جمعه , ۱۳ تیر ۱۳۹۹
فوری
خانه / مذهبی / قرآن کریم / سوره الحجر

سوره الحجر

سُوۡرَةُ الحِجر

.
بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان . ‏

‏ الَرَ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ ‏(۱)

‏ الف . لام . را . اين آيه‌هاي كتاب ( منزل آسماني ) و قرآن روشن ( يزداني ) است . ‏

‏ رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ ‏(۲)

‏ بارها و بارها كافران ( در دنياي ديگر ) آرزو مي‌كنند كه كاش !  ( در اين جهان ) مسلمان مي‌بودند ( و فرموده‌هاي خدا و رهنمودهاي انبياء را گردن مي‌نهادند ) . ‏

‏ ذَرْهُمْ يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ‏(۳)

‏ بگذار بخورند و بهره‌ور شوند و آرزو آنان را غافل سازد . بالاخره خواهند دانست ( كه چه كار بدي كرده‌اند اين كه تنها به دنيا پرداخته‌اند و آخرت را فراموش نموده‌اند ) . ‏

‏ وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ ‏(۴)

‏ ما هيچ شهر و روستائي را نابود نكرده‌ايم مگر ( پس از انقضاي ) مدّت معيّني ( كه ) داشته است . ‏

‏ مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ ‏(۵)

‏ هيچ ملّتي بر ( مدّت معيّن و سررسيد ) اجل خود پيشي نمي‌گيرد و از آن عقب نمي‌افتد . ‏

‏ وَقَالُواْ يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ‏(۶)

و ( تمسخركنان ) مي‌گويند : اي كسي كه ( گمان مي‌بري از آسمان ) قرآن بر تو نازل گشته است ، تو حتماً ديوانه‌اي!

‏ لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ‏(۷)

تو اگر از زمره راستگوياني چرا ( به جاي آوردن قرآن ) فرشتگان را به پيش ما نمي‌آوري(تا بر پيغمبري تو گواهي دهند؟!).

‏ مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَا كَانُواْ إِذاً مُّنظَرِينَ ‏(۸)

‏ ما فرشتگان را جز به حق و به همراه حق نازل نمي‌كنيم و هنگامي كه نازل شوند ( اگر بدانان ايمان نياورند ) ديگر بديشان مهلت داده نمي‌شود ( و فوراً عذاب الهي گريبانگيرشان مي‌گردد و مجال ماندن نخواهند داشت ) . ‏

‏ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ‏(۹)

‏ ما خود قرآن را فرستاده‌ايم و خود ما پاسدار آن مي‌باشيم ( و تا روز رستاخيز آن را از دستبرد دشمنان و از هرگونه تغيير و تبديل زمان محفوظ و مصون مي‌داريم ) . ‏

‏ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ ‏(۱۰)

‏ ما پيش از تو ( پيغمبراني را ) به ميان گروهها و دسته‌هاي پيشين روانه كرده‌ايم . ‏

‏ وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ‏(۱۱)

هيچ فرستاده‌اي به پيش ايشان نمي‌آمد مگر اين كه او را مسخره مي‌كردند (همان گونه كه هم اينك باطلگرايان تو را مسخره مي‌دارند).

‏ كَذَلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ‏(۱۲)

‏ ما اين گونه قرآن را به دلهاي بزهكاران داخل مي‌گردانيم ( و از حق آنان را مي‌آگاهانيم ، تا برايشان اتمام حجّت شود )

‏ لاَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ ‏(۱۳)

آنان بدان ايمان نمي‌آورند ( چون در شهوات غوطه‌ورند و باطلگرايند نه حقّگرا ) و شيوه اقوام پيشين هم بر اين بوده است.

