سه شنبه , ۱۷ تیر ۱۳۹۹
فوری
خانه / مذهبی / قرآن کریم / سوره الصافات

سوره الصافات

سُوۡرَةُ الصَّافات

.
بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

وَالصَّافَّاتِ صَفًّا ﴿١﴾

‏ قسم به آنان كه ( در مقام عبوديّت و انقياد ) محكم صف كشيده‌اند ! ‏

فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا ﴿٢﴾

‏ و قسم به آنان كه سخت باز مي‌دارند ! ‏

فَالتَّالِیَاتِ ذِکْرًا ﴿٣﴾

‏ و قسم به آنان كه پياپي ( آيات خدا را ) تلاوت مي‌كنند ! ‏

إِنَّ إِلَهَکُمْ لَوَاحِدٌ ﴿٤﴾

‏ قطعاً معبود شما يكي است ( نه بيشتر ) . ‏

رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ ﴿٥﴾

‏ آن كسي كه خداوند آسمانها و زمين و همه چيزهائي است كه در ميان آن دو قرار دارد ، و خداوند مشرقها است . ‏

إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ ﴿٦﴾

‏ ما نزديكترين آسمان ( به شما ) را با زينت ستارگان آراسته‌ايم . ‏

وَحِفْظًا مِنْ کُلِّ شَیْطَانٍ مَارِدٍ ﴿٧﴾

‏ ما آن را از هر شيطان متمرّدي ، كاملاً حفظ كرده‌ايم . ‏

لا یَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلإ الأعْلَى وَیُقْذَفُونَ مِنْ کُلِّ جَانِبٍ ﴿٨﴾

‏ آنان نمي‌توانند به گروه والامقام ( و صدرنشينان عالم ملكوت ، كه فرشتگان كبارند ) دزدكي گوش فرا دهند ( و اسرار غيب را بشنوند ) چرا كه از هر سو به سويشان ( تيرهاي شهاب ) نشانه مي‌رود . ‏

دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿٩﴾

‏ آنان سخت ( به عقب رانده مي‌شوند و از صحنه آسمان ) طرد مي‌گردند ، و عذاب به تمام و كمالي ( در دنيا ) و دائمي و سرمدي ( در آخرت ) دارند . ‏

إِلا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿١٠﴾

‏ و امّا از آنان هر كه با سرعت استراق سمعي كند ، فوراً آذرخشي سوراخ كننده ( جو آسمان و بدن آن شيطان ) به دنبال او روان مي‌گردد ( و وي را مي‌سوزاند و نابودش مي‌گرداند ) . ‏

فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمْ مَنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِنْ طِینٍ لازِبٍ ﴿١١﴾

‏ ( به منكران بعث و قيامت بگو و ) از ايشان پرس و جو كن كه آيا آفرينش ( دوباره ) ايشان سخت‌تر و دشوارتر است يا آفرينش ( آسمانها و زمين و فرشتگان و ساير ) چيزهائي كه آفريده‌ايم‌ ؟ ما كه ايشان را از گِل چسبنده ناچيزي ( در آغاز خلقت انسان ) آفريده‌ايم ( و بر آفرينش آنان توانا بوده‌ايم . لذا سهل و ساده ايشان را بازآفريني مي‌كنيم و مشكلي در اين امر نمي‌بينيم ) . ‏

بَلْ عَجِبْتَ وَیَسْخَرُونَ ﴿١٢﴾

‏ امّا تو ( آن قدر مسأله معاد را مسلّم و واضح مي‌بيني كه از ناباوري ايشان ) تعجّب مي‌كني ، و ايشان ( آن قدر مسأله معاد را محال و ناممكن مي‌دانند كه هم تو و هم معاد را ) مسخره مي‌كنند . ‏

وَإِذَا ذُکِّرُوا لا یَذْکُرُونَ ﴿١٣﴾

‏ و هنگامي كه بدانان ( قدرت خدا و ادلّه قيامت ) تذكّر داده شود ، متذكّر و پندپذير نمي‌گردند .  ( و به كفر و شرك و زشتكاريهاي خود ادامه مي‌دهند ) . ‏

وَإِذَا رَأَوْا آیَةً یَسْتَسْخِرُونَ ﴿١٤﴾

‏ و هر گاه معجزه‌اي ( از معجزات ) يا دليلي ( از دلائل دالّ بر قدرت خدا ) را ببينند ،  ( نه تنها خود به تمسخر مي‌پردازند ، بلكه ) ديگران را به مسخره كردن فرا مي‌خوانند . ‏

وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلا سِحْرٌ مُبِینٌ ﴿١٥﴾

‏ و خواهند گفت : اين ( چيزي كه ما مي‌بينيم ) جز جادوي آشكار و روشني نيست . ‏

أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿١٦﴾

‏ آيا هنگامي كه مرديم و خاك و استخوان گشتيم ، ما زنده گردانده مي‌شويم‌ ؟ ! ‏

أَوَآبَاؤُنَا الأوَّلُونَ ﴿١٧﴾

‏ آيا پدران و نياكان گذشته ما نيز ( زنده مي‌گردند كه ساليان سال است مرده‌اند و ذرّات وجودشان در پهنه زمين پراكنده و نابود شده است‌ ؟ ) . ‏

