سه شنبه , ۱۷ تیر ۱۳۹۹
فوری
خانه / مذهبی / قرآن کریم / سوره الرعد

سوره الرعد

سُوۡرَةُ الرّعد

.
بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ

 به نام خداوند بخشنده مهربان

‏ المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِيَ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏(۱)

‏ الف . لام . ميم . را . اينها ، آيه‌هائي از كتاب ( قرآن ) است . و چيزي كه از سوي پروردگارت ( در سراسر اين قرآن ) بر تو نازل شده است حق است ، وليكن بسياري از مردم ( با وجود روشني امر ، به سبب دشمني با حق به بيراهه مي‌روند و بدان ) نمي‌گروند . ‏

‏ اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ ‏(۲)

‏ خدا همان كسي است كه آسمانها را چنان كه مي‌بينيد ، بدون ستون برپا داشت ، سپس ( به دنبال آفرينش اين آسمانهاي بي‌ستون ) به فرمانروائي جهان هستي پرداخت ، و خورشيد و ماه ( و همه كرات و ستارگان ديگر ) را فرمانبردار ( خود و خدمتگزار شما ) ساخت . هر كدام تا مدّت مشخّصي ( و به خاطر هدف معيّني ) به حركت خود ادامه مي‌دهند . خداوند كار و بار ( جهان ) را ( زير نظر مي‌دارد و با حساب و كتاب دقيقي ) مي‌گرداند و او ( نشانه‌هاي ديدني را در پهنه كتاب هستي بر مي‌شمرد و ) آيه‌ها ( ي خواندني كتاب قرآن ) را بيان مي‌دارد ، تا اين كه يقين حاصل كنيد كه ( در سراي ديگر ) پروردگارتان را ملاقات خواهيد كرد . ‏

‏ وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَاراً وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ‏(۳)

‏ و او آن كسي است كه زمين را گسترانيده و در آن كوهها و جويبارها قرار داده است ، و از هرگونه ثمر و ميوه‌اي ، جفت نر و ماده‌اي در آن آفريده است . شب را بر روز مي‌پوشاند ( و برعكس روز را بر پرده شب مي‌گرداند ) . بي‌گمان در اين ( آفرينش شگرف و فرمانروائي سترگ و نمايش شگفت هستي ) نشانه‌هائي ( واضح و آشكار بر قدرت آفريدگار ) است ، براي آنان كه مي‌انديشند ( و سرسري از كنار عجائب و غرائب نمي‌گذرند ) . ‏

‏ وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ‏(۴)

‏ در روي زمين ، قطعه زمينهائي در كنار هم قرار دارد ( كه خاك هر يك بايسته محصولي و جنس هركدام شايسته منظوري است ) و تاكستانها و كشتزارها و نخلستانهاي يك پايه و دو پايه در آن موجود است كه هر چند با يك نوع آب سيراب مي‌گردند ، امّا برخي را از لحاظ طعم بر برخي ديگر برتري مي‌دهيم . بي‌گمان در اين ( اختلاف استعداد خاكها و جوراجوري درختها و گياهها و دگرگونيهاي ميوه‌ها و طعم آنها ) نشانه‌هائي ( بر قدرت خدا ) براي كساني است كه عقل خويش را به كار مي‌گيرند . ‏

‏ وَإِن تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَئِذَا كُنَّا تُرَاباً أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ الأَغْلاَلُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدونَ ‏(۵)

‏ ( اي پيغمبر ! از چيزي ) اگر بايد در شگفت بماني ، شگفت‌انگيز ( ترين چيز ) سخن ايشان است كه مي‌گويند : آيا هنگامي كه خاك شديم ، آيا دوباره ( زنده مي‌گرديم و ) آفرينش تازه‌اي پيدا مي‌كنيم ؟ آنان كسانيند كه به پروردگارشان ايمان ندارند ، و غلّها و زنجيرها به گردنهايشان مي‌افتد و دوزخيانند و در آتش جاودانه مي‌مانند . ‏

‏ وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاَتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِّلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَابِ ‏(۶)