‏ وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَاباً مِّنَ السَّمَاءِ فَظَلُّواْ فِيهِ يَعْرُجُونَ ‏(۱۴)

‏ اگر ( به فرض ) دري از آسمان به روي آنان بگشائيم و ايشان از آنجا شروع به بالا رفتن كنند ( و فرشتگان و شگفتيهاي جهان بالا را با چشم خود ببينند ) . ‏

‏ لَقَالُواْ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ ‏(۱۵)

‏ بي‌گمان خواهند گفت : حتماً ما را چشم‌بندي كرده‌اند ( و آنچه مي‌بينيم ابداً واقعيّت ندارد ! ) و بلكه ما را جادو نموده‌اند ( اين است كه چيزها را عوضي مي‌بينيم ) . ‏

‏ وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجاً وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ ‏(۱۶)

‏ ما در آسمان برجهاي نجومي پديد آورده‌ايم ( كه تقويمِ مجسّم جهان و بيانگر نظام شگرف و حساب دقيق آن است ) و آن را براي بينندگان آراسته‌ايم ( تا از اين منظره زيباي بالا به قدرت آفريدگار تعالي پي ببرند ) . ‏

‏ وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيمٍ ‏(۱۷)

‏ و آسمان را از ( دستبرد و دسترسي ) هر اهريمن ملعون و مطرودي محفوظ و مصون داشته‌ايم . ‏

‏ إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِينٌ ‏(۱۸)

‏ و امّا هر كه از آنها دزدكي گوش فرا دارد ، آذرخش روشني به سراغ او مي‌رود . ‏

‏ وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُونٍ ‏(۱۹)

‏ ما زمين را گسترانيده‌ايم و در زمين كوههاي استوار و پابرجائي را پديد آورده‌ايم ، و همه چيز را به گونه سنجيده و هماهنگ و در اندازه‌هاي متناسب و مشخّص در آن ايجاد كرده‌ايم . ‏

‏ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَن لَّسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ ‏(۲۰)

‏ و در آن اسباب زندگي و مايه ماندگاري شما و كساني را آفريده‌ايم كه نمي‌توانيد روزي‌رسان ايشان باشيد . ‏

‏ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ ‏(۲۱)

‏ و چيزي وجود ندارد مگر اين كه گنجينه‌هاي آن در پيش ما است و جز به اندازه معيّن و مشخّصي ( كه حكمت ما اقتضاء كند ) آن را فرو نمي‌فرستيم . ‏

‏ وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ ‏(۲۲)

‏ و بادها را براي تلقيح ( ابرها و بارور ساختن آنها ) به وزيدن مي‌اندازيم و به دنبال آن از ( ابرهاي به هم پيوسته و تلقيح شده ) آسمان آب مي‌بارانيم و شما را بدان سيراب مي‌گردانيم ( و آن گاه به شكل برف و يخ و چشمه‌ها و رودخانه‌ها و درياها و اقيانوسها در زمين جمع‌آوري و اندوخته‌اش مي‌نمائيم ، و دوباره آن را تبخير و به جو زمين مي‌بريم و سپس به زمين برمي‌گردانيم ) و شما توانائي اندوختن ( و نگهداري ) آن را ( بدين گونه در فضا و زمين ) نداريد . ‏

‏ وَإنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ ‏(۲۳)

‏ و مائيم كه زنده مي‌گردانيم و مي‌ميرانيم ( و باقي بوده ) و وارث ( جهان ) مي‌باشيم . ‏

‏ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ ‏(۲۴)

‏ و ما ، هم پيشينيان شما را مي‌دانيم و هم پسينيان شما را ،  ( و مي‌دانيم كه كي بوده‌اند و چه كرده‌اند ، و كي خواهند بود و چه خواهند كرد ) . ‏

‏ وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ‏(۲۵)

‏ و بي‌گمان پروردگار تو آنان را ( روز قيامت در كنار هم ) گرد مي‌آورد ( و به حساب و كتابشان رسيدگي مي‌كند و پاداش و پادافره ايشان را مي‌دهد ، و اين برابر حكمت و آگاهي انجام مي‌پذيرد و ) او حكيم و آگاه است . ‏

‏ وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ‏(۲۶)

‏ و ما انسان را از گِل خشكيده فراهم آمده از گِل تيره شده گنديده‌اي بيافريديم .

