جمعه , ۱۳ تیر ۱۳۹۹
فوری
خانه / مذهبی / قرآن کریم / سوره الزخرف

سوره الزخرف

سُوۡرَةُ الزّخرُف

.
بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

حم ﴿١﴾

‏ حا . ميم . ‏

وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ ﴿٢﴾

‏ سوگند به قرآن ! كه خود روشن و روشنگر ( عقائد و احكام آسماني ) است . ‏

إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٣﴾

‏ ما قرآن را به زبان عربي فراهم آورده‌ايم تا شما ( بتوانيد پي به اعجاز آن ببريد و معاني و مفاهيم آن را ) درك كنيد . ‏

وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ ﴿٤﴾

‏ قرآن كه در لوح محفوظ در پيش ما است ، والا و استوار است . ‏

أَفَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحًا أَنْ کُنْتُمْ قَوْمًا مُسْرِفِینَ ﴿٥﴾

‏ آيا ما اين قرآن را ( كه مايه بيداري و راهيابي شما است ) از شما بازگيريم ( و شما را به خود واگذاريم و با آيات حيات‌بخش آن رهنمودتان نسازيم ) بدان خاطر كه شما مردمان متجاوز و اسرافكاريد ؟ !  ( هرگز چنين نمي‌كنيم . بلكه قرآن را بر شما نازل مي‌نمائيم تا دلهائي كه اندك آمادگي دارند ، تكان بخورند و به راه آيند ، و گمراهاني چون شما ، فرداي قيامت حجّتي در دست نداشته باشند ) . ‏

وَکَمْ أَرْسَلْنَا مِنْ نَبِیٍّ فِی الأوَّلِینَ ﴿٦﴾

‏ ( فرستادن پيغمبري به سوي شما چرا بايد عجيب باشد ؟ قبلاً ) ما پيغمبران زيادي را به ميان ملّتهاي پيشين روانه كرده‌ايم . ‏

وَمَا یَأْتِیهِمْ مِنْ نَبِیٍّ إِلا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ ﴿٧﴾

‏ هيچ پيغمبري به پيش آنان نمي‌آمد ، مگر اين كه او را مورد استهزاء قرار مي‌دادند . ‏

فَأَهْلَکْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشًا وَمَضَى مَثَلُ الأوَّلِینَ ﴿٨﴾

‏ ( رويگردانيها و تمسخرها هم بي‌كيفر نمانده است ) و ما كساني را هلاك كرده‌ايم كه نيرومندتر از اينها هم بوده‌اند و قدرت بيشتري هم داشته‌اند . نمونه‌هائي از داستان پيشينيان ( بارها در قرآن به ميان آمده و ) گذشته است . ‏

وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ ﴿٩﴾

‏ اگر از مشركان بپرسي كه چه كسي آسمانها و زمين را آفريده است ، قطعاً خواهند گفت : خداوند با عزّت و بس آگاه .  ( چرا كه مي‌دانند بتهاي ايشان چنين كاري را نكرده‌اند و آنان به معبودان خود حقّ خالقيّت نمي‌دهند ) . ‏

الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَکُمْ فِیهَا سُبُلا لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٠﴾

‏ كسي كه زمين را گاهواره ( زندگي و محلّ آرامش ) شما كرده است و در آن راه‌هائي براي شما به وجود آورده است تا اين كه رهنمود شويد . ‏

وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَیْتًا کَذَلِکَ تُخْرَجُونَ ﴿١١﴾

‏ و آن كسي كه از سوي آسمان ، آبي به اندازه لازم باراند . ما با چنين آبي زمين مرده را زندگي بخشيديم ، همين گونه ( كه زمينهاي مرده با نزول باران زنده گردانده مي‌شوند ، شما نيز زنده گردانده مي‌شويد و ) بيرون آورده مي‌شويد ( و براي حساب و كتاب به محشر گسيل مي‌گرديد ) . ‏

وَالَّذِی خَلَقَ الأزْوَاجَ کُلَّهَا وَجَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْفُلْکِ وَالأنْعَامِ مَا تَرْکَبُونَ ﴿١٢﴾