قُلْ نَعَمْ وَأَنْتُمْ دَاخِرُونَ ﴿١٨﴾

‏ بگو : بلي !  ( همه شما زنده مي‌شويد ) در حالي كه خوار و پست خواهيد بود . ‏

فَإِنَّمَا هِیَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ یَنْظُرُونَ ﴿١٩﴾

‏ تنها يك صدا خواهد بود و به ناگاه آنان ( سر از گورها به در آورده و به چيزي كه بديشان وعده داده شده خيره مي‌شوند و ) مي‌نگرند . ‏

وَقَالُوا یَا وَیْلَنَا هَذَا یَوْمُ الدِّینِ ﴿٢٠﴾

‏ و خواهند گفت : اي واي بر ما ! اين ، روز جزا است ! ‏

هَذَا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ ﴿٢١﴾

‏ ( و بديشان پاسخ داده مي‌شود : ) اين ، روز داوري و حسابرسي است ، همان روزي كه در دنيا دروغش مي‌ناميديد . ‏

احْشُرُوا الَّذِینَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا کَانُوا یَعْبُدُونَ ﴿٢٢﴾

‏ ( اي فرشتگان من ! ) كساني را كه ( با كفر و زندقه ) به خود ستم كرده‌اند ، همراه با همسران ( كفر پيشه ) آنان ، به همراه آنچه مي‌پرستيده‌اند ، جمع‌آوري كنيد . ‏

مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِیمِ ﴿٢٣﴾

‏ غير از خدا ( هر چه را پرستش مي‌كرده‌اند ، همه را يكجا گرد آوريد و ) آن گاه آنان را به راه دوزخ راهنمائي كنيد ( تا بدان در آيند ) . ‏

وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ ﴿٢٤﴾

‏ آنان را نگاه داريد كه بايد بازپرسي شوند ( و از عقائد و اعمالشان پرسيده شود ) . ‏

مَا لَکُمْ لا تَنَاصَرُونَ ﴿٢٥﴾

‏ ( اي مشركان ! ) شما چرا همديگر را ياري نمي‌دهيد ( و در نجات هم نمي‌كوشيد ؟ ) . ‏

بَلْ هُمُ الْیَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ ﴿٢٦﴾

‏ بلكه آنان امروز كاملاً مطيع و تسليمند . ‏

وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ یَتَسَاءَلُونَ ﴿٢٧﴾

‏ ( در اين حال ) بعضي رو به بعضي مي‌نمايند و همديگر را بازخواست مي‌كنند . ‏

قَالُوا إِنَّکُمْ کُنْتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْیَمِینِ ﴿٢٨﴾

‏ ( مستضعفان به مستكبران ) مي‌گويند : شما از راه خيرخواهي به سوي ما مي‌آمديد ( تا به ما ضربه بزنيد و گمراهمان سازيد ) . ‏

قَالُوا بَلْ لَمْ تَکُونُوا مُؤْمِنِینَ ﴿٢٩﴾

‏ ( مستكبران به مستضعفان در پاسخ ) مي‌گويند : بلكه خودتان بي‌ايمان و بي‌باور بوديد ( گناه ما چيست . برويد و خويشتن را سرزنش و نفرين كنيد ) . ‏

وَمَا کَانَ لَنَا عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ بَلْ کُنْتُمْ قَوْمًا طَاغِینَ ﴿٣٠﴾

‏ ما كه هيچ گونه سلطه و قدرتي بر شما نداشتيم ( تا از شما سلب اختيار كنيم ) بلكه خودتان مردمان سركش و نافرماني بوديد ( و بر حق و حقيقت شوريديد و به چنين روزي افتاديد ) . ‏

فَحَقَّ عَلَیْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ ﴿٣١﴾

‏ پس عذاب پروردگارمان گريبانگيرمان شد ، و ما بايد آن را بچشيم . ‏

فَأَغْوَیْنَاکُمْ إِنَّا کُنَّا غَاوِینَ ﴿٣٢﴾

‏ ما خودمان گمراه بوديم و شما را هم گمراه كرديم . ‏

فَإِنَّهُمْ یَوْمَئِذٍ فِی الْعَذَابِ مُشْتَرِکُونَ ﴿٣٣﴾

‏ در نتيجه آنان ( همگي ، اعم از راهبران و پيروان ) در عذاب ، با يكديگر و مشتركند . ‏

إِنَّا کَذَلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ ﴿٣٤﴾

‏ ما اين گونه با بزهكاران رفتار مي‌كنيم . ‏

إِنَّهُمْ کَانُوا إِذَا قِیلَ لَهُمْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ یَسْتَکْبِرُونَ ﴿٣٥﴾

‏ ( چرا كه ) وقتي كه بدانان گفته مي‌شد : جز خدا معبودي نيست ، بزرگي مي‌نمودند ( و خويشتن را بالاتر از آن مي‌ديدند كه يكتاپرستي را بپذيرند ) . ‏

وَیَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِکُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ ﴿٣٦﴾

‏ و مي‌گفتند : آيا ما براي ( سخن ) چكامه‌سراي ديوانه‌اي ، معبودهاي خويش را رها سازيم‌ ؟ !