‏ وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ ‏(۲۷)

‏ و جنّ را پيش از آن از آتشِ سراپا شعله بيافريديم . ‏

‏ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ‏(۲۸)

‏ ( اي پيغمبر ! بيان كن ) آن زمان را كه پروردگارت به فرشتگان گفت : من از گِل خشكيده سياه شده گنديده‌اي انساني را مي‌آفرينم . ‏

‏ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ ‏(۲۹)

‏ پس آن گاه كه او را آراسته و پيراسته كردم و از روح متعلّق به خود در او دميدم .  ( براي بزرگداشت و درودش ) در برابرش به سجده افتيد . ‏

‏ فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ‏(۳۰)

‏ فرشتگان همه جملگي سجده كردند .

‏ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ‏(۳۱)

‏ مگر اهريمن كه خودداري كرد ( و خويشتن را بزرگتر از آن ديد ) كه از زمره سجده‌كنندگان باشد .

‏ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ‏(۳۲)

‏ ( خداوند بدو ) گفت : اي اهريمن ! تو را چه شده است كه همراه سجده‌كنندگان سجده نبردي‌؟ ‏

‏ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ‏(۳۳)

‏ گفت : شايسته من نيست كه براي انساني سجده برم كه او را از گِل خشكيده حاصل از گِل تيره گنديده‌اي آفريده‌اي . ‏

‏ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ‏(۳۴)

‏ ( خدا ) گفت :  ( چون از فرمان من سرپيچي كردي ) پس از بهشت بيرون شو ، چرا كه تو ( از رحمت من ) مطرود ( و از منزلت كرامت رانده ) هستي . ‏

‏ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ ‏(۳۵)

‏ و تا روز جزا ( كه در آن تو و پيروان تو به عذاب سرمدي من گرفتار مي‌آئيد ) بر تو نفرين باد . ‏

‏ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ‏(۳۶)

‏ گفت : پروردگارا ! اكنون كه چنين است مرا تا روزي مهلت ده كه در آن ( مردمان بعد از مرگشان مجدّدا ) زنده مي‌گردند

‏ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ‏(۳۷)

‏ فرمود : هم اينك تو از مهلت يافتگاني . ‏

‏ إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ‏(۳۸)

‏ تا روزي كه زمان ( فرا رسيدن ) آن ( در پيش خدا ) معلوم ( و اگر هم طول بكشد محدود ) است ( و هنگامه رستاخيز نام دارد ) . ‏

‏ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ‏(۳۹)

‏ گفت : پروردگارا ! به سبب اين كه ( به خاطر اين انسان ) مرا گمراه ساختي ،  ( معاصي و اعمال زشت را ) در زمين برايشان مي‌آرايم و جملگي آنان را گمراه مي‌نمايم . ‏

‏ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ‏(۴۰)

‏ مگر بندگان گزيده و پاكيزه تو از ايشان .  ( كه چون دلهايشان به ياد تو آباد است ، تلاش من در حق آنان بر باد است ) . ‏

‏ قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ‏(۴۱)

‏ فرمود : اين ( خلوص بندگان راستين ) طريقه درستي است كه دقيقاً راه به سوي من دارد ،  ( و حفظ ايشان از گمراهي ، شيوه صحيحي است كه من آن را بر عهده گرفته‌ام ) . ‏

‏ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ‏(۴۲)

‏ بي‌گمان تو هيچ گونه تسلّط و قدرتي بر بندگان من نداري ، مگر آن گمراهاني كه ( به وسوسه تو گوش فرا بدهند و ) به دنبال تو راه بيفتند . ‏

‏ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ‏(۴۳)

‏ و حتماً دوزخ ميعادگاه جملگي آنان است . ‏

‏ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ‏(۴۴)

‏ دوزخ داراي هفت در است و هر دري بخش خاصّ و ويژه‌اي از آنان دارد ( كه از آن به دوزخ درمي‌آيند و متناسب با اعمال زشت و پلشت ايشان است ) . ‏

‏ إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ‏(۴۵)

‏ ( اين پادافره پيروان شيطان بود ، و امّا پاداش پويندگان راه يزدان ، اين است كه : ) بي‌گمان پرهيزگاران در ميان باغها و چشمه‌ساران ( بهشت ) بسر مي‌برند . ‏