‏ و همان كسي است كه همه جفتها ( و نرها و ماده‌ها ، اعم از انسانها و حيوانها و گياهها ) را آفريده است . و براي شما از كشتيها و چهارپايان مركبهائي تهيّه ديده است كه بر آنها سوار مي‌گرديد ( و راحت و سريع راه را طي مي‌كنيد و بدينجا و آنجا مي‌رويد ) . ‏

لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْکُرُوا نِعْمَةَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَتَقُولُوا سُبْحَانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ ﴿١٣﴾

‏ ( خدا اين مراكب را آفريده است ) تا اين كه بر پشت آنها قرار بگيريد ، و هنگامي كه بر آنها سوار شديد نعمت پروردگار خود را ياد كنيد و بگوئيد : پاك و منزّه خدائي است كه او اينها را به زير فرمان ما درآورد ، و گرنه ما بر ( رام كردن و نگهداري ) آنها توانائي نداشتيم . ‏

وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ ﴿١٤﴾

‏ و ما به سوي پروردگارمان بازمي‌گرديم ( و حساب و كتاب نحوه زندگي دنياي خود را بازپس مي‌دهيم ) . ‏

وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الإنْسَانَ لَکَفُورٌ مُبِینٌ ﴿١٥﴾

‏ مشركان از ميان بندگان يزدان ، برخي را پاره‌اي از او مي‌دانند ( چرا كه فرشتگان را دختران خدا قلمداد مي‌كنند و فرزند هم جزئي از وجود پدر و مادر است كه به صورت نطفه از آنان جدا مي‌شود ) . واقعاً انسان بس ناسپاس و كفرپيشه آشكاري است . ‏

أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا یَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاکُمْ بِالْبَنِینَ ﴿١٦﴾

‏ آيا از ميان چيزهائي كه خدا مي‌آفريند ، دختران را براي خود برگزيده است و پسران را ويژه شما كرده است‌ ؟ ‏

وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ ﴿١٧﴾

‏ در حالي كه هرگاه يكي از آنان را به همان چيزي مژده دهند كه نظير و شبيه براي خداي مهربان مي‌سازد ، چهره‌اش ( از فرط ناراحتي ) سياه مي‌شود و مملوّ از خشم و كين مي‌گردد ! ‏

أَوَمَنْ یُنَشَّأُ فِی الْحِلْیَةِ وَهُوَ فِی الْخِصَامِ غَیْرُ مُبِینٍ ﴿١٨﴾

‏ آيا كسي را كه در لابلاي زينت و زيور پرورش مي‌يابد ، و به هنگام گفتگو و كشمكش در بحث و مجادله ( به خاطر حيا و شرم و عاطفه نازكي كه دارد ) نمي‌تواند مقصود خود را خوب و آشكار بيان و اثبات كند ،  ( فرزند خدا مي‌دانيد و پسران را فرزند خود ؟ ! ) . ‏

وَجَعَلُوا الْمَلائِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَیُسْأَلُونَ ﴿١٩﴾

‏ آنان فرشتگان را كه بندگان خداي مهربانند ، مؤنّث بشمار مي‌آورند ( و دختران خدا قلمداد مي‌نمايند ! ) . آيا ايشان به هنگام آفرينش فرشتگان حضور داشته‌اند و خِلقتشان را مشاهده نموده‌اند ؟ ! اظهارنظر و گواهي ايشان ( بر اين عقيده بي‌اساس ، در نامه‌هاي اعمالشان ) ثبت و ضبط مي‌شود و ( در روز قيامت ، از سوي خدا ) بازخواست مي‌گردند . ‏

وَقَالُوا لَوْ شَاءَ الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُمْ مَا لَهُمْ بِذَلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلا یَخْرُصُونَ ﴿٢٠﴾

‏ و مي‌گويند : اگر خدا مي‌خواست ما فرشتگان را پرستش نمي‌كرديم . آنان كمترين اطّلاع و كوچكترين خبري از اين ( رضايت الهي ) ندارند ! ايشان سخنانشان جز بر پايه حدس و گمان و تخمين نيست . ‏

أَمْ آتَیْنَاهُمْ کِتَابًا مِنْ قَبْلِهِ فَهُمْ بِهِ مُسْتَمْسِکُونَ ﴿٢١﴾

‏ يا اين كه ما كتابي را پيش از اين قرآن ، بدانان داده‌ايم و آنان بدان چنگ زده‌اند ( و آن كتاب افتراء ايشان را تأييد مي‌كند ؟ ) . ‏

بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ ﴿٢٢﴾

‏ بلكه ايشان مي‌گويند : ما پدران و نياكان خود را بر آئيني يافته‌ايم و ما نيز بر پي آنان مي‌رويم ( و راه بت‌پرستي را در پيش مي‌گيريم ) . ‏

وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ ﴿٢٣﴾

‏ همين گونه در هيچ شهر و دياري پيش از تو ( پيغمبر ) بيم‌دهنده‌اي مبعوث نكرده‌ايم مگر اين كه متنعّمان ( خوشگذران و مغرور از ثروت و قدرت ) آنجا گفته‌اند : ما پدران و نياكان خود را بر آئيني يافته‌ايم ( كه بت‌پرستي را بر همگان واجب كرده است ) و ما هم قطعاً ( بر شيوه ايشان ماندگار مي‌شويم و ) به دنبال آنان مي‌رويم . ‏

قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آبَاءَکُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ ﴿٢٤﴾

‏ ( پيغمبرشان بديشان ) مي‌گفت : آيا اگر من آئيني را هم براي شما آورده باشم كه از آئيني هدايت‌بخش‌تر باشد كه پدران و نياكان خود را بر آن يافته‌ايد ( باز هم از گذشتگان خود پيروي مي‌كنيد و بر بت‌پرستي‌خويش مي‌رويد و دست به دامان تقليد مي‌شويد ؟ ) مي‌گفتند :  ( آري ! چنين است و ) اصلاً ما به چيزي كه ( با خود آورده‌ايد و ) بدان مأمور و مبعوث شده‌ايد ، باور نداريم . ‏

فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانْظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ ﴿٢٥﴾

‏ پس ما از ايشان انتقام گرفته‌ايم ( و آنان را به مجازات سخت دنيوي گرفتار ساخته‌ايم . اي مخاطب انديشمند ) بنگر عاقبت كار تكذيب‌كنندگان ( پيغمبران ، به كجا كشيده است و ) چگونه شده است . ‏

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لأبِیهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِی بَرَاءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ﴿٢٦﴾

‏ ( اي پيغمبر ! ) براي تكذيب‌كنندگان معاصر بيان كن گوشه‌اي از داستان ابراهيم را . وقتي ابراهيم به پدر و قوم خود گفت : من از معبودهائي كه مي‌پرستيد بيزارم . ‏

إِلا الَّذِی فَطَرَنِی فَإِنَّهُ سَیَهْدِینِ ﴿٢٧﴾

‏ بجز آن معبودي كه مرا آفريده است .  ( او را خواهم پرستيد ) چرا كه او مرا ( به راه حق ) رهنمود خواهد كرد . ‏

وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ﴿٢٨﴾

‏ ابراهيم توحيد را به عنوان شعار يكتاپرستي در ميان قوم خود باقي گذاشت ، تا اين كه ايشان ( بدان ايمان آورده و ) برگردند . ‏

بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلاءِ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى جَاءَهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُبِینٌ ﴿٢٩﴾

‏ ( مشركان اميد ابراهيم را برآورده نكردند و برنامه‌اش را پياده ننمودند و من هم در عقوبت ايشان عجله‌اي نكردم ) بلكه من اينان و پدرانشان را از مواهب دنيا بهره‌مند ساختم تا ( قرآن فراخواننده مردمان به ) حق ( و حقيقت ) ، و پيغمبر روشنگري به نزدشان آمد . ‏

وَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ کَافِرُونَ ﴿٣٠﴾

‏ هنگامي كه قرآن به پيش ايشان آمد ، گفتند : اين جادو است و ما بدان باور نداريم . ‏

وَقَالُوا لَوْلا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ ﴿٣١﴾

‏ گفتند : چرا اين قرآن بر مرد بزرگواري از يكي از دو شهر ( مكّه و طائف ) فرو فرستاده نشده است‌ ؟ ! ‏

أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَةُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ ﴿٣٢﴾

‏ آيا آنان رحمت پروردگار تو را تقسيم مي‌كنند ( و كليد رسالت را به هر كس كه بخواهند مي‌سپارند ؟ ) . اين مائيم كه معيشت آنان را در زندگي دنيا ميانشان تقسيم كرده‌ايم . و برخي را بر برخي ديگر برتريهائي داده‌ايم ، تا بعضي از آنان بعضي ديگر را به كار گيرند ( و به يكديگر خدمت كنند ) . و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع‌آوري مي‌كنند بهتر است ( كه نبوّت است و نبوّت از همه مقامات برتر است ) . ‏