بَلْ جَاءَ بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِینَ ﴿٣٧﴾

‏ ( امّا او شاعر و مجنّون نيست و ) بلكه حق را آورده و پيغمبران را تصديق كرده است .  ( محتواي دعوت محمّد و هماهنگي آن با دعوت انبياء ، دليل صدق گفتار او است ) . ‏

إِنَّکُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الألِیمِ ﴿٣٨﴾

‏ شما ( اي مشركان كوردل ! ) قطعاً عذاب دردناك ( الهي ) را خواهيد چشيد . ‏

وَمَا تُجْزَوْنَ إِلا مَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٣٩﴾

‏ و جز در برابر كارهائي كه مي‌كرده‌ايد كيفر داده نمي‌شويد . ‏

إِلا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ ﴿٤٠﴾

‏ مگر بندگان مخلص خدا ( كه پروردگارشان از كيفر لغزشهايشان مي‌گذرد ، و پاداش مضاعف ده تا هفت صد برابر كردار نيكشان و گاهي افزون بر آن ، بديشان عطاء مي‌فرمايد ) . ‏

أُولَئِکَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ ﴿٤١﴾

‏ ايشان را روزيِ ويژه و معيّني است . ‏

فَوَاکِهُ وَهُمْ مُکْرَمُونَ ﴿٤٢﴾

‏ يعني ميوه‌هاي رنگارنگ . و آنان مكرّم و معزّزند ( و با نهايت احترام از ايشان پذيرائي مي‌گردد ) . ‏

فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ ﴿٤٣﴾

‏ در ميان باغها و بوستانهاي پر نعمت بهشت بسر مي‌برند . ‏

عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِینَ ﴿٤٤﴾

‏ بالاي تختهاي آراسته و مزيّن ، روبه‌روي يكديگر مي‌نشينند . ‏

یُطَافُ عَلَیْهِمْ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ ﴿٤٥﴾

‏ قدحهاي مي برگرفته از رودبار جاري شراب ، گرداگرد آنان در گردش است . ‏

بَیْضَاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِینَ ﴿٤٦﴾

‏ مي سفيدرنگ و خوشگواري براي نوشندگان . ‏

لا فِیهَا غَوْلٌ وَلا هُمْ عَنْهَا یُنْزَفُونَ ﴿٤٧﴾

‏ نه در آن تباهيها و گرفتاريهائي ( همچون بيهوشي و سردرد و ساير مضرّات و مفاسد ) است ، و نه ميخواران از آن به حالت تهوّع ( و استفراغ و عرق و كثرت بول ) در مي‌آيند . ‏

وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِینٌ ﴿٤٨﴾

‏ همسراني دارند با چشماني درشت و خمارآلود . ‏

کَأَنَّهُنَّ بَیْضٌ مَکْنُونٌ ﴿٤٩﴾

‏ انگار آنان تخمهاي ( شترمرغ ) هستند كه ( در زير بال و پر شترمرغ ) پنهان ( از ديد مردمان و گرد و غبار ) باشند .

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ یَتَسَاءَلُونَ ﴿٥٠﴾

‏ بعضي ( از اين افراد مخلص ) رو به بعضي ديگرمي‌كنند و از يگديگر مي‌پرسند ( كه حال چه احوالي دارند ، و در دنيا چه مي‌كردند و چه مي‌ديدند ؟ ! ) .

قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّی کَانَ لِی قَرِینٌ ﴿٥١﴾

‏ يكي از آنان مي‌گويد : من همنشيني ( در دنيا ) داشتم ( كه با من درباره دين و قوانين آسماني مجادله مي‌كرد ) . ‏

یَقُولُ أَئِنَّکَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِینَ ﴿٥٢﴾

‏ مي‌گفت : آيا تو از زمره كساني هستي كه باور مي‌كنند ( به اين كه بعد از مرگ ، زندگي و رستاخيزي ، و حساب و كتابي ، و سزا و جزائي در ميان است‌ ؟ ) . ‏

أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَدِینُونَ ﴿٥٣﴾

‏ آيا زماني كه مُرديم و خاك و استخوان شديم ، آيا ما مورد بازخواست ( از اعمال و اقوال خود ) قرار مي‌گيريم و سزا و جزا مي‌بينيم‌ ؟ ! . ‏

قَالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ ﴿٥٤﴾

‏ ( سپس آن بهشتي ، رو به دوستان بهشتي خود كرده ) مي‌گويد : آيا شما مي‌توانيد نگاهي ( به دوزخ ) بيندازيد و او را بنگريد ؟ ‏

فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِی سَوَاءِ الْجَحِیمِ ﴿٥٥﴾

‏ پس آن گاه خودش ديده‌ور مي‌شود ( و به دوزخ مي‌نگرد ) و او را در وسط دوزخ مي‌بيند . ‏

قَالَ تَاللَّهِ إِنْ کِدْتَ لَتُرْدِینِ ﴿٥٦﴾

‏ مي‌گويد : به خدا سوگند ! نزديك بود ( با نيرنگ خود ) مرا پرت كني و هلاكم سازي . ‏

وَلَوْلا نِعْمَةُ رَبِّی لَکُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِینَ ﴿٥٧﴾

‏ اگر نعمت ( هدايت و توفيق ) پروردگارم ( دستگيرم ) نبود ، من هم ( هم اينك ) از احضار شدگان ( در دوزخ ) بودم . ‏

أَفَمَا نَحْنُ بِمَیِّتِینَ ﴿٥٨﴾

‏ آيا ما ديگر نمي‌ميريم‌ ؟ ! ‏

إِلا مَوْتَتَنَا الأولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ ﴿٥٩﴾

‏ مگر مرگ نخستيني كه داشتيم ( و بعد از آن برانگيخته شديم ) و ما هرگز عذاب داده نمي‌شويم . ‏

إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ﴿٦٠﴾

‏ اين ( نعمت و كرامتي كه خدا به ما روا ديده است ) واقعاً پيروزي بزرگي است ( كه به دست آورده‌ايم ، و رستگاري سترگي است از عقاب و عذاب اخرويي كه در دنيا از آن مي‌ترسيديم ) . ‏

لِمِثْلِ هَذَا فَلْیَعْمَلِ الْعَامِلُونَ ﴿٦١﴾

‏ براي رسيدن به چنين چيزي ، كاركنان بايد كار كنند . ‏

أَذَلِکَ خَیْرٌ نُزُلا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ﴿٦٢﴾

‏ آيا آن ( همه نعمتهاي بيكران و جاويداني ) كه بهشتيان را با آن پذيرائي مي‌كنند بهتر است ، يا درخت زقّوم ( نفرت‌انگيز كه از آن به دوزخيان مي‌دهند ؟ ) . ‏

إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِلظَّالِمِینَ ﴿٦٣﴾

‏ ما آن را مايه رنج و محنت ستمگران كرده‌ايم . ‏

إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِی أَصْلِ الْجَحِیمِ ﴿٦٤﴾

‏ زقّوم درختي است كه در ته دوزخ مي‌رويد . ‏

طَلْعُهَا کَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّیَاطِینِ ﴿٦٥﴾

‏ شكوفه و ميوه آن انگار كلّه‌هاي شياطين است . ‏

فَإِنَّهُمْ لآکِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿٦٦﴾

‏ دوزخيان از آن مي‌خورند و شكمها را از آن پر و آكنده مي‌سازند . ‏

ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَیْهَا لَشَوْبًا مِنْ حَمِیمٍ ﴿٦٧﴾

‏ سپس آب داغ كثيف و آلوده‌اي را بر آن مي‌نوشند . ‏

ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لإلَى الْجَحِیمِ ﴿٦٨﴾

‏ آن گاه ( كه از زقّوم خوردند و از آب داغِ آلوده نوشيدند ) به دوزخ برمي‌گردند . ‏

إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّینَ ﴿٦٩﴾

‏ ( آنان شايسته چنين عذابي هستند . چرا كه ) پدران خود را در گمراهي يافته‌اند ( و به دنبال ايشان كوركورانه روان گشته‌اند ) . ‏

فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ یُهْرَعُونَ ﴿٧٠﴾

‏ ( چنان دل و دين به تقليد نياكان داده‌اند كه انگار ) آنان را به دنبال نياكانشان به شتاب مي‌رانند . ‏

وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَکْثَرُ الأوَّلِینَ ﴿٧١﴾

‏ قبل از اينان هم ، اكثر پيشينيان گمراه بوده‌اند ( چون مثل همين مشركان از نياكانشان تقليد كرده‌اند و كوركورانه مسير ايشان را پيموده‌اند ) . ‏

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِیهِمْ مُنْذِرِینَ ﴿٧٢﴾

‏ و ما در ميانشان بيم‌دهندگاني ( برانگيختيم و به سويشان ) روانه كرديم . ‏

فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِینَ ﴿٧٣﴾

‏ بنگر كه فرجام كار بيم داده شدگان چه شده است‌ ؟ !  ( همه نابود شده‌اند و عبرت تاريخ گشته‌اند ) . ‏

إِلا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ ﴿٧٤﴾

‏ مگر بندگان پاكيزه و برگزيده خدا ،  ( كه از اين مهلكه جان به در برده‌اند و به بهشت نعيم و فوز عظيم رسيده‌اند ) . ‏

وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِیبُونَ ﴿٧٥﴾

‏ نوح ما را به فرياد خواند و ما بهترين پاسخ دهندگان ( براي او ) بوديم . ‏

وَنَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ ﴿٧٦﴾

‏ ما او را و خانواده و پيروان او را از اندوه بزرگ ( تمسخر و آزار قومش ، و طوفان و غرق شدن در امواج كوه پيكر آب ) نجات داديم . ‏

وَجَعَلْنَا ذُرِّیَّتَهُ هُمُ الْبَاقِینَ ﴿٧٧﴾

‏ و نژاد او را بازماندگان ( روي زمين ) كرديم . ‏

وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الآخِرِینَ ﴿٧٨﴾

‏ و نام نيك او را در ميان ملّتهاي بعدي باقي گذارديم . ‏

سَلامٌ عَلَى نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ ﴿٧٩﴾

‏ و آن درود بر نوح ، در ميان جهانيان است . ‏

إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿٨٠﴾

‏ ما اين گونه نيكوكاران را پاداش خواهيم داد . ‏

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ ﴿٨١﴾

‏ چرا كه او از بندگان با ايمان ما بود . ‏

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِینَ ﴿٨٢﴾

‏ سپس ديگران را غرق كرديم . ‏

وَإِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لإبْرَاهِیمَ ﴿٨٣﴾

‏ از زمره دنباله‌روان نوح ( در اصول دين ، و پيمودن راه او در دعوت به توحيد و خداشناسي ) ابراهيم بود . ‏

إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ﴿٨٤﴾

‏ وقتي كه با قلب سالم ( زدوده از شرك ) رو به پروردگارش آورد . ‏

إِذْ قَالَ لأبِیهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿٨٥﴾

‏ زماني به پدر و قوم خود گفت : اينها چه چيزند كه مي‌پرستيد ؟ ! ‏

أَئِفْکًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِیدُونَ ﴿٨٦﴾

‏ آيا غير از خدا ، خواستار معبودهاي سراپا دروغ هستيد ؟ ! ‏

فَمَا ظَنُّکُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿٨٧﴾

‏ آخر ، شما درباره پروردگار جهانيان چگونه مي‌انديشيد ؟ ! ‏

فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ ﴿٨٨﴾

‏ سپس نگاهي به ستارگان انداخت .  ( انگار مي‌خواهد از اوضاع كواكب ، حوادث آينده را پيش‌بيني كند ) . ‏

فَقَالَ إِنِّی سَقِیمٌ ﴿٨٩﴾

‏ گفت : من ناخوش هستم .  ( روحم از اين كفر و شرك و ظلم بيمار است ) . ‏

فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِینَ ﴿٩٠﴾

‏ آنان بدو پشت كردند و ( به دنبال مراسم خود ) رفتند . ‏

فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلا تَأْکُلُونَ ﴿٩١﴾

‏ شتابان و نهان ، به سراغ معبودهاي ايشان رفت ( و تمسخركنان فرياد زد ) و گفت : آيا ( از غذاهاي رنگارنگ ) نمي‌خوريد ؟ ‏

مَا لَکُمْ لا تَنْطِقُونَ ﴿٩٢﴾

‏ شما را چه شده است كه حرف نمي‌زنيد ؟ ‏

فَرَاغَ عَلَیْهِمْ ضَرْبًا بِالْیَمِینِ ﴿٩٣﴾

‏ با قدرت هر چه بيشتر ضربه‌هاي سخت و پياپي بر آنها فرو كوفت . ‏

فَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ یَزِفُّونَ ﴿٩٤﴾

‏ به طرف ابراهيم دوان دوان آمدند ( و همچون شترمرغ بال گرفتند ، و او را فرو كوفتند ) . ‏

قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿٩٥﴾

‏ ( ابراهيم بديشان ) گفت : آيا چيزهائي را مي‌پرستيد كه خودتان مي‌تراشيد ؟ ‏

وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾

‏ خداوند هم شما را آفريده است ، و هم بتهائي را كه مي‌سازيد . ‏

قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیَانًا فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ ﴿٩٧﴾

‏ ( مشركان فرياد زدند و به يكديگر ) گفتند : براي او چهارديواري بزرگي بسازيد ( و در ميان آن آتش بيفروزيد ) و او را به ميان آتش سوزان و پر اخگر بيفكنيد . ‏

فَأَرَادُوا بِهِ کَیْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأسْفَلِینَ ﴿٩٨﴾

‏ ( خلاصه ، آنان ) براي نابودي ابراهيم نقشه‌اي پي افكندند و نيرنگي انديشيدند ، ولي ما ( او را نجات داديم و والايش كرديم ، و ) آنان را پست و حقير و مغلوب و ذليل نموديم . ‏

وَقَالَ إِنِّی ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّی سَیَهْدِینِ ﴿٩٩﴾

‏ ابراهيم گفت : من به سوي پروردگارم مي‌روم ، او مرا رهنمود مي‌كند . ‏

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿١٠٠﴾

‏ پروردگارا ! فرزندان شايسته‌اي به من عطاء كن .  ( فرزنداني كه بتوانند كار دعوت را به دست گيرند و برنامه مرا تداوم بخشند ) .

فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلامٍ حَلِیمٍ ﴿١٠١﴾

‏ ما او را به پسري بردبار و خردمند مژده داديم . ‏

فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ ﴿١٠٢﴾

‏ وقتي كه ( او متولّد شد و بزرگ گرديد و ) به سنّي رسيد كه بتواند با او به تلاش ( در پي معاش ) ايستد ، ابراهيم بدو گفت : فرزندم ! من در خواب چنان مي‌بينم كه بايد تو را سر ببرم ( و قربانيّت كنم ) . بنگر نظرت چيست‌ ؟ گفت : اي پدر ! كاري كه به تو دستور داده مي‌شود بكن . به خواست خدا مرا از زمره شكيبايان خواهي يافت . ‏

فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ ﴿١٠٣﴾

‏ هنگامي كه ( پدر و پسر ) هر دو تسليم ( فرمان خدا ) شدند ( و ابراهيم پسر را روي شنها دراز كشاند ) و رخساره او را بر خاك انداخت . ‏

وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ ﴿١٠٤﴾

‏ فريادش زديم كه : اي ابراهيم ! ‏

قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿١٠٥﴾

‏ تو خواب را راست ديدي و دانستي ( و برابر فرمان آن عمل كردي و مأموريّت خود را به جاي آوردي . دست نگهدار كه در اين آزمايش بزرگ موفّق شدي . بيش از اين رنج تو و فرزندت را نمي‌خواهيم ) ، ما اين گونه به نيكوكاران سزا و جزا مي‌دهيم . ‏

إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِینُ ﴿١٠٦﴾

‏ اين ( آزمايش بزرگ كه ذبح فرزند با دست پدر است ) مسلّماً آزمايشي است كه بيانگر ( ايمان كامل و يقين صادق به خداوند هستي ) است . ‏

وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ﴿١٠٧﴾

‏ ما قرباني بزرگ و ارزشمندي را فدا و بلاگردان او كرديم . ‏

وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الآخِرِینَ ﴿١٠٨﴾

‏ و نام نيك او را در ميان ملّتهاي بعدي باقي گذارديم ( و اسوه آيندگان با ايمان و قدوه پاكبازان جهانش كرديم ) . ‏

سَلامٌ عَلَى إِبْرَاهِیمَ ﴿١٠٩﴾

‏ درود بر ابراهيم ! ‏

کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿١١٠﴾

‏ ما اين گونه نيكوكاران را پاداش خير خواهيم داد . ‏

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ ﴿١١١﴾

‏ چرا كه او از بندگان با ايمان ما بود . ‏

وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ ﴿١١٢﴾

‏ ما او را به ( تولّد ) اسحاق كه پيغمبر و از زمره صالحان بود ، مژده داديم . ‏

وَبَارَکْنَا عَلَیْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِینٌ ﴿١١٣﴾

‏ ما به ابراهيم و ( فرزندش ) اسحاق خير و بركت داديم ( در عمر و زندگي ، در نسلهاي آينده ، در مكتب و ايمان ، و . . . ) از دودمان اين دو ، افرادي نيكوكار به وجود آمدند ، و هم افرادي كه ( به خاطر عدم ايمان ) آشكارا به خود ستم كردند . ‏

وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿١١٤﴾

‏ ما به موسي و هارون واقعاً نعمتهاي گرانبهائي بخشيديم . ‏

وَنَجَّیْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ ﴿١١٥﴾

‏ آنان و قوم ايشان را از غم و اندوه بزرگ ( اذيّت و آزار فرعون و فرعونيان ) نجات داديم . ‏

وَنَصَرْنَاهُمْ فَکَانُوا هُمُ الْغَالِبِینَ ﴿١١٦﴾

‏ و آنان را ياري كرديم تا ( بر دشمنانشان ) پيروز شدند . ‏

وَآتَیْنَاهُمَا الْکِتَابَ الْمُسْتَبِینَ ﴿١١٧﴾

‏ و به آن دو ، كتاب روشنگر ( احكام دين ، و بيانگر رهنمودهاي امور زندگي آن روزي ) عطاء كرديم ( كه تورات است ) . ‏

وَهَدَیْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿١١٨﴾

‏ و آن دو را به راه راست رهنمود كرديم ( كه راه انبياء و اولياء است ، و خطر انحراف و گمراهي و سقوط در آن وجود ندارد ) . ‏

وَتَرَکْنَا عَلَیْهِمَا فِی الآخِرِینَ ﴿١١٩﴾

‏ و نام نيك آنان را در اقوام بعد باقي گذارديم . ‏

سَلامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿١٢٠﴾

‏ درود بر موسي و هارون ! ‏

إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿١٢١﴾

‏ ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مي‌دهيم . ‏

إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ ﴿١٢٢﴾

‏ آن دو نفر ، از زمره بندگان مؤمن ما بودند . ‏

وَإِنَّ إِلْیَاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ ﴿١٢٣﴾

‏ الياس از پيغمبران بود . ‏

إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلا تَتَّقُونَ ﴿١٢٤﴾

‏ زماني به قوم خود گفت : آيا پرهيزگاري پيشه خود نمي‌كنيد ؟ ‏

أَتَدْعُونَ بَعْلا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ ﴿١٢٥﴾

‏ آيا بت بعل را به فرياد مي‌خوانيد ( و نيازمنديهاي خود را از او مي‌خواهيد ) و آيا بهترين آفرينندگان را رها مي‌سازيد ؟ ! ‏

اللَّهَ رَبَّکُمْ وَرَبَّ آبَائِکُمُ الأوَّلِینَ ﴿١٢٦﴾

‏ خدا ، كه معبود شما و معبود نياكان پيشين شما است . ‏

فَکَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿١٢٧﴾

‏ آنان الياس را تكذيب كردند ، پس ايشان ( توسّط فرشتگان در دوزخ ) گرد آورده مي‌شوند . ‏

إِلا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ ﴿١٢٨﴾

‏ مگر بندگان مخلص خدا ( كه ايشان رستگار و كامگارند ) . ‏

وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الآخِرِینَ ﴿١٢٩﴾

‏ و نام نيك او را در ميان ملّتهاي بعدي باقي گذارديم . ‏

سَلامٌ عَلَى إِلْ یَاسِینَ ﴿١٣٠﴾

‏ درود بر الياس ! ‏

إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿١٣١﴾

‏ ما اين چنين پاداش نيكوكاران را خواهيم داد . ‏

إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ ﴿١٣٢﴾

‏ إلياس از زمره بندگانِ با ايمان ما بود . ‏

وَإِنَّ لُوطًا لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ ﴿١٣٣﴾

‏ قطعاً لوط از زمره پيغمبران بود . ‏

إِذْ نَجَّیْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِینَ ﴿١٣٤﴾

‏ زماني ، او و جملگي خاندان و پيروان او را نجات داديم . ‏

إِلا عَجُوزًا فِی الْغَابِرِینَ ﴿١٣٥﴾

‏ نمگر پيرزني ( كه همسر لوط بود و با كافران در اذيّت و آزار مؤمنان همكاري مي‌كرد ، و بدين سبب ) از زمره هلاك شدگان گرديد . ‏

ثُمَّ دَمَّرْنَا الآخَرِینَ ﴿١٣٦﴾

‏ آن گاه ( كه لوط و مؤمنان را نجات داديم ) ديگران را درهم كوبيديم و نابود كرديم . ‏

وَإِنَّکُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِمْ مُصْبِحِینَ ﴿١٣٧﴾

‏ و شما ( اي اهل مكّه ! در سَفَر تجارتي خود به سرزمين شام ) بامدادان از سرزمين ايشان عبور مي‌كنيد ( و پيوسته آثار ويران آنان را ديد مي‌زنيد ) . ‏

وَبِاللَّیْلِ أَفَلا تَعْقِلُونَ ﴿١٣٨﴾

‏ و شامگاهان هم ( مخروبه‌هاي شهر ايشان سدوم را مي‌بينيد ) . آيا نمي‌انديشيد و متوجّه نيستيد ( كه بدكرداري و تباهكاري ايشان ، موجب ويراني سرزمينشان و بدفرجامي خودشان شده است‌ ؟ ) . ‏

وَإِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ ﴿١٣٩﴾

‏ مسلّماً يونس هم از زمره پيغمبران بود . ‏

إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ ﴿١٤٠﴾

‏ زماني ، او به سوي كشتي پر ( از مسافر و كالا ، بدون اجازه پروردگارش ، از ميان قوم خود ) گريخت . ‏

فَسَاهَمَ فَکَانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ ﴿١٤١﴾

‏ ( كشتي دچار سانحه شد و مي‌بايست بر طبق قرعه ، افرادي از سرنشينان به دريا انداخته شوند ) . يونس در قرعه‌كشي شركت كرد و از جمله كساني شد كه قرعه به نام ايشان درآمد .  ( پس برابر عرف آن روز به دريا انداخته شد ) . ‏

فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِیمٌ ﴿١٤٢﴾

‏ ماهي او را بلعيد ، در حالي كه مستحقّ ملامت بود ( و مي‌بايست در برابر كاري كه كرده بود ، زنداني شود ) . ‏

فَلَوْلا أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ ﴿١٤٣﴾

‏ اگر او قبلاً از زمره پرستشگران نمي‌بود . ‏

لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ ﴿١٤٤﴾

‏ او در شكم ماهي تا روز رستاخيز مي‌ماند . ‏

فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ سَقِیمٌ ﴿١٤٥﴾

‏ ما او را در يك سرزمين برهوت خالي ( ازدرخت و گياه ) افكنديم ، در حالي كه بيمار و نزار بود . ‏

وَأَنْبَتْنَا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ ﴿١٤٦﴾

‏ ما كدوبُني بر بالاي او رويانيديم ( تا در سايه برگهاي پهن و مرطوب آن بيارامد ) . ‏

وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ ﴿١٤٧﴾

‏ ( يونس كم‌كم بهبودي يافت ) و او را به سوي جمعيّت يك صد هزار نفري يا بيشتر فرستاديم ( تا ايشان را به ايمان آوردن و توبه كردن از بديها و انجام نيكيها دعوت كند ) . ‏

فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِینٍ ﴿١٤٨﴾

‏ آنان همه ايمان آوردند و ما ايشان را از مواهب فراوان و نعمتهاي فراخ زندگي تا مدّت مشخّصي بهره‌مند ساختيم . ‏

فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّکَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ ﴿١٤٩﴾

‏ از آنان ( كه ساكن مكّه بوده و به دنبال خرافات راه افتاده و معتقدند كه فرشتگان دختران خدايند ) بپرس كه آيا دختران از آنِ پروردگار تو باشند و پسران از آنِ خودشان‌ ؟  ( آيا اين عادلانه است‌ ؟ ) . ‏

أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِکَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ ﴿١٥٠﴾

‏ يا اين كه ( وقتي كه ) ما فرشتگان را به صورت ماده مي‌آفريديم ، ايشان ناظر ( بر خلقت فرشتگان ) بوده‌اند ؟

أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ لَیَقُولُونَ ﴿١٥١﴾

‏ هان ! آنان تنها از روي دروغها و تهمتهاي به هم بافته خود مي‌گويند : ‏

وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ ﴿١٥٢﴾

‏ خداوند فرزند زاده است ! قطعاً ايشان دروغگويند . ‏

أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِینَ ﴿١٥٣﴾

‏ آيا خدا دختران را بر پسران ترجيح داده است ( در صورتي كه به گمان شما پسران از دختران بهترند ؟ تازه اگر برابر انديشه تباه شما هم بود ، مي‌بايست خدا پسران را نصيب خود كند ؛ نه دختران را ! ) . ‏

مَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ ﴿١٥٤﴾

‏ چه چيزتان شده است ، چگونه داوري مي‌كنيد ؟  ( هيچ مي‌فهميد چه مي‌گوئيد ؟ ! ) . ‏

أَفَلا تَذَکَّرُونَ ﴿١٥٥﴾

‏ آيا يادآور نمي‌گرديد ( و از اين بي‌خبريها به خود نمي‌آئيد ، و از اين بيهوده‌گوئيها دست بر نمي‌داريد ؟ ) . ‏

أَمْ لَکُمْ سُلْطَانٌ مُبِینٌ ﴿١٥٦﴾

‏ يا اين كه شما دليل روشن و روشنگري ( در اين زمينه ) داريد ؟ ‏

فَأْتُوا بِکِتَابِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ﴿١٥٧﴾

‏ اگر راست مي‌گوئيد ( كه دليل و برهاني داريد ) كتاب خود را بياوريد و بنمائيد . ‏

وَجَعَلُوا بَیْنَهُ وَبَیْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿١٥٨﴾