‏ ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِينَ ‏(۴۶)

‏ ( پروردگارشان بدانان مي‌گويد : ) با اطمينان خاطر و بدون هيچ گونه خوف و هراسي به اين باغها و چشمه‌سارها درآئيد . ‏

‏ وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَاناً عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ ‏(۴۷)

‏ و كينه‌توزي و دشمنانگي را از سينه‌هايشان بيرون مي‌كشيم ، و برادرانه بر تختها روياروي هم مي‌نشينند . ‏

‏ لاَ يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ ‏(۴۸)

‏ در آنجا خستگي و رنجي بديشان نمي‌رسد ، و از آنجا بيرون نمي‌گردند . ‏

‏ نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ‏(۴۹)

‏ ( اي پيغمبر ! ) بندگان مرا آگاه كن كه من داراي گذشت زياد و مهر فراوان هستم ( در حق كساني كه توبه بكنند و ايمان بياورند و كار نيك انجام بدهند ) . ‏

‏ وَ أَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيمَ ‏(۵۰)

‏ و اين كه عذاب من ( در حق سركشان بي‌ايمان ) عذاب بسيار دردناكي است ( و عذابهاي ديگر در برابرش عذاب نيست ).

وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِ بْراَهِيمَ (۵۱)

‏ و آنان را باخبر كن از مهمانان ابراهيم ( كه فرشتگاني بودند و در لباس انسانها به پيش او آمدند ) . ‏

‏ إِذْ دَخَلُواْ عَلَيْهِ فَقَالُواْ سَلاماً قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ ‏(۵۲)

‏ زماني ( را بيان كن ) كه به پيش او آمدند و گفتند : درود ! ابراهيم گفت : ما از شما مي‌ترسيم ! ‏

‏ قَالُواْ لاَ تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ ‏(۵۳)

‏ گفتند : مترس ! ما تو را به پسر بسيار دانائي مژده مي‌دهيم . ‏

‏ قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَى أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ‏(۵۴)

‏ ( ابراهيم ) گفت : آيا چنين مژده‌اي را به من مي‌دهيد در حالي كه پيري گريبانگير من شده است‌ ؟ پس چگونه ( و برابر كدام قاعده در چنين سن و سالي به تولّد فرزند مرا ) مژده مي‌دهيد ؟ ! ‏

‏ قَالُواْ بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ ‏(۵۵)

‏ گفتند : ما تو را به چيز راست و درستي مژده داده‌ايم و از زمره مأيوسان ( از رحمت خدا ) مباش . ‏

‏ قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ ‏(۵۶)

‏ گفت : چه كسي است كه از رحمت پروردگارش مأيوس شود ، مگر گمراهان ( بي‌خبر از قدرت و عظمت خدا ؟ ! ) . ‏

‏ قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ‏(۵۷)

‏ ( ابراهيم پس از الفت با فرشتگان و يقين از مژده ، بديشان ) گفت : اي فرستادگان ! بگوئيد چه كار مهمّي ( غير از اين بشارت ) داريد ؟

‏ قَالُواْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ ‏(۵۸)

‏ گفتند : ما به سوي قوم گناهكاري فرستاده شده‌ايم ( و همگان را نابود مي‌كنيم ) . ‏

‏ إِلاَّ آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ ‏(۵۹)

‏ مگر خانواده لوط را كه همه اعضاء خانواده را نجات مي‌دهيم . ‏

‏ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِينَ ‏(۶۰)

‏ مگر همسر او را كه جزو بقيّه ( مردم محكوم به فنا ) قلمداد كرده‌ايم . ‏

‏ فَلَمَّا جَاء آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُونَ ‏(۶۱)

‏ هنگامي كه فرستادگان به پيش خانواده لوط رفتند . ‏

‏ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُّنكَرُونَ ‏(۶۲)

‏ ( لوط بديشان ) گفت : شما مردمان ناشناخته‌ايد ( و ما شما را نمي‌شناسيم و نمي‌دانيم چه مي‌خواهيد و از شما بيمناكيم ) . ‏