وَلَوْلا أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ ﴿٣٣﴾

‏ اگر ( بهره‌مند شدن كفّار از انواع مواهب مادي ) سبب نمي‌شد كه همه مردم ( تمايل به كفر پيدا كنند و در گمراهي ) ملّت واحدي گردند ، ما براي كساني كه به خداوند مهربان باور نمي‌داشتند خانه‌هائي با سقفهائي از نقره فراهم مي‌آورديم ، و براي آنان پلّه‌ها و نردبانهاي سيمين ترتيب مي‌داديم كه از آنها بالا روند .  ( چرا كه نعمت چندروزه حيات بي‌ارزش است و در مقابل نعمت جاويدان آخرت چيزي به حساب نمي‌آيد ) . ‏

وَلِبُیُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَیْهَا یَتَّکِئُونَ ﴿٣٤﴾

‏ و براي خانه‌هايشان درهائي فراهم مي‌آورديم ، و تختهائي نقره‌اي كه بر آنها تكيه مي‌زنند و مي‌لمند ترتيب‌ مي‌داديم . ‏

وَزُخْرُفًا وَإِنْ کُلُّ ذَلِکَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ ﴿٣٥﴾

‏ و زر و زيور و انواع وسائل تجمّلي و زينت‌آلات بديشان مي‌داديم . امّا همه اينها متاع زندگي اين جهاني است ، و آخرت در پيشگاه پروردگارت براي پرهيزگاران آماده است ( و نعمت سراي جاويدان كه از آن خداپرستان است ، با نعمت جهان گذران قابل مقايسه نيست ) . ‏

وَمَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ ﴿٣٦﴾

‏ هر كس از ياد خدا غافل و روگردان شود ، اهريمني را مأمور او مي‌سازيم ، و چنين اهريمني همواره همدم وي مي‌گردد ( و گمراه و سرگشته‌اش مي‌سازد ) . ‏

وَإِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾

‏ شياطين اين گروه را از راه ( خدا ) بازمي‌دارند و ( به گونه‌اي گمراهي را در نظرشان مي‌آرايند كه ) گمان مي‌كنند ايشان هدايت‌يافتگان حقيقي هستند . ‏

حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ یَا لَیْتَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ ﴿٣٨﴾

‏ تا آن گاه كه چنين كسي ( همراه با چنان اهريمني ، در قيامت ) به پيش ما مي‌آيد ،  ( رو بدين همنشين نفرت‌انگيز مي‌كند و نادمانه ) مي‌گويد : كاشكي ! ميان من و ميان تو ، به اندازه مشرِق و مغرب فاصله بود !  ( اي واي من ! ) چه همدم و همنشين بدي است ! ‏

وَلَنْ یَنْفَعَکُمُ الْیَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّکُمْ فِی الْعَذَابِ مُشْتَرِکُونَ ﴿٣٩﴾

‏ هرگز اين گفتگوها امروز به حال شما سودي نمي‌بخشد ، چرا كه شما ستم كرده‌ايد ، و حق اين است كه همگي در عذاب دوزخ مشترك باشيد . ‏

أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِی الْعُمْیَ وَمَنْ کَانَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ ﴿٤٠﴾

‏ آيا تو مي‌تواني سخن خود را به گوش كران برساني‌ ؟ و يا اين كه كوران و كساني را كه در گمراهي آشكاري هستند ، رهنمود گرداني‌ ؟ ‏

فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ ﴿٤١﴾

‏ هرگاه تو را بميرانيم و از ميان برداريم ( و ناظر بر مجازات ايشان نباشي ) قطعاً ما از آنان انتقام خواهيم گرفت ( و به مجازاتشان خواهيم رساند ) . ‏

أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذِی وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَیْهِمْ مُقْتَدِرُونَ ﴿٤٢﴾

‏ يا ( اگر زنده بماني ) آنچه را از عذاب بديشان وعده داده‌ايم ، به تو نشان خواهيم داد ، زيرا ما بر آنان مسلّط و توانائيم . ‏

فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ﴿٤٣﴾

‏ محكم چنگ بزن بدان چيزي كه به تو وحي شده است . چرا كه تو قطعاً بر راه راست قرار داري . ‏

وَإِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَلِقَوْمِکَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾

‏ و قرآن مايه بيداري تو و قوم تو است ، و از شما ( درباره اين برنامه الهي ) پرسيده خواهد شد . ‏

وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً یُعْبَدُونَ ﴿٤٥﴾

‏ از ( پيروان راستين ) انبياي پيشين ما بپرس كه آيا ما معبودهائي بجز خدا را براي پرستش شدن پديدار كرده‌ايم‌ ؟ ‏

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿٤٦﴾

‏ ما موسي را همراه با معجزات خود ( كه دالّ بر حقّانيّت پيغمبري او بود ) به سوي فرعون و درباريانش روانه كرديم .  ( موسي بديشان ) گفت : من فرستاده پروردگار جهانيانم . ‏

فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِآیَاتِنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا یَضْحَکُونَ ﴿٤٧﴾

‏ هنگامي كه معجزات ما را بديشان نمود ، ناگهان همگي بدانها خنديدند ( و موسي و كارهايش را به مسخره گرفتند تا به ديگران بفهمانند كه دعوت او ارزش برخورد جدّي را ندارد و قابل تأمّل و بررسي نيست ) . ‏

وَمَا نُرِیهِمْ مِنْ آیَةٍ إِلا هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ﴿٤٨﴾

‏ هيچ معجزه‌اي بديشان نمي‌نموديم مگر اين كه يكي از ديگري بزرگ‌تر و مهمتر بود . و ( هنگامي كه به سركشي خود ادامه دادند و بر لجاجت خويش افزودند ) ايشان را به انواع بلايا گرفتار كرديم تا اين كه ( از گمراهي خود ) برگردند و توبه كنند . ‏

وَقَالُوا یَا أَیُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّکَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَکَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ ﴿٤٩﴾

‏ ( هنگامي كه بلايا ايشان را فرا گرفت ، از موسي كمك طلبيدند ) و گفتند : اي جادوگر ! پروردگار خود را برايمان با توسّل به عهدي كه با تو كرده است به كمك بخوان ،  ( تا ما را از اين درد و رنج و بلا و مصيبت رهائي بخشد ، و مطمئن باش كه ) ما راه هدايت را پيش خواهيم گرفت . ‏

فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ یَنْکُثُونَ ﴿٥٠﴾

‏ امّا هنگامي كه عذاب و مصائب را از ايشان به دور داشتيم و برطرف ساختيم ، آنان هرچه زودتر عهدشكني كردند .

وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قَالَ یَا قَوْمِ أَلَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَهَذِهِ الأنْهَارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَفَلا تُبْصِرُونَ﴿٥١﴾

‏ فرعون در ميان قوم خود ندا درداد و گفت : اي قوم من ! آيا حكومت و مملكت مصر ، و اين رودبارهائي كه در زير ( كاخها و قصرهاي ) من روانند ، از آن من نيست‌ ؟ مگر ( ضعف موسي و شكوه مرا ) نمي‌بينيد ؟ ‏

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هَذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَلا یَکَادُ یُبِینُ ﴿٥٢﴾

‏ اصلاً من برترم از اين مردي كه حقير و ضعيف ( و از خانواده پائين و از طبقه پستي ) است و هرگز نمي‌تواند گويا سخن بگويد و مراد خويش را روشن بيان دارد . ‏

فَلَوْلا أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلائِکَةُ مُقْتَرِنِینَ ﴿٥٣﴾

‏ ( اگر راست مي‌گويد كه پيغمبر خدا و داراي مقام والا است ) پس چرا دستبندهاي زرين بدو داده نشده است ( تا دستبندها نشانه عظمت و رياست او باشد ؟ ) و يا چرا فرشتگان همراه او نيامده‌اند ( تا صداقت گفتار و ادّعاي رسالت او را تأييد كنند و براي پيروزي او بكوشند و بجنگند ؟ ) . ‏