‏ آنان معتقد به خويشاوندي و نزديكي ميان خدا و جنّيان هستند . در صورتي كه جنّيان مي‌دانند كه مشركان ( و هم خودشان ، اگر شرك بورزند ، در ميان دوزخ ) حاضر آورده مي‌شوند . ‏

سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿١٥٩﴾

‏ خداوند ، پاك و منزّه است از توصيفهائي كه ( اين گروه مشرك و خرافه‌پرست ) مي‌كنند . ‏

إِلا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ ﴿١٦٠﴾

‏ مگر بندگان مخلص خدا ( كه در دوزخ گرد آورده نمي‌شوند ) . ‏

فَإِنَّکُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ﴿١٦١﴾

‏ شما و چيزهائي كه پرستش مي‌كنيد . ‏

مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ بِفَاتِنِینَ ﴿١٦٢﴾

‏ هرگز نمي‌توانيد كسي را با فتنه و فساد از خداپرستي منحرف سازيد ( و به بت‌پرستي بكشانيد ) . ‏

إِلا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِیمِ ﴿١٦٣﴾

‏ مگر كسي را كه مايل باشد به آتش دوزخ بسوزد . ‏

وَمَا مِنَّا إِلا لَهُ مَقَامٌ مَعْلُومٌ ﴿١٦٤﴾

‏ هر يك از ما مقام مشخّص و جايگاه جداگانه‌اي داريم ( و در آنجا و در آن پُست به انجام وظيفه مشغول و گوش به فرمان يزدانيم ) . ‏

وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ﴿١٦٥﴾

‏ و ما جملگي ( براي اطاعت يزدان و اجرا فرمان خداوند سبحان ) به صف ايستاده‌ايم ( و كسي از ما جرأت حركت از جاي خود ، و گام بيرون نهادن از دائره حوزه كارش را ندارد ) . ‏

وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ ﴿١٦٦﴾

‏ و ما جملگي ، به تسبيح و تقديس خدا مشغوليم ( و ستايشگران ايزد بيچونيم ) . ‏

وَإِنْ کَانُوا لَیَقُولُونَ ﴿١٦٧﴾

‏ هر چند مشركان ( پيش از بعثت ) مي‌گفتند : ‏

لَوْ أَنَّ عِنْدَنَا ذِکْرًا مِنَ الأوَّلِینَ ﴿١٦٨﴾

‏ اگر كتابي همچون كتابهاي ( آسماني ) پيشينيان مي‌داشتيم . ‏

لَکُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ ﴿١٦٩﴾

‏ ما قطعاً بندگان مخلص خدا مي‌شديم . ‏

فَکَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ ﴿١٧٠﴾

‏ ( آرزوي آنان جامه عمل به خود پوشيد و بزرگترين كتاب آسماني قرآن براي ايشان فرو فرستاده شد ) و ايشان بدان كفر ورزيدند ، و فرجام كار خود را خواهند دانست . ‏

وَلَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ ﴿١٧١﴾

‏ وعده ما راجع به بندگان فرستاده ما قبلاً ( در لوح محفوظ ) ثبت و ضبط گشته است . ‏

إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ ﴿١٧٢﴾

‏ و آن اين كه ايشان قطعاً ياري مي‌گردند . ‏

وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ ﴿١٧٣﴾

‏ و لشكر ما حتماً پيروز مي‌شوند . ‏

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِینٍ ﴿١٧٤﴾

‏ از آنان دست بدار و ايشان را تا مدّت زماني معيّن به حال خود واگذار . ‏

وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ ﴿١٧٥﴾

‏ ( آن وقت ) نگاهشان كن ( كه چه بلائي بر سرشان مي‌آيد ) و آنان خود بالاخره خواهند ديد ( هزيمت خويش را و نصرت شما را ) . ‏

أَفَبِعَذَابِنَا یَسْتَعْجِلُونَ ﴿١٧٦﴾

‏ آيا عذاب ما را بشتاب مي‌خواهند ؟ !  ( مگر خِرد ندارند ؟ ! ) . ‏

فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاءَ صَبَاحُ الْمُنْذَرِینَ ﴿١٧٧﴾

‏ هنگامي كه عذاب ما در حياط منازلشان ( و در ميدان زندگيشان ) فرود آمد ، بيم‌شدگان چه بامداد بدي خواهند داشت ! ‏

وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِینٍ ﴿١٧٨﴾

‏ دست از آنان بدار و ايشان را تا مدّت زماني معيّن به حال خود واگذار . ‏

وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ ﴿١٧٩﴾

‏ ( آن وقت ، كار آشفته و وضع پريشان ايشان را ) تو ببين ، و آنان خودشان هم ( فرجام بد و حال تباه خويش را ) خواهند ديد . ‏

سُبْحَانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿١٨٠﴾

‏ پاك و منزّه است خداوندگار تو از توصيفهائي كه ( مشركان درباره خدا به هم مي‌بافند و سر هم ) مي‌كنند ، خداوندگار عزّت و قدرت . ‏

وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ ﴿١٨١﴾

‏ درود بر پيغمبران ! ‏

وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿١٨٢﴾

‏ ستايش ، يزدان را سزا است كه خداوندگار جهانيان است .

درباره ادمین

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image