‏ قَالُواْ بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُواْ فِيهِ يَمْتَرُونَ ‏(۶۳)

‏ گفتند :  ( از ما مترس كه مايه هراس تو نيستيم ) بلكه ( ما فرستادگان خدائيم و ) با خود چيزي به همراه آورده‌ايم كه تو بدان قوم خود را بيم مي‌دادي و ايشان درباره آن شكّ مي‌كردند ( كه نزول عذاب است ) . ‏

‏ وَأَتَيْنَاكَ بَالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ ‏(۶۴)

‏ و ما واقعيّت مسلّمي را براي تو آورده‌ايم ( كه جاي انكار نيست ) و راست مي‌گوئيم . ‏

‏ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ وَامْضُواْ حَيْثُ تُؤْمَرُونَ ‏(۶۵)

‏ بنابراين در پاسي از شب خانواده‌ات را با خود بردار و از اينجا برو و در پس ايشان حركت كن ( تا آنان را بپائي و به شتاب واداري ) و كسي از شما به پشت سر نگاه نكند ( تا عذاب قوم را نبيند و ناراحت و پريشان نگردد ) و به همان جا كه ( برابر وحي آسماني ) به شما دستور داده مي‌شود برويد .

‏ وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاء مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِينَ ‏(۶۶)

‏ و ما به لوط اين موضوع را وحي كرديم كه بامدادان همه آنان نابود و ريشه‌كن خواهند شد . ‏

‏ وَجَاء أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ ‏(۶۷)

‏ ( هنگامي كه صبح گرديد ) اهل شهر ( فرشتگان را به صورت مردان بسيار زيبائي ديدند و بديشان چشم طمع دوختند و ) شاديها كردند . ‏

‏ قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ ‏(۶۸)

‏ ( لوط ترسيد كه كار ناشايست خود را بكنند . بديشان ) گفت : اينان مهمانان من هستند ،  ( حياء كنيد و با انجام كار ناشايستتان ) مرا رسوا مسازيد . ‏

‏ وَاتَّقُوا اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ ‏(۶۹)

‏ و از خدا بترسيد و مرا خوار مكنيد . ‏

‏ قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ ‏(۷۰)

‏ گفتند : مگر ما تو را از ( مهمانداري و پناه‌دادن ) مردمان نهي نكرديم ( و نگفتيم كه حق نداري ما را از كاري كه با ديگران مي‌كنيم باز داري و به نصيحت و ارشاد ما بپردازي و اگر چنين كني تو را از ميان خود بيرون مي‌كنيم‌ ؟ ) . ‏

‏ قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ ‏(۷۱)

‏ گفت : اينها ( دختران شهر ، همه آماده ازدواج با مردانند و به منزله ) دختران من هستند ، اگر مي‌خواهيد كاري كنيد ( و در راه ازدواج و اطفاء شهوات گام برداريد ) . ‏

‏ لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏(۷۲)

‏ ( اي پيغمبر ! ) به جان تو سوگند ! آنان در مستي ( شهوت و جهالت ) خود سرگردان بودند .‏

‏ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ ‏(۷۳)

‏ پس به هنگام طلوع آفتاب ، صداي ( وحشتناك صاعقه و زمين لرزه ) ايشان را فرو گرفت . ‏

‏ فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ ‏(۷۴)

‏ آن گاه ( آنجا را زير و رو كرديم و ) بالاي آن را پائين ،  ( و پائين آن را بالا ) گردانديم ، و با سنگهائي از گِل متحجّر شده ايشان را سنگباران نموديم . ‏

‏ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ ‏(۷۵)

‏ بي‌گمان در اين ( بلائي كه بر سر قوم لوط آمد ) نشانه‌هائي براي افراد هوشمند موجود است ( كه از اين آثار مي‌توانند عمق واقعه را دريابند و بدانند كه هر گروه فاسد ديگري دستخوش چنين بلائي مي‌گردد ) . ‏

‏ وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقيمٍ ‏(۷۶)

‏ اين آثار بر سر راه ( كاروانيان و مسافران است و خرابه‌هاي آن ) برجا است . ‏

‏ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّلْمُؤمِنِينَ ‏(۷۷)