‏ ( اي پيغمبر ! گمراهي ، مشركان را بدانجا كشانده است كه آنان تمسخركنان ) از تو بخواهند كه بدي ( و بلائي كه از سوي خدا ايشان را از آن مي‌ترساني ) پيش از خوبي ( و نعمتي كه از سوي خدا بديشان مژده آن را مي‌رساني ) بدانان رسد ! و حال آن كه عذابهاي درهم كوبنده و خواركننده قبل از ايشان بوده است و ( بر سر گذشتگان آمده است و طومار حيات افراد كافر چون ايشان را در هم نورديده است . ) پروردگار تو نسبت به مردم با وجود ستمهائي كه ( با انجام گناه به خود ) مي‌كنند بخشنده است ( و در عذابشان شتاب روا نمي‌دارد ) و پروردگار تو داراي كيفر سخت است ( و عقوبت او در انتظار گناهكاراني است كه در انجام معاصي پافشاري مي‌كنند و از راه اهريمن به راه خدا برنمي‌گردند و از نيكيها اندوخته‌اي برنمي‌بندند ) . ‏

‏ وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ ‏(۷)

‏ كافران مي‌گويند : كاش ! معجزه‌اي ( از معجزات پيشنهادي ما ) از سوي پروردگارش بر او ( كه خويشتن را خاتم‌الانبياء مي‌خواند ) نازل مي‌شد ،  ( و پيغمبريِ محمّد را براي ما ثابت مي‌كرد . آخر قرآن و كارهاي ديگري كه از او ديده مي‌شود ، ما را قانع نمي‌كند . تازه اگر ما را قانع هم بكند ، ما تنها چيزهائي را مي‌پسنديم كه خودمان پيشنهاد مي‌كنيم . اي محمّد ! ) تو تنها بيم‌دهنده‌اي ( و پيغمبري ، و بر رسولان پيام باشد و بس ، ) و هر ملّتي راهنمائي ( از ميان سائر پيغمبران ) دارد ( و تو چيز نوظهور و بي‌سابقه‌اي نمي‌باشي ) . ‏

‏ اللّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ ‏(۸)

‏ خدا مي‌داند كه هر زني ( در شكم خود ) چه چيز حمل مي‌كند ( و بار او پسر يا دختر است ، و وضع جسماني و روحاني ، و كيفيّت و كميّت استعدادها و نيروهاي بالقوّه در او چگونه است ) ، و مي‌داند كه رحمها از چه چيز مي‌كاهند و بر چه چيز مي‌افزايند ( و فعل و انفعالات دوران عادي و قاعدگي و آبستني آنها چگونه بوده و زمان حاملگي و زايمان چه وقت و چقدر و بر چه منوال است ) ، و هر چيز در نزد او به مقدار و ميزان است ( و از اندازه معيّن و حساب مشخّص برخوردار است ) . ‏

‏ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ ‏(۹)

‏ خدا آگاه از جهان پنهان ( از ديد و دانش مردمان ) و آگاه از جهان ديدني ( و آشكار در برابر چشم و علم ايشان ) است ، و بزرگوار و والا است . ‏

‏ سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَارِ ‏(۱۰)

‏ كسي كه از شما سخن را پنهان مي‌دارد ، و كسي كه سخن را آشكار مي‌سازد ، و آن كه در روز ( به دنبال كار خود ) روان مي‌گردد ،  ( براي خدا بي‌تفاوت و ) يكسان مي‌باشند ( و خداوند از اوضاع و احوال و رفتار و كردارتان ، هرگونه كه بوده و هرجا و هر زمان كه باشد آگاه است ) . ‏

‏ لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءاً فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ ‏(۱۱)

‏ انسان داراي فرشتگاني است كه به ( نوبت عوض مي‌شوند و ) پياپي از روبرو و از پشت سر ( و از همه جوانب ديگر ، او را مي‌پايند و ) به فرمان خدا از او مراقبت مي‌نمايند . خداوند حال و وضع هيچ قوم و ملّتي را تغيير نمي‌دهد ( و ايشان را از بدبختي به خوشبختي ، از ناداني به دانائي ، از ذلّت به عزّت ، از نوكري به سروري ، و . . . و بالعكس نمي‌كشاند ) مگر اين كه آنان احوال خود را تغيير دهند ، و ( اين سنّت جاري در اسباب و مسبّبات ظاهري است ، ولي ) هنگامي كه خدا بخواهد بلائي به قومي برساند هيچ كس و هيچ‌چيزي نمي‌تواند آن را ( از ايشان ) برگرداند ، و هيچ كس غير خدا نمي‌تواند ياور و مددكار آنان شود . ‏