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ ﴿٥٤﴾

‏ فرعون ( براي ادامه خودكامگي خود ) قوم خويش را فرومايه و ناآگاه بارآورد ( و آنان را در سطح پائيني از فرهنگ و رشد فكري نگاه داشت ) و ايشان هم از او فرمانبرداري و پيروي كردند . آنان قومي فاسق ( و خارج از اطاعت فرمان خدا و حكم عقل ) بودند . ‏

فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٥٥﴾

‏ هنگامي كه ما را ( با افراط در فساد و استمرار در طغيان ) بر سر خشم آوردند ، از آنان انتقام گرفتيم و به كيفرشان رسانديم و همه را ( در رودخانه درياگون نيل ) غرق كرديم . ‏

فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلا لِلآخِرِینَ ﴿٥٦﴾

‏ ما آنان را پيشگاماني ( در كفر و زندقه ) و پيشينياني ( براي كفّار و فسقه ) ، و مثالي عبرت‌انگيز و سرگذشتي پندآميز براي ديگران ساخته‌ايم . ‏

وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلا إِذَا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ ﴿٥٧﴾

‏ هنگامي كه فرزند مريم به عنوان مثال ذكر شد ، قوم تو از آن خنديدند و سر و صدا به راه انداختند . ‏

وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَیْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَکَ إِلا جَدَلا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ ﴿٥٨﴾

‏ ( مشركان ادامه دادند ) و گفتند : آيا ( به نظر شما ) معبودهاي ما بهترند يا عيسي‌ ؟  ( به عقيده شما او به دوزخ مي‌رود ، پس بگذار ما و معبودهايمان كه از او هم بدترند به دوزخ برويم ! ) . آنان اين مثال را جز از روي جدال بيان نمي‌دارند . بلكه ايشان گروهي كينه‌توز و پرخاشگرند ( و براي مبارزه با تو و جلوگيري از حق ، به استدلال باطل متوسّل مي‌شوند ) . ‏

إِنْ هُوَ إِلا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَیْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلا لِبَنِی إِسْرَائِیلَ ﴿٥٩﴾

‏ عيسي بنده‌اي بيش نبود كه ما بدو نعمت خود را ارزاني داشتيم و او را نمونه و الگوئي براي بني‌اسرائيل كرديم . ‏

وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْکُمْ مَلائِکَةً فِی الأرْضِ یَخْلُفُونَ ﴿٦٠﴾

‏ اگر ما بخواهيم از شما فرزندان صالح و فرشته‌گوني پديدار و در زمين جايگزين شما مي‌سازيم . ‏

وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ ﴿٦١﴾

‏ قطعاً وجود عيسي خبر از وقوع قيامت مي‌دهد ، و هرگز درباره قيامت شكّ و ترديد نداشته باشيد ، و از من پيروي كنيد كه راه راست اين است . ‏

وَلا یَصُدَّنَّکُمُ الشَّیْطَانُ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ ﴿٦٢﴾

‏ ( به هوش باشيد ) شيطان شما را ( از راه خدا و از توجّه به سرنوشتتان در رستاخيز ) بازندارد . او دشمن آشكار شما است .  ( پس مواظب وي باشيد ) . ‏

وَلَمَّا جَاءَ عِیسَى بِالْبَیِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَلأبَیِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی تَخْتَلِفُونَ فِیهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ ﴿٦٣﴾

‏ هنگامي كه عيسي با در دست داشتن معجزات آشكار و آيات روشن ( به پيش بني‌اسرائيل ) آمد ، گفت : من شريعت حكيمانه‌اي را ( درباره مبدأ و معاد و نيازهاي زندگي بشر ) براي شما آورده‌ام ، و آمده‌ام تا برايتان برخي از امور ( ديني ) را روشن گردانم كه در آنها اختلاف مي‌ورزيد . پس از خدا بترسيد و از من پيروي كنيد . ‏

إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّی وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ ﴿٦٤﴾

‏ به طور قطع خداوند پروردگار من و پروردگار شما است ، پس او را پرستش كنيد ، راه راست اين است . ‏

فَاخْتَلَفَ الأحْزَابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ یَوْمٍ أَلِیمٍ ﴿٦٥﴾

‏ گروهها و دسته‌ها ( ي اهل كتاب نسبت به عيسي ) در ميان خود به اختلاف پرداختند ( و هر يك او را به نامي‌خواندند و راه افراط و تفريط در پيش گرفتند ) . واي بر كساني كه ستم كردند ! چه عذاب دردناكي در روز قيامت گريبانگيرشان مي‌گردد ! ‏