‏ بي‌گمان در اين ( بقاياي مانده بر راستاي راه ) نشانه بزرگي براي مؤمنان است ( كه از آن تكان مي‌خورند و عبرت مي‌گيرند و از موجبات خشم خدا خويشتن را برحذر مي‌دارند ) . ‏

‏ وَإِن كَانَ أَصْحَابُ الأَيْكَةِ لَظَالِمِينَ ‏(۷۸)

‏ ساكنان سرزمين اَيْكَة ( كه قوم شعيب بودند ، مانند قوم لوط متمرّد و بي‌ايمان و ) ستمگر بودند . ‏

‏ فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ ‏(۷۹)

‏ پس از آنان انتقام گرفتيم ، و اين دو ( قوم ، يعني قوم لوط و قوم شعيب ، شهرهاي ويران شده ايشان ) بر سر راه واضح و آشكاري است . ‏

‏ وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ ‏(۸۰)

‏ ساكنان سرزمين حجر ( نيز همچون قوم لوط و شعيب ) فرستادگان ( خدا ) را تكذيب كردند ( و دروغگويشان ناميدند ) . ‏

‏ وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ‏(۸۱)

‏ ما آيات خود را برايشان فرستاديم ( و معجزات خويش را بديشان نموديم ) ولي آنان بدانها پشت كردند و روي‌گردان شدند . ‏

‏ وَكَانُواْ يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتاً آمِنِينَ ‏(۸۲)

‏ آنان در دل كوهها خانه‌هائي مي‌تراشيدند و ( از نزول عذاب و تخريب آنها ) خاطر جمع بودند . ‏

‏ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ ‏(۸۳)

‏ در اين وقت صدا ( ي عذاب ) بامدادان ايشان را فرو گرفت ( و نابودشان كرد ) . ‏

‏ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ‏(۸۴)

‏ و چيزي كه ( از اموال ) كسب كرده بودند ( و دژهائي كه ساخته بودند آنان را از هلاك نرهاند و ) براي ايشان سودمند نيفتاد . ‏

‏ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ ‏(۸۵)

‏ ما آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است جز به حق نيافريده‌ايم .  ( تمام هستي داراي هدف و حكمت است ، و بر مدار حق و حقيقت مي‌گردد ، و لذا با فساد سرِ سازگاري ندارد ، و فاسدان دير يا زود به سزاي خود مي‌رسند ، و همچون قوم لوط و ثمود از صحنه پر نظم و نظام آفرينش به كناري پرت مي‌گردند ) ، و بي‌گمان روز رستاخيز فرا مي‌رسد ( و تباهكاران علاوه از مكافات دنيوي ، به عذاب و عقاب سخت اخروي گرفتار مي‌گردند ) پس ( اي پيغمبر ! ) گذشت زيبائي داشته باش ( و بزرگوارانه و حكيمانه به دعوت خود ادامه بده و در برابر اذيّت و آزار كفّار شكيبائي كن ) . ‏

‏ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ ‏(۸۶)

‏ بي‌گمان پروردگار تو آفريدگار بسيار آگاهي است .  ( پس كار خود را بدو واگذار و باك از اين و از آن مدار ) . ‏

‏ وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعاً مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ ‏(۸۷)

‏ ( اي پيغمبر ! ) ما هفت ( آيه ) به تو داده‌ايم كه ( سوره فاتحه را تشكيل مي‌دهند و در هر نمازي ) تكرار مي‌گردند ( و از منزلت خاصّي برخوردارند و وسيله دعا و ثنا و طلب هدايت از خدايند ) و همه قرآن بزرگ را به تو عطاء نموده‌ايم ( كه معجزه جاويدان يزدان و مايه تاب و توان مسلمان است ) . ‏

‏ لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ ‏(۸۸)