‏ هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ ‏(۱۲)

‏ ( قدرت خدا در گستره هستي پديدار ، و آثار آن در همه‌جا آشكار است ) . او است كه آذرخش آسمان را به شما مي‌نمايد كه هم باعث بيم و هم مايه اميد شما مي‌گردد ، و نيز ابرهاي سنگين بار را ( با تبخير آبهاي تلخ و شيرين اقيانوسها و درياها و رودبارها ) پديد مي‌آورد . ‏

‏ وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ ‏(۱۳)

‏ و رعد ( مانند همه‌چيز فرمانبردار يزدان است و با صدائي كه از آن مي‌شنويد ، با زبان حال ) ، و فرشتگان از هيبت و عظمت يزدان ،  ( به زبان قال ) ، حمد و ثناي خدا را مي‌گويند ، و خدا صاعقه‌ها را روان مي‌سازد و هركس را كه بخواهد بدانها گرفتار مي‌كند . در حالي كه ( كافران اين همه نشانه‌هاي دالّ بر وجود خدا را در گوشه و كنار جهان مشاهده مي‌كنند ، خوب نمي‌انديشند و ) آنان درباره خدا ( و توانائي او در امر زنده‌گرداندن و جزا دادن ) به مجادله مي‌پردازند ، و خدا داراي قدرتي بي‌انتهاء و كيفري سخت و دردناك است . ‏

‏ لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاء لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ ‏(۱۴)

‏ خدا است كه شايسته نيايش و دعا است . كساني كه جز او ديگران را به ياري مي‌خوانند ، به هيچ وجه دعاهايشان را اجابت نمي‌نمايند و كمترين نيازشان را برآورده نمي‌كنند . آنان ( كه غير خدا را به فرياد مي‌خوانند ، و به جاي آفريدگار ، از آفريدگان برآوردن نيازهايشان را درخواست مي‌نمايند ) به كسي مي‌مانند كه ( بركنار آبي دور از دسترس نشسته باشد و ) كف دستهايش را باز و به سوي آب دراز كرده باشد ( و آن آب را به سوي خود بخوانَد ) تا آب به دهان او برسد ، و هرگز آب به دهانش نرسد . دعاي كافران ( و پرستش ايشان ) جز سرگشتگي و بيهوده‌كاري نيست . ‏

‏ وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَظِلالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ ‏(۱۵)

‏ آنچه در آسمانها و زمين است – خواه ناخواه‌ – خداي را سجده مي‌برد ( و در برابر عظمت او سر تسليم و تكريم فرود مي‌آورد ) ، همچنين سايه‌هاي آنها ( كه همچون خود آنها از نظم و نظام دقيق و فرمانبرداري شگفت برخوردارند ) بامدادان و شامگاهان در مقابلش به سجده مي‌افتند ( و پيوسته در برابر اراده باري كرنش مي‌برند ) . ‏

‏ قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعاً وَلاَ ضَرّاً قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ‏(۱۶)

‏ ( اي محمّد ! به مشركان ) بگو : چه كسي پروردگار آسمانها و زمين است‌ ؟  ( و آنها را مي‌گرداند و مي‌پايد ؟ جواب درست را براي آنان بيان كن و ) بگو : الله . بگو : آيا جز خدا اولياء ( و معبودهائي ) براي خود برگزيده‌ايد ( و بدانها تمسّك جسته‌ايد ) كه براي خودشان ( چه رسد به شما ) سودي و زياني ندارند ؟ بگو : آيا كور ( كه شمائيد ) و بينا ( كه مؤمنانند ) برابرند ؟ يا اين كه تاريكيها ( كه پرستشهاي كوركورانه شما است ) و نور ( كه هدايت خدا و ارمغان مؤمنان است ) يكسان است‌ ؟ يا اين كه ( شدّت گمراهي آنان را بدانجا كشانده است كه ) براي خدا انبازهائي قائل مي‌شوند كه ( به گمان ايشان ) آنها همچون خدا دست به آفرينش يازيده‌اند ( و آفريده‌هائي همچون آفريده‌هاي خدا دارند ) و اين است كه كار آفرينش ( و تشخيص آفريده‌هاي ايشان از آفريده‌هاي خدا ) بر آنان مشتبه و مختلط گشته است‌ ؟  ( كه چنين نيست ) . بگو : خدا آفريننده همه چيز است و او يكتا و توانا ( بر انجام آفرينش و چرخش هستي ) است . ‏