هَلْ یَنْظُرُونَ إِلا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لا یَشْعُرُونَ ﴿٦٦﴾

‏ آيا منتظر همين هستند كه قيامت ناگهاني و در حالي كه از آن بي‌خبرند به سروقتشان بيايد ؟ ‏

الأخِلاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلا الْمُتَّقِینَ ﴿٦٧﴾

‏ دوستان ، در آن روز ، دشمنان يكديگر خواهند شد ، مگر پرهيزگاران . ‏

یَا عِبَادِ لا خَوْفٌ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ وَلا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٦٨﴾

‏ اي بندگان ( پرهيزگار ) من ! امروز نه بيمي بر شما است ( كه عذاب و عقابي گريبانگيرتان شود ) و نه غم و اندوهي داريد . ‏

الَّذِینَ آمَنُوا بِآیَاتِنَا وَکَانُوا مُسْلِمِینَ ﴿٦٩﴾

‏ آن بندگاني كه به آيه‌هاي ما ايمان آورده‌اند و مسلمان و مطيع فرمان ( آفريدگار خود ) بوده‌اند . ‏

ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ تُحْبَرُونَ ﴿٧٠﴾

‏ شما و همسرانتان به بهشت درآئيد ، در آنجا شادمان و شادكام و مكرّم و محترم خواهيد بود . ‏

یُطَافُ عَلَیْهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَکْوَابٍ وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الأنْفُسُ وَتَلَذُّ الأعْیُنُ وَأَنْتُمْ فِیهَا خَالِدُونَ﴿٧١﴾

‏ برايشان كاسه‌ها و جامهاي زرين به گردش انداخته مي‌شود ، و هرچه دل بخواهد و هرچه چشم از آن لذّت ببرد ، در بهشت وجود دارد ، و شما در آنجا جاودانه خواهيد بود . ‏

وَتِلْکَ الْجَنَّةُ الَّتِی أُورِثْتُمُوهَا بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٧٢﴾

‏ اين بهشتي است كه به سبب كارهائي كه مي‌كرده‌ايد ، بدان دست يافته‌ايد . ‏

لَکُمْ فِیهَا فَاکِهَةٌ کَثِیرَةٌ مِنْهَا تَأْکُلُونَ ﴿٧٣﴾

‏ در آنجا برايتان ميوه‌هاي فراوان و جوراجوري است كه از آنها مي‌خوريد و استفاده مي‌كنيد . ‏

إِنَّ الْمُجْرِمِینَ فِی عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿٧٤﴾

‏ بزهكاران ، جاودانه در عذاب دورخ مي‌مانند . ‏

لا یُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِیهِ مُبْلِسُونَ ﴿٧٥﴾

‏ عذابشان كاسته نمي‌گردد و سبك نمي‌شود ، و آنان در ميان عذاب ، اندوهناك و نوميد و خاموش مي‌مانند . ‏

وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَکِنْ کَانُوا هُمُ الظَّالِمِینَ ﴿٧٦﴾

‏ ما بديشان ستم نكرده‌ايم ( كه آنان را بدين عذاب گرفتار ساخته‌ايم ) وليكن خودشان به خويشتن ستم كرده‌اند ( كه با انجام كارهاي زشت و بيراهه رفتن ، خود را به دوزخ انداخته‌اند ) . ‏

وَنَادَوْا یَا مَالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنَا رَبُّکَ قَالَ إِنَّکُمْ مَاکِثُونَ ﴿٧٧﴾

‏ آنان فرياد مي‌زنند : اي مالك ! پروردگارت ما را بميراند و نابودمان گرداند ( تا بيش از اين رنج نبريم و از اين عذاب دردناك آسوده شويم . او بديشان ) مي‌گويد : شما ( اينجا ) مي‌مانيد ( و مرگ و مير و نيستي و نابودي در كار نيست ) . ‏

لَقَدْ جِئْنَاکُمْ بِالْحَقِّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَکُمْ لِلْحَقِّ کَارِهُونَ ﴿٧٨﴾

‏ ( خداوند بديشان پيام مي‌دهد كه ) ما حق را براي شما آورديم ( و توسّط پيغمبران برايتان فرو فرستاديم ) ولي اكثر شما حق را نپسنديديد و آن را دشمن داشتيد . ‏

أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ ﴿٧٩﴾

‏ بلكه ، آنان تصميم محكمي ( بر توطئه قتل محمّد ) گرفتند و ما نيز اراده محكم و تغييرناپذيري كرديم ( درباره مجازات سخت و كيفر دادنشان در دنيا و آخرت ) . ‏

أَمْ یَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ ﴿٨٠﴾

‏ آيا گمان مي‌برند كه ما اسرار پنهاني و سخنان درگوشي آنان را نمي‌شنويم‌ ؟ ! آري !  ( ما آگاه از راز و رمز ايشان و شنواي نجواي آنان بوده و ) گذشته از اين ، فرشتگان مأمور ما در كنارشان حاضر و بر اعمالشان ناظرند و ( همه كردار و گفتارشان را ) مي‌نويسند وثبت و ضبط مي‌كنند . ‏

قُلْ إِنْ کَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِینَ ﴿٨١﴾

‏ بگو : اگر خداوند مهربان فرزندي مي‌داشت ، من نخستين كسي بودم كه چنين ( فرزندي را ) پرستش مي‌كردم ( چرا كه من ايمان و اعتقادم به خدا بيشتر و شناخت و آگاهيم فزونتر است . امّا خدا نيازي به فرزند ندارد ، و بندگاني چون عُزَير و عيسي و فرشتگان كي خود را فرزند خدا ناميده‌اند ؟ ! ) . ‏

سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ ﴿٨٢﴾

‏ خداوندگار آسمانها و زمين و عرش ( و تخت سلطنت مجموعه عالم هستي ) پاك و منزّه از اين توصيفهائي است كه ( درباره او ) مي‌كنند . ‏

فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَیَلْعَبُوا حَتَّى یُلاقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ ﴿٨٣﴾

‏ آنان را به حال خود واگذار تا در باطل غوطه‌ور گردند و سرگرم بازي شوند ، تا برخورد مي‌كنند به روز قيامتي كه بديشان وعده داده مي‌شود ( و سرانجام تلخ اعمال زشت و افكار پلشت خود را مي‌بينند ) . ‏

وَهُوَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ إِلَهٌ وَفِی الأرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْعَلِیمُ ﴿٨٤﴾

‏ خدا آن كسي است كه در آسمان معبود است و در زمين معبود ، و او حكيم و عليم است . ‏

وَتَبَارَکَ الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَعِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٨٥﴾

‏ بزرگوار و داراي خير و بركت آن كسي است كه شاهي و مملكت آسمانها و زمين ، و هر آنچه ميان آن دو است از آن او است ، و آگاهي از وقوع قيامت ويژه او ، و همه شما ( در آخرت ، براي حساب و كتاب و جزا و سزا ) به سوي او برگردانده مي‌شويد . ‏

وَلا یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿٨٦﴾

‏ معبودهائي كه مشركان بجز خدا به فرياد مي‌خوانند و مي‌پرستند قدرت و توانائي هيچ گونه شفاعت و ميانجيگري را ندارند ، مگر كساني كه آگاهانه بر حق شهادت و گواهي داده ( و خدا را به يگانگي پرستيده ) باشند ( همچون عيسي و عُزَير و فرشتگان ) . ‏

وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ ﴿٨٧﴾

‏ اگر از مشركان بپرسي ، چه كسي آنان را آفريده است‌ ؟ مؤكّدانه مي‌گويند : خدا ! پس چگونه ( از عبادت حق تعالي ) منحرف مي‌شوند ( و متوجّه پرستش چيزهاي ديگري مي‌گردند ؟ ! ) . ‏

وَقِیلِهِ یَا رَبِّ إِنَّ هَؤُلاءِ قَوْمٌ لا یُؤْمِنُونَ ﴿٨٨﴾

‏ و ( خدا آگاه است ) از گفتار محمّد كه گفت : پروردگارا ! اينها قومي هستند كه ايمان نمي‌آورند . ‏

فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ ﴿٨٩﴾

‏ پس از آنان روي بگردان و بگو : بدرود ! بعدها خواهند دانست ( كه براي خود چه آشي پخته‌اند و چه آتش سوزاني و عذاب دردناكي را فراهم ساخته‌اند ! ) .

درباره ادمین

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image