش آيد. (۱۰)

فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ (١١)

در آن روز سخت واى بر آنان كه (وعده حق و كتاب و رسول او را) تكذيب كردند. (۱۱)

الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُونَ (١٢)

آنان كه به بازيچه دنيا فرو شدند. (۱۲)

يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا (١٣)

آن روز آنها را سخت به آتش دوزخ برانند. (۱۳)

هَذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنْتُمْ بِهَا تُكَذِّبُونَ (١٤)

اين همان آتشى است كه تكذيب آن مى‏كرديد. (۱۴)

أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ (١٥)

آيا اين (آتش دوزخ) هم به نظرتان سحر است يا آنكه هنوز چشم بصيرت باز نمى‏كنيد؟ (۱۵)

اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لا تَصْبِرُوا سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (١٦)

بارى، به دوزخ در شويد كه صبر و بى‏صبرى به حالتان يكسان است، و بس آنچه كرديد امروز همان را جزا يابيد. (۱۶)

إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ (١٧)

متقيان هم در باغهاى بهشت پر نعمتند. (۱۷)

فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ (١٨)

آنان به نعمتى كه خدايشان نصيبشان فرموده دلشادند و خدايشان از عذاب دوزخ محفوظشان داشته است. (۱۸)

كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (١٩)

بخوريد و بياشاميد شما را گوارا باد به پاداش اعمال نيكى كه انجام مى‏داديد. (۱۹)

مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُمْ بِحُورٍ عِينٍ (٢٠)

در حالى كه نزديك هم بر تختها (ى عزّت) تكيه زده‏اند و ما حور العين را همجفت آنان گردانيده‏ايم. (۲۰)

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ (٢١)

و آنان كه ايمان آوردند و فرزندانشان هم در ايمان پيرو ايشان شدند ما آن فرزندان را به آنها برسانيم و از پاداش عمل آنان هيچ نكاهيم. هر نفسى در گرو عملى است كه اندوخته است. (۲۱)

وَأَمْدَدْنَاهُمْ بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ (٢٢)

و بر آن بهشتيان از هر نوع ميوه و گوشت‏هاى لذيذ كه مايل باشند فراوان بيفزاييم. (۲۲)

يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لا لَغْوٌ فِيهَا وَلا تَأْثِيمٌ (٢٣)

آنها در بهشت جام شراب گوارا را چنان سريع از دست هم بگيرند كه گويى منازعه مى‏كنند در صورتى كه آنجا كار لغو و باطل و نزاع و خلاف و بزهكارى هيچ نيست. (۲۳)

وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ (٢٤)

و پسرانى مانند لؤلؤ مكنون گردشان (بر انجام خدمت) مى‏گردند. (۲۴)

وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءَلُونَ (٢٥)

و آنها با هم به صحبت رو كرده و از سرگذشت يكديگر پرسش كنند. (۲۵)

قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ (٢٦)

و با هم گويند: ما از پيش ميان اهل و قبيله خود خداترس بوديم. (۲۶)

فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ (٢٧)

خدا هم بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب سموم دوزخ محفوظ داشت. (۲۷)

إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ (٢٨)

زيرا ما از اين پيش خدا را به حقيقت پرستش مى‏كرديم كه او خود (بر بندگانش) بسيار نيكخواه و مهربان است. (۲۸)

فَذَكِّرْ فَمَا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلا مَجْنُونٍ (٢٩)

پس (اى رسول ما، خلق را) متذكر ساز كه به نعمت پروردگارت از جنون و كهانت هيچ در تو نيست. (۲۹)

أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ (٣٠)

بلكه (كافران نادان) گويند: (محمّد) شاعرى است ماهر و ما حادثه مرگ او را انتظار داريم. (۳۰)

قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ (٣١)

بگو: شما به انتظار (مرگ من) باشيد كه من هم از منتظران (مرگ و هلاك شما) هستم. (۳۱)

أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ (٣٢)

آيا زيركى و خيالات باطلشان بر اين وا مى‏دارد (كه تكذيب تو كنند) يا (از جهل و كبر و نخوت) خود قومى سركش و نافرمانند؟ (۳۲)

أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ (٣٣)

بلكه مى‏گويند: او قرآن را از پيش خود فرابافته است (چنين نيست) بلكه آنها ايمان نمى‏آورند. (۳۳)

فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ (٣٤)

پس اگر راست مى‏گويند آنها هم كلامى مانند قرآن بياورند. (۳۴)

أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ (٣٥)

آيا اين خلق (بدون خالق) از نيستى صرف به وجود آمدند؟ يا (خويشتن را) خود خلق كردند؟ (۳۵)

أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ بَل لا يُوقِنُونَ (٣٦)

يا آنكه آسمانها و زمين را اين مردم آفريدند؟ نه، بلكه به يقين (خدا را) نشناختند. (۳۶)

أَمْ عِنْدَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُسَيْطِرُونَ (٣٧)

آيا گنجهاى رحمت پروردگارت نزد آنهاست يا هيچ قدرت و سلطنتى دارند؟ (۳۷)

أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطَانٍ مُبِينٍ (٣٨)

يا نردبامى دارند كه به آسمان بر شوند و (سخن وحى فرشتگان) بشنوند؟ اگر چنين است شنونده‏شان حجت روشن بياورد. (۳۸)

أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ (٣٩)

آيا خدا را دختران و شما را پسران خواهد بود (كه ملايك را دختران خدا دانيد)؟ (۳۹)

أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ (٤٠)

آيا تو (اى رسول) از آنها اجر رسالت خواهى كه زير بار سنگين غرامت بمانند؟ (۴۰)

أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ (٤١)

آيا علم غيب با آنهاست كه از آن عالم خبرى نگارند؟ (۴۱)

أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ (٤٢)

يا كه مى‏خواهند با تو مكر و تزويرى انديشند؟ كافران خود به مكر (و انتقام حق) گرفتارند. (۴۲)

أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (٤٣)

آيا بر آنها خدايى جز خداى يكتا هست؟ كه خدا از هر چه شرك و شريك او گيرند پاك و منزه است. (۴۳)

وَإِنْ يَرَوْا كِسْفًا مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَرْكُومٌ (٤٤)

اين كافران اگر هم سقوط قطعه‏اى از آسمان را به چشم ببينند باز خواهند گفت: اين پاره ابرى متراكم است. (۴۴)

فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ (٤٥)

اينان را به (جهل) خود رها كن تا به روز سختشان كه آن روز يكسر بيهوش و هلاك مى‏شوند عاقبت برسند. (۴۵)

يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ (٤٦)

آن روزى كه مكر و تدبيرشان هيچ به كارشان نيايد و هيچ كس ياريشان نكند. (۴۶)

وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٤٧)

و براى ستمكاران عالم (در دنيا) عذابى پيش از آن (جهنم قيامت) خواهد بود و ليكن اكثرشان نمى‏دانند. (۴۷)

وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ (٤٨)

بارى بر حكم خدا صبر كن كه تو منظور نظر مايى. و چون برخيزى (به نماز يا هر كارى) به ستايش خداى خود تسبيح گوى. (۴۸)

وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ (٤٩)

و از شبانگاه هم پاره‏اى به تسبيح خدا پرداز و هنگام فرو رفتن ستارگان هم (به نماز صبح) تسبيح خدا گوى. (۴۹)

درباره ادمین

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image