‏ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رَّابِياً وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاء حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ ‏(۱۷)

‏ خداوند از ( ابرهاي ) آسمان ، آب فرو مي‌باراند و دره‌ها و رودخانه‌ها هر يك به اندازه گنجايش خويش ( براي رويش گياهان و بهره‌وري درختان ، از آب آن ) در خود مي‌گنجانند ، و روي اين سيلابها ، كفهاي زياد و بيسودي قرار مي‌گيرد ، همچنين است آنچه از طلا و نقره و غيره جهت تهيّه زينت‌آلات روي آتش ذوب مي‌نمايند ، كفهائي همانند كفهاي آب بر مي‌آورد ،  – پروردگار براي حق و باطل چنين مثالي مي‌زند – امّا كفها ،  ( بيسود و بيهوده بوده و هرچه زودتر ) دور انداخته مي‌شود ، ولي آنچه براي مردم نافع است در زمين ماندگار مي‌گردد . خداوند اين چنين مثالي مي‌زند .  ( عقائد باطل ، همسان كف و خس و خاشاك روي آب و بالاي فلزات است كه هرچه زودتر از ميان مي‌رود ، ولي اديان حقيقي آسماني ، چون آب و طلا و نقره سودمند و ماندگار مي‌باشد ) . ‏

‏ لِلَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَى وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُواْ لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْاْ بِهِ أُوْلَئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ‏(۱۸)

‏ ( انسانها در مسير زندگي دو گروهند : دسته‌اي به راه يزدان مي‌روند ، و دسته‌اي به راه شيطان ) . كساني كه ( دعوت ) پروردگار خود را پاسخ مي‌گويند ، سرانجامِ نيك دارند ، و كساني كه ( دعوت ) پروردگار خود را پاسخ نمي‌گويند ،  ( عاقبتِ بسيار بد و دردناكي دارند و ) اگر همه چيزهائي كه در زمين است و همانند آنها از آن ايشان باشد و همگي را براي رهائي خود ( از عذاب دوزخ ) پرداخت كنند ( از آنان پذيرفته نمي‌گردد و از عذاب آن رهائي ميسّر نمي‌شود ) . آنان حساب بدحال كننده‌اي دارند و جايگاهشان دوزخ است ، و چه بد جايگاهي است ! ‏

‏ أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ ‏(۱۹)

‏ پس آيا كسي كه مي‌داند كه آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است حق است ( و برابر آن زندگي مي‌كند و هم بر آن مي‌ميرد ، سزا و جزاي او ) همانند ( سزا و جزاي ) كسي خواهد بود كه ( به سبب انحراف از حق و كفر مطلق ، انگار ) نابينا است‌ ؟ ! تنها خردمندان ( حق را و عظمت خدا را ) درك مي‌كنند ( و فرق ميان دو گروه مؤمن و كافر را مي‌فهمند ) . ‏

‏ الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاقَ ‏(۲۰)

‏ ( خردمندان ، يعني ) آن كساني كه به عهد ( تكويني و تشريعي ) خدا وفا مي‌كنند ، و پيمان ( موجود ميان خود و بندگان ) را نمي‌شكنند . ‏

‏ وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ ‏(۲۱)

‏ و كساني كه برقرار مي‌دارند پيوندهائي را كه خدا به حفظ آنها دستور داده است ،  ( از قبيل : رابطه انسان با آفريننده جهان ، پيوند انسان با جامعه انسانيّت ، و رابطه او با همنوعان به ويژه خويشان و نزديكان ) و از پروردگارشان مي‌ترسند و از محاسبه بدي ( كه در قيامت به سبب گناهان داشته باشند ) هراسناك مي‌باشند . ‏