‏ ( اي پيغمبر ! ) چشمان خود را به چيزي خيره مكن كه به گروههائي از كافران داده‌ايم ( چرا كه نعمت دنياگذران است و نعمت آخرت جاويدان ) و بر آنان غمگين مباش ( كه چرا راه كفر مي‌گيرند و به تو ايمان نمي‌آورند ) و براي مؤمنان بال ( مهرباني ) خود را بگستران ( كه پشتيبان حق و حقيقتند ) . ‏

‏ وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِينُ ‏(۸۹)

‏ و ( به كافران ) بگو : من بيم‌دهنده آشكارم ( و به شما اعلام خطر مي‌كنم كه اگر به سركشي و بي‌ديني خود ادامه دهيد ، عذاب بر شما نازل مي‌نمائيم ) . ‏

‏ كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِينَ ‏(۹۰)

‏ همان گونه كه ( عذاب را ) بر بخش‌كنندگان ( احكام آسماني ) نازل كرديم . ‏

‏ الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ ‏(۹۱)

‏ كساني كه قرآن را بخش بخش مي‌كردند ( و قسمتي را حق و قسمتي را باطل مي‌دانستند ، و يا آن را شعر ، سحر ، كذب ، و اساطير مي‌ناميدند ) . ‏

‏ فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْنَ ‏(۹۲)

‏ به پروردگارت سوگند ! كه حتماً ( در روز رستاخيز از آنچه در دنيا مردمان انجام مي‌دهند ) از جملگي ايشان پرس‌‌وجو خواهيم كرد . ‏

‏ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏(۹۳)

‏ ( سؤال و بازخواست مي‌كنيم ) از كارهائي كه ( در جهان ) مي‌كرده‌اند . ‏

‏ فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ‏(۹۴)

‏ پس آشكارا بيان كن آنچه را كه بدان فرمان داده مي‌شوي ( كه دعوت حق است ) و به مشركان اعتناء مكن ( كه چه مي‌گويند و چه مي‌كنند ) . ‏

‏ إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ‏(۹۵)

‏ ما تو را از ( كيد و مكر و اذيّت و آزار ) استهزاء كنندگان مصون و محفوظ مي‌داريم . ‏

‏ الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ‏(۹۶)

‏ آن استهزاءكنندگاني كه معبود ديگري را همراه خدا قرار مي‌دهند ( و بتان را با خدا مي‌پرستند . آنان به زودي نتيجه شرك خود را ) خواهند دانست ( آن گاه كه عذاب دردناك دوزخ ايشان را در برخواهد گرفت ) . ‏

‏ وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ ‏(۹۷)

‏ و ما مي‌دانيم كه سينه‌ات از آنچه مي‌گويند ، تنگ مي‌شود ( و از استهزاء و استهانت و الفاظ شرك‌آلودشان دلت به هم مي‌آيد ) . ‏

‏ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ‏(۹۸)

‏ پس ( به هنگام هجوم ناراحتيها و اندوهها متوسّل به تسبيح و تقديس خدا شو و زبان ) به حمد و ثناي پروردگارت بگشاي و از زمره سجده‌كنندگان ( و نمازگزاران ) باش . ‏

‏ وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ‏(۹۹)

‏ و پروردگارت را پرستش كن تا مرگ به سراغ تو مي‌آيد ( و سراي فاني را وداع مي‌گوئي ، و سراي باقي آغاز مي‌گردد و پرده‌ها به كنار مي‌رود و حقائق در برابر چشمانت جلوه‌گر مي‌شود )

درباره ادمین

هم در پی بالائیــــان ، هم من اسیــر خاكیان هم در پی همخــــانه ام ،هم خــانه را گم كرده ام آهـــــم چو برافلاك شد اشكــــم روان بر خاك شد آخـــــر از اینجا نیستم ، كاشـــــانه را گم كرده ام درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام

مطالعه دیگر مطالب

کیفیت خواندن نماز آیات در استفتائات رهبری

کیفیت خواندن نماز آیات در استفتائات رهبری، آیت الله خامنه ای به چند صورت می …

solymani

وصیت سردار قاسم سلیمانی

بسم الله الرحمن الرحیم شهادت می‌دهم به اصول دین اشهد أن لا اله الا الله …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Enter Captcha Here : *

Reload Image