‏ وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ ‏(۲۲)

‏ و كساني كه ( در برابر مشكلات زندگي و اذيّت و آزار ديگران ) به خاطر پروردگارشان شكيبائي مي‌ورزند ، و نماز را چنان كه بايد مي‌خوانند ، و از چيزهائي كه بديشان داده‌ايم ، به گونه پنهان و آشكار مي‌بخشند و خرج مي‌كنند ، و با انجام نيكيها بديها را از ميان برمي‌دارند . آنان ( با انجام چنين كارهاي پسنديده‌اي ) عاقبت نيك دنيا ( كه بهشت است ) از آن ايشان است . ‏

‏ جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ ‏(۲۳)

‏ ( اين عاقبت نيكو ) باغهاي بهشت است كه جاي ماندگاري ( سرمدي و زيستن ابدي ) است ، و آنان همراه كساني از پدران و فرزندان و همسران خود بدانجا وارد مي‌شوند كه صالح ،  ( يعني از عقائد و اعمال پسنديده‌اي برخوردار بوده ) باشند ( و جملگي در كنار هم جاودانه و سعادتمندانه در آن بسر مي‌برند ) و فرشتگان از هر سوئي بر آنان وارد ( و به درودشان ) مي‌آيند . ‏

‏ سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ ‏(۲۴)

‏ ( فرشتگان بدانان خواهند گفت : ) درودتان باد !  ( هميشه به سلامت و خوشي بسر مي‌بريد ) به سبب شكيبائي ( بر اذيّت و آزار ) و استقامتي كه ( بر عقيده و ايمان ) داشتيد . چه پايان خوبي ( داريد كه بهشت يزدان و نعمت جاويدان است ) . ‏

‏ وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ‏(۲۵)

‏ و امّا كساني كه ( برعكس افراد فوق الذّكر ) ، پيمان ( فطري و تكويني ) خدا را مي‌شكنند كه ( با اعطاي عقل و شعور ) با ايشان بسته است ، و پيوندي را مي‌گسلانند كه خدا به حفظ و نگاهداشت آن دستور داده است ، و در روي زمين به فساد و تباهي مي‌پردازند ، نفرين بهره ايشان است و پايان بدِ جهان ( كه دوزخ سوزان است ) از آنِ آنان است . ‏

‏ اللّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقَدِرُ وَفَرِحُواْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ مَتَاعٌ ‏(۲۶)

‏ خدا روزي را براي هركس كه بخواهد ( و او را متمسّك به اسباب و علل ظاهري ببيند ) فراوان و فراخ مي‌گرداند ، و آن را براي هركس كه بخواهد ( و او را غير متمسّك به اسباب و علل ظاهري ببيند ) كم و تنگ مي‌نمايد .  ( كافران ) به زندگي دنيا شاد و خوشنودند ، و زندگي دنيا هم در برابرِ آخرت ، كالاي ناچيزي بيش نيست . ‏

‏ وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ ‏(۲۷)

‏ كافران مي‌گويند : كاش ! معجزه‌اي ( از معجزات پيشنهادي ما ) از سوي پروردگارش بر او ( كه خويشتن را خاتم‌الانبياء مي‌خواند ) نازل مي‌شد ،  ( و پيغمبري محمّد را براي ما ثابت مي‌كرد . آخر قرآن و كارهاي ديگري كه از او ديده مي‌شود ما را قانع نمي‌سازد . تازه اگر ما را هم قانع سازد ، ما تنها چيزهائي را مي‌پسنديم كه خودمان پيشنهاد مي‌كنيم ! اي پيغمبر ، بديشان ) بگو :  ( ايمان نياوردن آنان تنها به خاطر كمبود معجزه نيست . بلكه آنان به سبب دلبستگي به دنيا و انجام گناه و مال دوستي و آرزوپرستي ، گمراه گشته‌اند و ) خداوند هركه را بخواهد گمراه مي‌كند و هركه را كه ( به سوي او ) برگردد ، به جانب خود رهبري مي‌كند ( و او را در مسير هدايت توفيق مي‌دهد ) . ‏

‏ الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ‏(۲۸)

‏ آن كساني كه ايمان مي‌آورند و دلهايشان با ياد خدا سكون و آرامش پيدا مي‌كند . هان ! دلها با ياد خدا آرام مي‌گيرند ( و از تذكّر عظمت و قدرت خدا و انجام عبادت و كسب رضاي يزدان اطمينان پيدا مي‌كنند ) . ‏

‏ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ ‏(۲۹)

‏ آن كساني كه ايمان مي‌آورند و كارهاي شايسته مي‌كنند ، خوشا به حال ايشان ، و چه جايگاه زيبائي دارند ! ‏

‏ كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ ‏(۳۰)

‏ بدين گونه شگرف تو را به ميان ملّتي فرستاده‌ايم كه ملّتهاي فراواني پيش از آنان آمده‌اند و رفته‌اند ، تا آنچه را كه به تو وحي كرده‌ايم بر آنان – هر چند كه منكر خداوند مهربانند – بخواني . بگو او پروردگار من است . جز او خدائي نيست . بر او توكّل كرده‌ام ، و بازگشت من به سوي او است . ‏

‏ وَلَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعاً أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاءُ اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِّن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ ‏(۳۱)

‏ اگر ( به فرض به جاي اين قرآن ) ، قرآني باشد كه كوهها بدان به حركت درآيد ، يا زمين به وسيله آن شكافته گردد ، و يا بدان مردگان ( زنده و ) به سخن درآورده شوند ،  ( باز هم بعضيها به سبب عناد با حق ، بدان نمي‌گروند و بر راه خدا نمي‌روند . وظيفه تو تبليغ است و ايمان آوردن يا ايمان نياوردن آنان در دست تو نيست ) بلكه همه كارها در دست خدا است . آيا مسلمانان ( هنوز منتظرند كه پدران و پسران و برادران و همسران و دوستان مشرك ايشان ايمان بياورند ؟ ) مگر نمي‌دانند كه اگر خدا مي‌خواست همه مردمان را هدايت مي‌داد ؟ ! پيوسته كافران ( در زندگي اين جهان ) به سبب كاري كه مي‌كنند دچار بلا و مصيبت كوبنده مي‌گردند ، و يا اين كه بلا و مصيبت كوبنده بر دور و برق آنان فرود مي‌آيد ( و ايشان را تهديد مي‌نمايد ) تا وعده خدا فرا رسد ( كه قيامت است و پروردگار سزا و جزاي قطعي ايشان را بديشان نمايد ) . بي‌گمان خداوند خلاف وعده نمي‌كند . ‏

‏ وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ‏(۳۲)

‏ ( اي پيغمبر ! اگر كافران ، تو و آئين اسلام را استهزاء مي‌كنند ، غمگين مباش كه ) بي‌گمان پيغمبراني پيش از تو استهزاء شده‌اند و من كافران ( استهزاء كننده ) را مدّتي مهلت داده‌ام و ( آزاد گذاشته‌ام ) سپس ايشان را گرفتار ( قهر و عذاب شديد خود ) ساخته‌ام . آيا بايد عذاب من ( در حق ايشان ) چگونه بوده باشد ؟ !  ( تاريخ گذشتگان را بخوانيد و شهر و ديار و آثار جبّاران را بنگريد تا بدانيد ) . ‏

‏ أَفَمَنْ هُوَ قَآئِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي الأَرْضِ أَم بِظَاهِرٍ مِّنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ مَكْرُهُمْ وَصُدُّواْ عَنِ السَّبِيلِ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ‏(۳۳)

‏ آيا خدائي كه ( همه مردمان را آفريده است و ) حافظ و مراقب همه‌كس است و اعمال ايشان را مي‌پايد ( همسان بتهائي است كه همچون او نمي‌باشند ؟ مگر خدا و معبودهاي دروغين مانند يكديگرند ؟ ) . براي خدا انبازهائي قرار داده‌اند . بگو : آنها را ( خدا ) بناميد ( ولي بدانيد كه حقير و ناقابلند و سود و زياني ندارند و شايان پرستش نمي‌باشند ) . يا اين كه خدا را از چيزهائي ( به نام شريكها و انبازها ) خبر مي‌دهيد كه او از بودن آنها در زمين بي‌خبر است‌ ؟ !  ( مگر مي‌شود كه شريكها و انبازهائي خدا داشته باشد و او آنها را نشناسد ؟ ! ) يا اين كه با سخنان ظاهري ( و بي‌اساس ، آنها را شريك و انباز خدا مي‌سازيد ؟ ! ) بلكه ( حقيقت اين است كه ) نيرنگ كافران ( كه رخنه‌گرفتن از پيغمبران و ايجاد موانع در سر راه دعوت آنان و القاء شبهه‌ها در دلائلشان است ) در نظرشان زيبا جلوه‌گر شده است و ( بدين سبب ) از راه خدا بازداشته شده‌اند . و خدا هركس را ( به سبب اعمال ناشايست ) گمراه سازد ، راهنمائي نخواهد داشت ( كه او را به سوي رستگاري رهبري كند ) . ‏

‏ لَّهُمْ عَذَابٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَقُّ وَمَا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِن وَاقٍ ‏(۳۴)

‏ آنان در زندگي دنيا عذابي دارند ( كه مكافات عمل ايشان در اين جهان است ) و عذاب آخرت ( آنان در آن جهان ، از عذاب اين جهان ايشان ) سخت‌تر مي‌باشد ، و هيچ كسي و هيچ چيزي نمي‌تواند حافظ ايشان در برابر ( عذاب ) خدا باشد ( و آن را از ايشان دفع كند ) . ‏

‏مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَآئِمٌ وِظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ‏(۳۵)

‏ صفت بهشتي كه به پرهيزگاران وعده داده شده است ( اين است كه ) رودخانه‌ها و جويبارها در زير ( درختان ) آن جاري است . ميوه و نعمتش هميشگي و سايه‌اش دائمي است . اين سرانجام كساني است كه پرهيزگارند ، و سرانجام كافران آتش ( دوزخ ) است

‏ وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الأَحْزَابِ مَن يُنكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ وَلا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ ‏(۳۶)

‏ كساني كه كتاب ( آسماني ) بديشان داده‌ايم ( و منصف هستند ) از آنچه بر تو نازل شده است خوشحالند ، و از ميان دسته‌ها ( و گروههاي اهل كتاب و ساير مشركان ) كساني هستند ( كه به سبب تعصّبهاي مذهبي و قومي ) قسمتي از آن را نمي‌پذيرند .  ( اي پيغمبر ! به مخالفت و لجاجت اين و آن اعتناء مكن و بلكه خطّ اصيل و صراط مستقيم خود را پيش بگير و برو ، و ) بگو : من تنها و تنها مأمورم كه خدا را بپرستم و انبازي براي او نسازم . من ( مردمان را ) به سوي او مي‌خوانم و بازگشت من ( و همگان ) به جانب او است . ‏

‏ وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْماً عَرَبِيّاً وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ‏(۳۷)

‏ همان گونه ( كه كتابهاي آسماني را براي پيغمبران پيشين فرستاديم ) قرآن را هم به عنوان داور ( در ميان مردم و داور كتابهاي گذشته ، به زبان ) عربي ( بر تو ) فرستاديم .  ( پس برابر آن با همگان اعم از اهل كتاب و ساير مشركان رفتار كن و برابر آرزوها و خواستهاي مردم راه مرو ) و اگر از آرزوها و خواستهايشان ، بعد از آن كه دانش ( وحي ) به تو رسيده است ، پيروي كني ، كسي نمي‌تواند در برابر خدا تو را ياري دهد و تو را ( از دست عذاب او ) محفوظ دارد . ‏

‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجاً وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ ‏(۳۸)

‏ ( برخيها داشتن زنان و فرزندان را بر تو عيب مي‌گيرند ) و ما پيش از تو پيغمبراني را روانه كرده‌ايم و زنان و فرزنداني بديشان داده‌ايم .  ( پيغمبران جملگي انسان بوده‌اند و بنا به سرشت انساني خورده‌اند و خفته‌اند و با مردم رفت و آمد داشته و معامله كرده و ازدواج نموده‌اند ) و هيچ پيغمبري را نرسيده است كه معجزه‌اي جز با اجازه خدا بياورد ( و به مردم ارائه دهد ) . هر زماني داراي نوعي معجزه است ( كه شايسته آن و حكمت و مصلحت در آن است ) . ‏

‏ يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ ‏(۳۹)

‏ خداوند هرچه را كه بخواهد ( و مصلحت بداند ، از نشانه‌هاي كتاب ديدني جهاني و از آيه‌هاي كتاب خواندني آسماني ) از ميان برمي‌دارد ، و هرچه را ( از قوانين هستي و از شرائع الهي كه حكمتش اقتضاء كند و مناسب با زمان باشد ) برجاي مي‌دارد و ( جايگزين مي‌سازد . و همه اينها ) در علم خدا ثابت و مقرّر است . ‏

‏ وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ‏(۴۰)

‏ ( اي پيغمبر ! ) اگر ( تو را زنده بداريم و ) برخي از چيزهائي را به تو بنمائيم كه به آنان وعده مي‌دهيم ، و يا اين كه تو را بميرانيم ( و شكست و مصيبت كافران و پيروزي و نعمت مؤمنان را نشانت ندهيم مسأله‌اي نيست . چرا كه ) بر تو تنها ابلاغ ( رسالت ) است ، و بر ما حساب و كتاب . ‏

‏ أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ‏(۴۱)

‏ مگر ( اين كافران مغرور و لجوج ) نمي‌دانند كه ما به زمين مي‌آئيم ( و ) از اطراف آن مي‌كاهيم‌ ؟  ( از سرزمين اينان مي‌كاهيم و بر سرزمين آنان مي‌افزائيم ، و اقوام و تمدنها و حكومتهائي را نابود مي‌كنيم و اقوام و تمدنها و حكومتهاي ديگري را جايگزين آنها مي‌سازيم . آيا اين قانون هميشگي و ساري و جاري در همه سرزمينها و جامعه‌هاي بشري ، براي بيدار شدن مردمان كافي نيست‌ ؟ ) . خداوند فرمان مي‌راند و فرمانش هيچ گونه رادع و مانعي ندارد . ( اصلاً چه كسي يا چه چيزي ياراي جلوگيري از اجرا فرمان او را دارد ؟ ! ) و ( از آنجا كه خدا آگاه از هر چيزي و گواهان آماده و دلائل مهيّا است ) او سريع‌الحساب است ( و در روز قيامت نيازي به طول زمان جهت رسيدگي به حساب مردمان نيست ) . ‏

‏ وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعاً يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ ‏(۴۲)

‏ كساني پيش از آنان ( درباره پيغمبران ) توطئه‌ها كرده‌اند و نقشه‌ها كشيده‌اند ( و توطئه‌هايشان خنثي و نقشه‌هايشان نقش بر آب شده است ) و طرحها و نقشه‌ها همگي از آن خدا است ( و مسلّماً توطئه‌ها و نقشه‌هائي كه هم‌اينك نيز كافران براي مبارزه با تو مي‌كنند و مي‌كشند ، خنثي و بي‌نتيجه مي‌گردد ) . خدا از كار و بار هر كسي آگاه است ( و لذا از حيله حيله‌گران چون ايشان هم بي‌خبر نمي‌باشد ) و كافران خواهند دانست كه پايان نيكوي اين جهان ( و سعادت مينوي آن جهان ) از آن كيست . ‏

‏ وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ‏(۴۳)

‏ كافران مي‌گويند : تو فرستاده ( خدا ) نمي‌باشي . بگو : كافي است ميان من و شما خدا و كسي كه از كتاب ( قرآن ) آگاه باشد گواه شوند .  ( همين بس كه خدا مي‌داند كه من فرستاده او هستم ، و كساني هم كه از محتواي قرآن مجيد آگاه باشند ، از اعجاز قرآن مي‌فهمند كه كتابي را كه با خود آورده‌ام ساخته و پرداخته مغز بشري نيست و از سوي آفريننده مغزها به دستشان رسيده است ) . ‏

درباره ادمین

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image